ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

در گذرگاه خاطره - 25: کفشدوزک هایی به عمق یک حیات دوباره! (مخاطبان خاص داد)


لذت بی نهایت از دیدن چند کفشدوزک بی جان چسبیده به لب تاپ ...
گاهی زندگی به همین راحتی شیرین می شود
به همین زیبایی «نم اشکی و با خود گفتگویی»
به همین سادگی دلیلی می یابی برای زندگی -حتی با عمر نوح!-
....



×. امروز رفته بودم دانشگاه، از تحرکات (!) برخی عزیزان بوهایی برده بودم اما به ناگهان در جوی و جایی چشمم خورد به کیکی و تولدی؛ با چند روزی تاخیر به لطف دوستان تولد من و یکی دیگر از منان من آن هم با هم!
ممنون همتون -همه اونایی که یکی از دلایل متقن برای ادامه حیات منید!- حتی ممنونم از همه اونایی که یکم نا آشنا بودن برام برا اینکه اگه نبودن و جمع همه آشنا بودن قطعا بغضم می ترکید و از شوق می زدم زیر گریه (گریه منم دیدن داره ها! هاهاها) القصه بسیار روز خوبی بود (این جمله رو مخصوص یک نفر خاصه نوشتم که خیلی از این جمله ابراز خوشحالی می کنن!! هاهاها) خاطره ساز شدین؛ جدا سپاس بیکرانه و سر تعظیم همراه با سکوتی عظیم در برابر این همه بزرگی نگاه و وسعت دل ...

و کلام آخر اینکه:

تولد واقعی من همه اون روزهاییه که میام و همه بچه های بالا شادن و شنگول و همه پر انرژی! من بارها زاده شدم!
به همتون افتخار کردم و می کنم ...


×. شعر عمو خسرو ورژن (2) هم امروز برایمان قرائت شد:

اونی که خیلی ویژه اس / عمو خسرو آویژه اس!
کارمند یه اداره اس / عمو چه با اراده اس!
خواب و خوراک نداره / تو کمپ به فکر کاره!
عمو خسرو آویژه / همون که خیلی پاکه
رو سن که حرف می زنه / حرف حساب می زنه!
کف همه بریده / عمو چقدر بی باکه!!!
عمو که مهربونه / گاهی میاد به خونه
درسته تو اداره اس / ولی به فکر ما هس!
دل همه مون خونه / از اون کمپ دیوونه !
نقشه کشیدیم بریم / کمپ رو آتیش بزنیم
عمو سپرد نه دیگه / جو اونا ناجوره!
تازگی عینک داره / با عینکش کل داره!
کل عمو رو زدن / وقتی کله می زدن!!!!
دو واحدش مونده باز / باید اونو کنه پاس
سرباز نمی خواد بشه / دوست نداره کچل شه
گفتیم که خیلی ویژه اس / سرخوشه و آویژه اس
هنوز تو دل های ما / یه دبیر نمونه اس

نسخه اول اینجا

شعر لطیفی است و به دل نشست هوارتا!
تو کمپ بعضی شبا با همون کفش دوزکا خلوت می کردم و به یاد همه اون خاطره های خوب هاهاها می خندیدم از ته دل! واقعا به فکر همه بودم تو تک تک لحظه ها باز هم ممنون همه ...

بعدا نوشت:
×. الان که دباره داشتم می خوندم ببینم ایراد تایپس نداره و داشتم سرمو شونه می کردم مامانم اومده میگه باز چته دیوونه شدی باز داری می خندی(!!؟) بعد با تعجب خاصی نگاه کرده به من میگه سردت نشه! نگاه کردم دیدم هنوز شال گردنیه به گردنمه

یه هاهاهای از ته دل به سلامتی همتون ....

۳۱ نظر:

  1. پس اینجوری که خیلی تولد داری
    خرج ما میره بالا ;)
    اما میرزه :)

    پاسخحذف
  2. این جوری که خیلی تولد داری
    با این حساب خرج ما میره بالا ;)
    اما ارزش روداره

    پاسخحذف
  3. هاهاها!

    اینارو! عکس دسته جمعی گرفتن!هاهاها!هاهاها!

    الان دوباره خ متقی میان می گن یکی شو بدین من!هاهاها( مینا جان مادربرات میخرم کلی!هاهاها)

    خوشحالیم که خوشحالید!


    وای! این شعرو گذاشتین اینجا! کلی غلط قافیه و وزنی داره!هاهاها!هاهاها!(خطاب به خ نجفیان! خواهر آبرومون رفت!هاهاها)

    روز زیبایی بود!

    لحظه لحظه های امروزمان عجیب بر خاطر این ذهن نشست!

    پاسخحذف
  4. چه روزای خوبی داشتیم
    حیف که رفت و رفت و رفت
    به جرات می تونم بگم دارم توی این شرایط فعلی له می شم. از نبودن عزیزانی که روزهایم را با آنان گذراندم. از نبودن دوستانی که انسانیت را با حضور آنان حس کردم. از نبود دوستانی که روزها شانه به شانه خندیدیم، گریستیم، قهر کردیم و....

    پاسخحذف
  5. به سهرابی عزیز:

    آره اصلا هر روزم هی باید برام کادو بخرید !
    هاهاها

    پاسخحذف
  6. به هزار انتظار گرامی:

    بله روزهای خوب

    پاسخحذف
  7. هاهاها

    آخ آخ امروز شوخی بود اون گفتن راست میگه من خانوم متقی ایشالا احیانا جدی نگرفته باشینشا که می دونم نگرفتین ...

    پاسخحذف
  8. به حسین عزیز:

    کاش می شد دوباره از اول صنایع بخونیم ...

    اما خوبی خاطرات به همین گذرا بودنشونه

    پاسخحذف
  9. قبل اينكه نظرارو بخونم ميخواستم بگم، خوب اگه يكيشو ميداديد به من چي مي شد خب اينهمه به چه دردتون مي خوره.
    كه ديدم مامانم گفته خودش برام مي خره، دلتونم بسوزه.
    ماماني، اصلا آبيشو بخر كه فرق داشته باشن و با مال عمو قاطي نشن. دستت مرسي

    پاسخحذف
  10. چقدر اينا نازن كنار هم!
    تمام لحظه هاتون شاد و قشنگ.
    :)

    پاسخحذف
  11. بسيار روز خوبي بود. ممنون كه با حضورتون دوباره خاطره اي جاويدان ساختيد
    خوشحالم كه خوشحاليد
    راستي غلطهاي قافيه رو هم به درستي خودتون ببخشيد

    پاسخحذف
  12. داشتم به این فک میکردم سه شنبه برای ارائه درسم(ادبیات کودکان و نوجوانان) همین شعر رو ببرم برای نقد!

    هاهاها

    پاسخحذف
  13. سلام
    روز بسيار خوبي بود....
    روزي پر از خاطره....
    پر از شادي....
    و پر از غم....

    پاسخحذف
  14. خطاب به خ. نجیفان عزیز:

    شاعره بزرگوار سرکار خانم نجفین شعر زیبای شما نشان ا ز ذوق و سرخوشی شما بانوی بزرگ که افتخاری گران برای تمام جامعه زنان گرزدارست را داشت! این چنین مفاهیم غنی همراه با بینش زبیای ادبی شما در بیت بیت این شعر که معلوم نیست ترانه است یا شعر! چنان در ذهن و جان خوانندگان و شنودگان نشسته است که قصد پاشدن ندارد!

    هاهاها

    پاسخحذف
  15. طاهره تقصیر خودت بود! گفتی نجیفانشو درست کنم، بد تر خراب شد!!!هاهاها

    پاسخحذف
  16. شاعره بزرگوار سرکار خانم آذرنوش
    شعر زیبای شما نشان ا ز ذوق و سرخوشی شما بانوی بزرگ که افتخاری گران برای تمام جامعه زنان گرزدارست را داشت! این چنین مفاهیم غنی همراه با بینش زبیای ادبی شما در بیت بیت این شعر که معلوم نیست ترانه است یا شعر! چنان در ذهن و جان خوانندگان و شنودگان نشسته است که قصد پاشدن ندارد
    ها ها ها

    پاسخحذف
  17. هاهاها


    سرخوشیم دیگه

    جدی نگیرید...هاهاها

    پاسخحذف
  18. به مینا متقی گرامی:

    کفشدوزک آبی نداریم که !

    پاسخحذف
  19. به پریا ابراهیمی گرامی:

    سپاس در حد بنز !

    پاسخحذف
  20. به خانوم طاهره سادات گرامی:

    غلط وقتیه که معنا و مقهوم نداشته باشه
    اینا همشم درست و راست بود

    پاسخحذف
  21. به زادچهر گرامی:

    فقط درباره سن شاعر + سن عمو در شعر چیزی نگین !
    هاهاهاها

    پاسخحذف
  22. به نه چندان غریبه گرامی:


    عالی بود

    حالا چرا غم ؟!

    پاسخحذف
  23. به زادچهر و نجفیان گرامی:

    نکنه خوابشون برده که قصد پا شدن ندارن !؟

    پاسخحذف
  24. به زادچهر گرامی:

    ایشالا همیشه سرخوش باشید و مست ...

    پاسخحذف
  25. یعنی چی ی ی ی ی ی ی؟؟؟
    بی تربیتا!!!
    عمو فقط عموی خودمه!!! دزدی هنری در این حد؟
    گریییییییییییییییه!!!!

    پاسخحذف
  26. هوالخلاق

    :)

    آرام و خلاق و هر روز متولد زي ... .
    ارادتمند : a min

    پاسخحذف
  27. به امین عزیز:

    نوکرتم
    تو هم زیزی !

    پاسخحذف
  28. ای وای من باز دیر رسیدم...
    همیشه سر کلاس...سر برنامه هایی که قول داده بودم...
    اینم بهش اضافه شد...
    من عــــصبـــــانــــــیـــــــم چرا عروسک خ.ن.ز رو شب قبلش به من نشون ندادید...
    شعرتونم خیلی خوب بود...
    خ.آذرنوش و خ.نجفیان و بقیه خ و آ عزیز دستتون درد نکنه...
    باشد که همه در تقابل با همکارانمان با آن اسلحه نه جندان گرم(چون مسلما تو یخچال نگهش داشتن)از خودمان و فرزندانمان دفاع کنیم...
    در بن بستها راه آسمان باز است...
    پرواز بیاموزیم...

    من همچنان مسعودم از نوع اسماعیلیش که البته قصد داره بازیگر شه!
    مصاحبـــــــه امو بـــــــــــخــــــــــون...

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !