۱۳۹۳ خرداد ۱, پنجشنبه

یادداشت مطبوعاتی - معضلی به نام دور دور

معضلی به نام دور دور
-----------------------------------------------
چاپ شده در روزنامه شهروند - پنجشنبه 1 خرداد 
لینک دائم مطلب (+)
پی دی اف صفحه (+)

اگر جوان باشید و یا احیانا ساکن خیابان­های ایران­زمین، سعادت آباد یا فرشته و ولی­عصر، فعل «دور دور کردن» یکی از بدترین افعالی است که هر روز در خاطرتان صرف می­شود. «دور دور کردن» اشاره به تفریحی دارد که در آن عده­ای برای نمایش آهن­های زینتیشان (بخوانید ماشین­های گران­قیمت) به خیابان می­آیند و مسیری مشخص را مدام دور می­زنند. جالب­تر آنکه تجربه­ی سکونت 15 ساله در خیابان ایران­زمین ثابت کرده است که اغلب این افراد از اقشار پایین جامعه­اند که به ناگهان پولی به دستشان رسیده و ماشینی خریده­اند و یا بدتر از آن کارگران نمایشگاه­های ماشین و افرادی از این دستند. یادم هست همین سه ماه پیش در سه راهی مهستان با ماشینی تصادف کردیم که به هنگام رد و بدل کارت ماشین و بیمه فهمیدیم طرف اصلا تهرانی نیست! اما این تفریح پوچ، رفته­رفته این روزها شکل و شمایل جدیدتری به خود گرفته است. از همین بعد از عید جدیدترین نوع این پدیده در خیابان ایران­زمین به صورت دریفتینگ (ترمز دستی کشیدن با سرعت بالا در خیابان به طوریکه ماشین دور خودش می­چرخد؛ چیزی درست مثل صحنه­های اکشن سریال معروف هشدار برای کبرا 11) آن هم نه در ساعات شبانه روز که در بامداد و ساعاتی حدود 3 یا 4 نیمه شب ساکنین را به شدت آزار داده است. در این میان هم نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی به جای حل موضوع، تنها با تمرکز بر جمع­کردن و پاک کردن صورت مساله اقداماتی نظیر بستن سر خیابان ایران­زمین یا سه راه مهستان را انجام داده­اند. این اقدام، بدون فکرِ به این مساله است که هدف این قبیل افراد، تنها دور دور کردن است و نمایش ماشین­های گران­قیمت خود (احتمالا برای پوشاندن ضعف­های شدید شخصیتی و درونی خود) و نه چیزی بیش از آن. لذا نتیجه­ی این اقدامات گاه و بیگاه نیروی انتظامی، چیزی جز اذیت بیش از پیش برای ساکنین این محله­ها نیست. به طوریکه بارها و بارها شاهد دعوای نیروهای انتظامی با ساکنین این محلات شده است. نمونه­ی آخرش همین چهارشنبه سوری گذشته بود که یکی از ساکنین مجتمع سینا در خیابان ایران­زمین قصد ورود به مجتمع را داشت که نیروی انتظامی مسیر را بسته بود و این امر منجر به بگو و مگو و دعوای شدید میان ساکنین و آن­ها شد. 
بی­اعتنایی و سیاست­های بی­نتیجه این ایام کار را به جایی رساند که درست در جمعه شب گذشته، این افراد دور دور کننده، در نیمه­شب اقدام به شکستن شیشه­ی ماشین­های اطراف مجتمع سینا و همچنین خانه­های طبقات پایینی بلوک هفدهم این مجتمع کردند و این امر باعث شد تا در همان اوایل شب شنبه­ی هفته­ی جاری، ساکنین این مجتمع به صورت دسته­جمعی بیرون ریخته و زنجیره­ای انسانی برای اعتراض به بی­اعتنایی نیروی انتظامی و مقامات مسئول به وضعیت خیابان ایران­زمین تشکیل دادند. اقدامی که باعث شد تا در چیزی کمتر از ربع ساعتی نیروهای انتظامی و راهنمایی و رانندگی به محل تجمع بیایند و به آرام­کردن ساکنین بپردازند و نتیجه­ی آن باز هم بستن سر خیابان ایران­زمین و سه راه مهستان شده است. اقدامی که در این چند روز بیش از پیش شاهد آن بوده­ایم. القصه ما مانده­ایم و اقداماتی بیهوده، هل من ناصر ینصرنی!؟


*. دیگر یادداشت های مطبوعاتی (+)

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۰, شنبه

همین اسفندی که گذشت ...

کثیری در آرزوی پارتی و تو درست در وسطش نشستی و بی هیچ حسی تنها به او فکر می کنی که آزرده خاطرش کردی و چه حس بدی است که درست میانه ی شادی بی حد و حصر رفقایت باید لبخندهای تصنعی تحویل دهی و ظاهری شاد به خود بگیری که مثلا حالت خوب است و اصلا بهتر از این نمی شود
در میانه ی این هوای بهاری اسفندماه انگاری یادت رفته باشد که زمستان است و به ناگاه روزگار لامصب بدجوری بخواهد به یادت بیاورد که هوا بس ناجوانمردانه سرد است. آتش به آتش سیگار دود می کنی که در ملتقای دود و الکل، چهره ی تیره ات، تار شود و کسی نپرسد از ... آه!
«آیم فروزن» را با همان خواننده لعنتی فریاد می زنی، هوا سرد است شدید ...

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه

دست در حلقه ی آن زلف دو تا ...

شاید احمقانه باشد 
اما 
انگشت هایم به باد حسادت می کنند 

حالا 
- بعد از همان نگاه های خیره-
تمام تنم در تخت آرام است 
و انگشتی که تو را لمس کرد 
ایستاده و با شوری عجیب 
برای کل بدنم از حرارت لمس احساس تو سخنوری می کند 

آخ آخ ... ای امان از تو لعنتی دوست داشتنی من



*. دیگری ها برای ژوزفین (+)