ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

افکار پریشان - 43: محرم نامه 3 و عوق دردها


حالم خوش نبود -دل است دیگر میگیرد تنگ می شود ...- حوصله نداشتم -آنقدر بی انرژی که هنوز هم عذاب وجدان حاصل از مکالمه بی انرژی با یک دوست آزارم می دهد- هیچ چیز نه نوازش دستان آندره بر معشوقه اش -پیانویش!- و نه رقص واژگان فریدون در شعرهایش!

پیشتر توضیح داده بودم محرمم چگونه است اما به توصیه عزیزی و به لطف رفیقی هم قطار شدیم تا مسجد امام حسین ...
الان که آمدم حالم بسیار بدتر از قبل است! بس که چرند دیدم و شنیدم ...

ادامه رو عوق زدم، بالا آوردم، ننوشتم -پس بیخیال خوندنش شین، پر است از حرف هایی که نباید گفت ...-

آقایی که لابد اگه بیای تلویزیون بهت میگن دکتر، آقایی که نمیدونم آیت اللهی، حجت الاسلامی یا هر چی
شب عاشورا این همه آدم به احترام عزای امام حسین اومدن به یکی از قدیمی ترین مسجدهای تهران که متنبه شن (!؟) چیز جدید و نویی که جای دیگه و زمان دیگه نمی تونن یاد بگیرن اینجا بیاموزن، تو این شب های پر برکت توشه ای ببرن برا زندگیشون که تا حالا ندیدن(!؟) نه اینکه 20 دقیقه سخنان گهر بار شما رو با اون ادبیات بی وصف شما درباره جنابت و انواع جنابت بشنون با این توضیح که من وارد مسایل شرعی خانوم ها نمی تونم بشم و زشته اینجا بر منبر رسول خدا از اونا صحبت کنم! -سخن از جنابت مشکل نداره اما از حیض یقین حجیت شرعی نداره!- 20 دقیقه داری به مخاطبانت که تو چهره هاشون حالت تعجبی عمیق همراه با عصبانیت بود -البته آقایونش، خانوم ها رو که ما ندیدیم- فرق بین بول و منی رو توضیح میدی، از شرایطش می گویی که اگر جهش داشت فلان است و بهمان، از رنگ و بو و لعابش می گویی ... -از نظر من گفتن اینها مشکلی نداره و معتقدم اتفاقا باید گفت اما در این شب ها بحث های ریشه ای تری هم هست-
حال این بماند، 15 دقیقه ای بعدیت را چگونه هضم کنم!؟ آن موقع که داشتی غسل میت رو توضیح می دادی که اگر خواستید مرده را غسل دهید و دستتان خورد چه کنید -این صحبت ها منو برد به دوران نادر شاه که بهشت زهرایی نبوده- چگونه لزوم کلامت را درباره توصیف چگونگی نماز میت بفهمم!؟ دیگر با این آخری چه کنم که داشتی نماز را توضیح می دادی که 5 بار در روز است ...

آهای سخنران بعدی که اسمت را یادم نیست -سبطی، سبوطی، اوسطی (!) یادم نیست!-
این همه از ثواب زیارت قبر حسین گفتی، این همه از ثواب اشک ریختن بر او، گفتی هر کس نم اشکی بریزد بهشت بر او واجب است، پا را فراتر نهادی؛ هر کس بگرید تمام گناهانش بی کم کاست بخشوده می شود، هر کس که به زیارت قبر حسین برود که دیگر تا آخر عمر آمرزیده است و این همه از ثواب اشک و آه و زیارت گفتی که چه!؟ که من بنده گنه کار عاصی خیالم راحت باشد که هر چه گناه کردم پشم!؟ همه بخشیده شد و از فردا دوباره گناه کنم؟! این حسین برای من چه فرقی با آن مسیح ساخته ذهن -و نه آن مسیح واقعی- کشیشان مال دوست پول پرست قدرت طلب دارد!؟ یعنی من گناه کنم و بعد با قطره اشکی بر حسین همه چیز حل!؟ گیرم که حق الله اش بخشیده شود حق الناسش چه!؟
این همه از ثواب زیارت قبر حسین گفتی، یک بار از شرایط زیارتش بگو، یک بار از چگونگی زیارت بگو! یک بار بگو محب حسین کیست!؟ آنکه دسته راه می اندازد و ترافیک ایجاد می کند محب است!؟ آنکه یخابان را می بندد که نذری بدهد محب است!؟ آنکه برای رسیدن به هیئتش خلاف می رود و راه را می بندد محب است !؟ آنکه ....
این همه از امر به معروف او حرف زدی یک بار از نحوه اش بگو -چه شد نکند با گشت ارشاد در تناقض است پس بیخیال شو!-
این همه از چهره زیبای حسین گفتی، از قامت رعنای عباس، یک بار از مرامش بگو! یک بار هم از اخلاقش بگو! حسین را در انتقام و عباس را در شمشیر ترجمه کردید ...
این همه از جراحت ها گفتی و خلخال هایی که کشیدند و گوشواره ها که دریدند، یک بار از دلیل قیام حسین بگو! یک بار از آن آدم ها بگو که چه شد در مقابل حق ایستادند -نگو برای پول که باورم نمی شود این خیل عظیم همه در برابر پول در مقابل حقیقت روشن ایستادند- یک بار از دلیل رستگاری حر بگو!
این همه از خطابه زینب در کاخ گفتی، یک بار خود خطابه را بخوان!

...................



برا تو مخاطبی که همه را خواندی می گویم
پیشتر گفته بودم در تشکیکم که بگویم یا نه -که هنوز هم در تشکیکم- این تنها بخشی از دردی است که حنجره ام را سالهاست می جود و مرا خانه نشین کرده، دردم می گیرد وقتی می بینم ....

این حرف ها را جدی نگیرید بگذارید پای گفته های یک دیوانه ...

۷ نظر:

  1. دیدم اگه بخونمش حالم بدتر میشه
    گذاشتم واسه بعد

    ...

    پاسخحذف
  2. ببین آویژه جونم هرکی بهت گفت دیوونه بفریتش پیش خودم درسش میکنم
    مهم اینه که من دوست دارم
    مواظب خودت باش
    من با ناشناسای دیگه فرقی ندارم

    پاسخحذف
  3. برای من سخنران مهمتر از بخشای دیگه مراسم
    خب چی بگم بسیاری از حرفات رو باید یکی بزنه بلاخره درد دل زیاد است در مود شیوه مواجه با ای موضوع اما خب وقت نیس اگر نه ه شب درد نامه ای مینوشتم!

    پاسخحذف
  4. سلام.
    وقتی ده روز اول رو عزاداری میکنیم و بش...
    در حالی که نهم و دهم و بعد از اونه که باید عزاداری کرد.
    اصلا عزاداری یعنی چی؟
    ...

    پاسخحذف
  5. این درد رو همه دارند...یه چیزی که هست اینه که دوسال پیش یه آقایی که خیلی شبیه چمران بوده...توی مسجد محل خودمون(این نقل قول از جانب برادر و پدرم است،چون من آنجا نبودم)دقیقا این کار رو با وسعت بیشتر که گویا به بهداشت و اینها هم رسیده بود...انجام داده بود که همه شاکی و یه عده وسط صحبتهاش بهش توپیده بودند...و پیش نماز مسجد هم گفت که بنده ایشون رو دعوت نکرده بودم!
    دیگه آدم وقتی می ترسه...زیاد میگه دیگه،در کل اینکه فقط با بخش دسته آوردن بیرون صحبتهات ارتباط برقرار نکردم...اونهم برای اینکه فکر می کنم بحث ترافیک یه بحث حل شده در ایام محرم هست و اگر برای بردن و آوردن بیمار به بیمارستان نکته ای در ذهن داری-که یقینا داری و فکر می کنی در این روز به مشکل بر میخوره-اگر یک خیابان بسته است خیابان دیگری باز است...دلیل اینکه انقدر محکم پای اقامه ی عزاداری ایستادم این است که اقامه عزای حسین واجب است وگرنه چرا در شهادت جدش رسول خدا چنین نمی کنند؟!

    در کل شاید تفاوت سلیقه است ولی واقعا خوب نوشتی به جز اون یه مورد درد منم بود...
    چیزای دیگری رو هم به نظرم باید می گفتی مثلا اینکه می زنن خودشونو با تیغ و قمه و زنجیر خونی و مالی میکنن...یا اینکه این علم(یا علامته چیه نمیدونم)رو می دونم که روسها وارد کردند...همینطور زنجیر زنی رو!

    مسعودم رفیق...
    دوستت دارم...
    باز یادم رفت...سلـــــــام...

    یا حق!

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !