۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

عکس نوشت - 2: بدون شرح و بی نوشت !


-------------------------------------------


---------------------------------------------------------



۳۱ نظر:

  1. ممنون ازاین که بچه رو از خواب پروندین!

    هاهاها!

    ولی عوضش کلی ذوقید!

    پاسخحذف
  2. اولی: شبیه نخود!

    دومی: صورتی بود بهر بود!

    سومی:ک. خ!

    پاسخحذف
  3. به زادچهر گرامی:

    خواهش

    خوبه بچه که ذوق نکنه چیکار کنه !؟
    ذوق نکنه و اذیت نکنه چیکار کنه ؟!

    پاسخحذف
  4. به زادچهر گرامی:

    هاهاها

    بچه خودتونم بود می گفتین نخود!؟

    هاهاها

    پاسخحذف
  5. امان از درد بی دردی که چون آید برد عقل شعور.
    ای رفیق باز مکن درب بسته ی این دهان.
    هاهاها

    پاسخحذف
  6. به مصطفی عزیز:

    هاهاها

    باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود !

    پاسخحذف
  7. باز شدنی هست ولی دیدنی و پسندیدنی نیست

    پاسخحذف
  8. قبل از هر چیز عکس اولی فوق العادس!
    سلام.
    1)من دو خط که بیشتر ننوشتم... کسی هم که نمی خونه!
    شما بنویسید.
    2)اینقدر وبلاگ و نوشته های من بدن که شما نوشتنتون می خشکه؟!!!! :(((
    3)یادمه گفتین اون پست 409 به منم مربوط میشه.پرسیدم چطور نگفتین...
    4)ما تازه واردهارو به بزرگی خودتون ببخشید.
    (ما هم بزرگ میشیم)

    پاسخحذف
  9. من اینجا کسی رو می بینم که بچه دوست داره ولی با زبان بی زبانی داره می گه :))) ها ها ها

    پاسخحذف
  10. به سرکار خانوم تینا:

    نه بابا قلممون جلوی قلم شما کم میاره

    پاسخحذف
  11. زنگ تفریح جالبی بود. علی الخصوص بعد از پست قبلی...

    پاسخحذف
  12. نه عزیزم تو رو میگم که این عکس ها رو گذاشتی دیگه

    ما فهمیدیم که دلت بچه می خواد :))))

    پاسخحذف
  13. به آریانای گرامی:

    سپاس از حضورت
    صرف به عنوان زنگ تفریح نگذاشته بودم

    پاسخحذف
  14. پس خیلی بهتر! که صرفا برای زنگ تفرح نیست...
    پزشکی می شناختم کلا ادم عجیبی بود. پیش از معاینه کودکان گوشی اش را در دست میمالید تا گرم شود. می گفت:"طفلکی مور مورش می شود چندشش می شود خاصه اگر بچه تب داشته باشد. درست است نیم وجب قد دارد ولی خوب این هم آدم است و حقوقی دارد." خدا بیامرزد دوست دکتر ما را...
    بی ربط هم نبود. عکس بالایی مرا یادش انداخت.
    اگر عکس باز هستید پیشنهاد می کنم مسابقه دریافت و شرح بر عکس راه بیندازید بد نیست. خودم شاید روزی در دستور کار گذاشتم...

    پاسخحذف
  15. نی نیییییییییییییییییی!
    خیلی نینی دوست دارمممممممم آخیییییییییییی!
    بقیشم الان ساعت 3:10 شبه نزدیک سحره کلی خستم و خوشحالم هستم .....

    دیگه الان خستم توقعهایی دارید از آدم نصف شبی که کامنت نمیزارن اا!!!!!!

    پاسخحذف
  16. عکس اول خوردنی
    دومی پوشیدنی
    سومی دوست داشتنی
    تمام عناصر زندگی اعم از خوردن و پوشیدن و ارتباط و اینا تو این سه تا عکس جریان داره

    پاسخحذف
  17. با مزه بود خوشمان آمد...
    گوشیش از مال منه!!!

    پاسخحذف
  18. سلام صابر جان
    خوبی؟
    ردیفی؟
    ببخش، ما ماه مبارک تقریبا آفلاینیم تا ببینیم چه شود ...
    اما جویای احوال هستیم.
    ---
    اگه درست حدس زده باشم، عکس دومی مربوط به بلوزی است که متعلق به جناب نورچشمی است.

    پاسخحذف
  19. به خودم:

    هاهاها
    ولی نینیه شما رو دوست نداره ها !
    هاهاها

    پاسخحذف
  20. به سهرابی عزیز:

    هاهاها

    با زبون روزه م یخوای بخوریش!؟

    پاسخحذف
  21. به امین گلاب عزیز:

    آقا ببخشید یاد چی بخیر؟!
    هاهاها

    پاسخحذف
  22. به سرکار خانوم مهدیه گرامی:

    هاهاها

    گوشیشو خوب اومدین دکتر ...

    پاسخحذف
  23. به سرکار خانوم فاطمه گرامی:

    علیک به به

    پاسخحذف
  24. به نقطگی عزیز:

    می دونم رفیق
    سه شنبه چشم به راهتیم که ببینیمت

    دیگه نیستین ما به یادش لباسشو گذاشتیم

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !