۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

عکس نوشت - 1: سرآغاز ...


راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست ...

--------------------------------------------------------






*. دیگر پست امروز:
ژانر -2: هجرت

۱۱ نظر:

  1. خوبه صابر همینطور ادامه بدی آخر نوشتت رو باید عوض کنی و بنویسی "دیگر پست های امروز" :دی

    پاسخحذف
  2. کی میتونه بگه عکس اول غروب یاطلوع بدون آگاهی اولیه؟

    پاسخحذف
  3. به صنوبر عزیز:

    سپاس
    آره ها اینجوری همونجوری میشه !

    پاسخحذف
  4. هنوزم منو نمیشناسی ؟؟؟؟؟؟ من هیچ کسم هیچ کس۲۹ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱:۱۹

    داشتم فکر میکردم چی مینوشت اینجا

    گفتم همینجوری یک سرچی کنم شاید فکرم باز شه
    اولین چیزی که اومد این صحبت شریعتی بود

    من در گوشه تنهایی خود چیزی دارم که تو در عرشه کبریایین تداری من خدایی چون تو دارم و تو چون خودی نداری!


    وفتی مقصود اونه کعبه و بتخانه بهانست

    شعر همون بلاگ داره میگه انقدر تو رو دوست دارم که هیچ کس کسیو انقدر دوست نداره!

    چقدر عحیبه

    یعنی میشه یک روزی معبودمونو اینجوری دوست بداریم؟

    پاسخحذف
  5. به امیر عزیز:

    شاید همه دوست داشته باشن غروب ببیننش !

    پاسخحذف
  6. به هنوزم منو نمیشناسی ؟؟؟؟؟؟ من هیچ کسم هیچ کس:

    دعا کنین بشه ...

    پاسخحذف
  7. نه در مسجد گذارندم که رندم
    نه در میخانه که این خمار خام است
    برو عطار زان که او میشناسد
    که سرور کیست،سرگردان کدامست
    :((

    پاسخحذف
  8. به سید مجیب عزیز:

    کین خمار خام است !!!!

    پاسخحذف
  9. ره میخانه و مسجد کدام است!؟
    که هر دو بر من مسکین حرام است
    واسه همینه که نشستی پشت کامپیوتر هی آپ می کنی!!!
    آخی...نه میخونه رات میدن نه مسجد...

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !