ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

در گذرگاه خاطره - 18: سفرنامه ای نانوشته به آسارا!


نجات سرباز جدیدساز - آسارا - تیرماه 89



راستش زیاد برنامه داشتم برا نوشتن از سفر سه روزه به آسارا با مصطفی و سجاد و امیر و رضا و با وجود جای خالی امین و حسین -اونم دوتا!- و سعید و احسان و رضا و ... اما حقیقتش اوضاع طوری شده که دست و دلم به نوشتن نمی ره!
دست و دلم نمی ره بنویسم و
هرهر بخندم که وقتی شما تو دمای 45 درجه می پختین ما اونجا از سرما یخ می کردیم ...
حال ندارم از کوهی بنویسم که همش خاطره بود: افتادنش، گیر کردنش، صخره هاش، مار تو سوراخاش!
حسش نیست بنویسم از تیکه ها و سوتی های سفر مثل دوغ آسارا(!)
حتی حالشو ندارم از راه بندونی که لاری جانی راه انداخته بود بنویسم!

راستش کمی حالمان گرفته است ...
ببخشید!



*. انگار سهراب راست می گفت که نه وصل ممکن نیست!

*. باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور!

*. سفرنامه مرتبط با پست در اینجا

*. عکاس هر دو عکس رضا

*. رفتیم سینما! دوتایی! من و امین! فیلم چهل سالگی! فوق العاده بود! (البته فوق العاده مزخرف!) هاهاها

*. ...

۱۸ نظر:

  1. شتر ننویسی نمی گن فلجی، ننویس. مطلب رو هم، بگذریم.
    هاهاها
    ببخشید یادم نبود ماهی .
    هاهاها

    پاسخحذف
  2. هوالخلاق

    آسارا ، آسارا ، آسارا
    در نجات سرباز س . ج
    جام خالي نه جام خالي!!!

    درباره ي 40 سالگي هم بايد بگم :
    موافقم ، فوق العاده بود!

    آرام و خلاق زي... .
    ارادتمند : ..:::(a creative mind (a min :::..

    پاسخحذف
  3. به مصطفی عزیز:

    چرا بابا می گن لالی فلجی کوری کری علیلی ...

    پاسخحذف
  4. راست می گن اینا که گفتی همشون هستی.
    در ضمن خل کچل دیوونه یادت رفت
    هاهاها

    پاسخحذف
  5. به امین عزیز:

    درباره فوق العادگیش که شکی نیست

    در ضمن وقتی که جات خالی جامم خالی !

    پاسخحذف
  6. خدمت خودم:
    خیلی چاکریم از طرف صابر خسروی.
    هاهاها

    پاسخحذف
  7. به مصطفی عزیز:

    من این همه هستم و اینها همه من نیست !

    پاسخحذف
  8. حالم از جوابت بهم خورد یاد شیخ افتادم که داشت با آبکش دوغ می خورد.
    هاهاها

    پاسخحذف
  9. ای بابا
    چرا انقدر بی حال
    صابر پر انرژی احیا باید گردد
    :)
    نبینم خستگیتو:)

    پاسخحذف
  10. درود بر آنهايي كه تعطيلات 3 روزه رو به 5 روزه تبديل كردند ، خوش گذشته كه ؟
    آقا زود به زود آپ مي كنين ما هم كه دستمان از اينترنت كوتاه هر وقت سر مي زنيم بايد يه سه چهارتا پستي رو باهم بخونيم
    دلم ميخواست واسه پست صدمت نظر بذارم
    بي تعارف از تمامي نوشته هايي كه ازت خوندم لذت بردم اما اون مناخیموس!يه چيز ديگه بود تا خط آخر سركار بودم خدا از سر تقصيرات شما بگذره.
    راستي بابت پايان جام جهاني هم بايد بگم امسال از اينكه تو زمستون برگزار شد مستفيذ شديم حداقل بانوان محترم كاپشن و كلاه داشتن و باعث شدن تلويزيون محترم تر ما يه تصويركي ازشون به ما نشون بده ....
    خوش باشين

    پاسخحذف
  11. سلام عموصا...
    به قول یه دوست عزیزی الله مع الصابرین!
    حکمتش رو که روو نمی کنه، منتظر اون یکی دَرِشیم!!!

    پاسخحذف
  12. به امیر عزیز:

    خسته نیستم
    کمی حالم گرفته بود ...

    پاسخحذف
  13. به آرتمیس عزیز:

    همین حضورتون گرما بخشه

    تو اون موردم که شما لطف دارین ...

    پاسخحذف
  14. به میم صاد خودم:

    سلام عمویی خوبی؟

    عمو جان مارو دعا کنیا !

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !