۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

من و تو - 13: هر چی دریا رو زمینه نمی تونه ابر بارونی بیاره ...



مدت هاست می خواهم از نعمات زندگیم بگویم امشب هم برای هزارمین بار باز تصمیم گرفتم بنویسم اما هر بار با خودم زمزمه می کنم که نه شاید حق مطلب ادا نشود ...
دلم گرفت، لرزید، اشک شد و ریخت ... ببخشید اگر این پست خیس است و کم و گنگ و بی حرف و پر از سکوت!


تمام حرف من این است:
آشنایی عجب واژه عجیبی است ...




×. چند دلیل بیشتر ندارم برای اینکه هنوز نفس می کشم و خودکشی نکرده ام(!) یکی از این دلایل متقن و اصلی، وجود دیگر منان من است یعنی دوستانم ...

×. لزوما دوست در ذهن من تعبیر عامه دیگران را ندارد: مامانم و بابام -با همین لفظ!-، داداشام -چه نسبی چه سببی!-، رفقای دیداری، رفقای نادیده و مجازی، همان چوپان پیر روستای انگاس، دختر فال فروش تقاطع تخت طاووس و سهروردی، ....

×. نمی دانم قدرشان را درست دانسته ام یا نه اما همیشه از وجود تک تکشان لذت برده ام، وجودهایی دیوانه که سراسر زیباییند و رشد!

×. چقدر این عکس حرف داره ...

یک توضیح:
×. وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا از دریچه قشنگ چشم روشنت می باره! اگر این تعبیر ایرج جنت عطایی درست باشد ببخشید بر من که این روزها آن صابر همیشگی کمی غایب است ...
عزیزی کامنت گذاشته بود چرا کم می نویسی؛ یاد این جمله رضا قاسمی در چاه بابل افتادم که: از دردهای کوچک است که آدم می نالد، وقتی ضربه سهمگین باشد آدم لال می شود ... خرده بر من مگیر رفیق شفیق!


۹ نظر:

  1. نمی دونم چرا وقتی این متن رو خوندم یاد دلتنگیام افتادم،یاد چیزایی که دل و قلبمو به درد آورده
    از یه نفر چیزایی فهمیدم که خیلی غمگینم کرده
    اون یه نفر غریبه نیست...

    پاسخحذف
  2. چقد غم داشت این پست!

    چقد حرف داشت این سکوت!!!!

    ای بابا!!!!

    راستی اونجایی که گفتین ببخشیم بر شما اگه ...

    من نمی بخشمتون! ایشالا برید جهنم!!!هاهاهاهاهاهاها

    یاد حرف یه عزیزی افتادم! که میگفت این چند وقت وقتی شما میخندین انگاری دارین فحش میدین به ادم!!!(توضیحشم باشه برای بعد!!!)

    ارزو میکنم شاد باشین و سرحال! و به زودی بشین هممون اقای خسروی همیشگی!

    اها راستی نمیخوادم استراحت کنید!گویا بهتون نمیسازه! از امروز بیاین دان! یه طرح درخواست خرید فایل میدیم برای کل دانشگاه! هاهاهاهاهاهاها

    الباقی شم خودتون حدس بزیند دیگه! من نمینویسم!هاهاهاهاهاها

    بهترین اروزها...

    پاسخحذف
  3. اها راستی به قول خانم نجفیانم :

    " تمام حرف ما این ست:

    آسمان باشید!!!"

    هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها( کلی هاهاها)

    پاسخحذف
  4. آشنایی عجیبه
    ولی اتفاقه
    بر عکس جدایی
    که قانونه
    سلام رفیق . . .

    پاسخحذف
  5. چقدر خوب كه آدم قدر داشته هاشو بدونه

    و چه دليل هاي خوبي واسه نفس كشيدن داريد

    اما دلم واستون سوخت كه خواهر نداشتيد . نمي دونيد چه نعمتي بزرگي رو ( اينو خيلي بزرگ ادا كنيد ) حس نكرديد ..... اجازه بديد يه بارم ما از خودمون تعريف كنيم به كجاي دنيا برمي خوره !!!!!

    اينم يه كامنت واسه يه توضيح شما :

    آرزویم اینست :
    نتراود اشک در چشمان تو هرگز
    مگر از شوق زیاد
    نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
    و به اندازه هر روز
    هر لحظه
    تو عاشق باشی
    عاشق آنکه تو را می خواهد
    و به لبخند تو از خویش رها می گردد
    و تو را دوست بدارد

    به همان اندازه
    که دلت می خواهد

    پاسخحذف
  6. ببخشید منظور کامنتتون رو نفهمیدم

    پاسخحذف
  7. حالا چرا به خودتون نسبت میدید؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
    :)

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !