ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

من و تو - 2

والله که شهر بی تو مرا حبس می شود ...




*. در این هجمه های پر خون های مستبد قیرگون این شهر خاموش تنها خیال
توست که دم و بازدم می کند ....
*. ..
*. قطعه ای از حضرت مولانا (غزل 441 دیوان شمس)
*. عکس از فلیکر

۵ نظر:

  1. چقدر من این قطعه و این عکس را دوست دراممم واقعا زیبا ستتتتتت دل آدم آروم میشه

    راستیییییییی
    اولللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل

    پاسخحذف
  2. ***

    اومدم ببینم وبلاگ یک دیوونه به تمام معنا چه شکلیه ، که خب دیدم !!! انگار باید تعبیرم رو از دیوونه بودن عوض کنم !!!!

    ......

    چقدر عکس و متن با هم جور هستن !


    ***
    Elham
    ***

    پاسخحذف
  3. اين پستهات رو بيشتر دوست ميدارم...

    پاسخحذف
  4. هوالخلاق

    ميدوني ، وقتي به اين عكس نگاه ميكنم يه بعد ديگه اون رو بيشتر احساس ميكنم!!!
    اون بعد زمانه!
    احساس ميكنم زمان داره متوقف ميشه...
    و يه صدايي مثل سكوت ولي نه به ساكتي اون... يه چيزي تو مايه هاي صدايي كه وقتي يه صدف رو به گوشات نزديك ميكني (صداي هواي گرفته اول سپيده دم) رو اينبار براي اولين بار نه با گوشام بلكه با چشمام ميشنوم!!!

    انگار منم ديوونه شدم!
    البته اعتراف ميكنم ديوونه بودم، ديوونه تر شدم (:

    گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست...

    آرام زي.
    ارادتمند : trizman

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !