ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

شعر - 1




خدا
شب را آفرید
و بشر
تاریکی را !



*. ترجمه احمد پوری
*. دیشب آزاد شد: نامرد! دو شب منتظرت بودیم نیومدی، همون شبی که نیومدیم اومدی بیرون !!!
*. امروز فردی اونقدر شرمندم کرد که زبانم قاصره از تشکر! فقط می تونم سکوت کنم ...


۱۱ نظر:

  1. انشاء الله که آزاد بشه از آزادی!

    پاسخحذف
  2. سلام
    کلی ناراحت
    آرزو به دل موندیم یه بار ما اول بشیم که نشد!!!
    چه عکس ترسناکی!!!پر از التهاب و وحشت!!!

    ...و خدا آسمان را
    و زمین را آفرید
    و شب را
    و روز را آفرید
    و ستاره ها را به شب
    و خورشید را به روز
    و درخت را به پرنده
    و پرنده را به آ سمان بخشید
    و تنهاییش را به من!!!
    نمی دونم چه ربطی به پستی که شما گذاشنین داشت
    فقط همین طوری نوشتم دیگه...
    راستی کلی تبریک بابت آزادیه اون بنده خدا...

    پاسخحذف
  3. مشت مي‌کوبم بر در
    پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها
    من دچار خفقانم، خفقان!

    من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز
    بگذاريد هواري بزنم،
    -آآآآآآي!
    با شما هستم!
    اين درها را باز کنيد!
    من به دنبال فضايي مي‌گردم،
    لب بامي،
    سر کوهي،
    دل صحرايي
    که در آنجا نفسي تازه کنم.
    آه!
    مي‌خواهم فرياد بلندي بکشم
    که صدايم به شما هم برسد.
    من هوارم را سر خواهم داد،
    چاره درد مرا بايد اين داد کند.
    از شما خفتهء چند،
    چه کسي مي‌آيد با من فرياد کند؟

    پاسخحذف
  4. به پینوشت دو من هم دیشب خیلی فکر کردم و دیدم چقدر جالب انگار همیشه خدا برای زمانهای نا امیدی ما بهترین هدیه را در نظر گرفته

    واااااییییی که چقدر خستممممم دلم میخواد 5 روز بخوابم وای کاشکی میشد

    من بهتون توصیه میکنم قدر درس خوندن به زبان مادری را خیلی بیش از خیلی بدونید

    راستی به اون فرد بگید لطف کنه به منم لطف کنه انقدر دلم میخواد یکی این روزها خیلی بهم لطف کنه و یک کارایی رو که وقتشو ندارم برام انجام بده
    این روزها خیلی بیش از اندازه دلم میخواد یکی باشه بهم کمک کنه اونم کمک فکری وگرنه کارهای انجام دادنی را خودم انجام میدم
    واییییی خدا باز من نا شکرم

    راستییییییی ازین جا به شما و همه دوستاتون بگم این چند وقته خیلی دعاتون کردم سال دیگه همتون دانشجوی مدیریت اجرایی باشید

    میگما
    خوبه من خسته ام انقدر حرف میزنم اگه سرحال بودم لابد میخواستم 50 تا کامنت بزارم
    هه هه هه

    آزادیشون مبارکککککک ایشالا همه از بند نفس آزاد شیم

    در شمن جناب خسروی خونه دار شدید دیگه خونه ما یادتون رفتتتتتتت؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخحذف
  5. انگار تا سه نشه بازی نمیشه

    شمن همون ضمن هست
    نمیشه من یک بار غلط املایی نداشته باشم

    یعنیییییییییی خنگگگگگگگیم واسه خودم

    التماس دعااااااااااا یه عالمه

    پاسخحذف
  6. تاريكي...!!!
    "زبانم قاصره از تشکر! فقط می تونم سکوت کنم ..."اين لحظه ها خيلي دوست داشتني هستند لحظه هايي كه از ذوق ترجيح ميدهي سكوت كني و در دلت جشن بگيري...

    پاسخحذف
  7. به گلی جونم:

    اخی...من فدای تو و اون کارات...می خوای من بیام کمکت کنم!!! باور کن اگه بخوای میاما...
    ولی خب من کارای انجام دادنیتو انجام می دم تو خودت کارای فکری تو بکن!!! اخه من فکرم خوب کار نمی کنه!!!کلی خنده!!!

    پاسخحذف
  8. منم شاسوسا
    ماهی که آسمونی براش نیست
    شاید شبی آفریده نشده !!!
    وگرنه منو بی آسمون نمیذاشت

    پاسخحذف
  9. to zeinab
    خدا خیرت بدهههههههه
    تو بیا هر کار دلت میخواد بکنننننن عسلمممممممم

    مهربون خالههههههههه

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !