ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۱۵, شنبه

Dilemma - 1

می بینم هنوز هم
به بهانه های کوچک
مثلا یک پفک،
یا نهایت چیپس کتل چی توز
دلم خوش می شود!

حال نمی دانم باید خوشحال باشم از این قضیه و یا ناراحت،
که مدتی است دلم خوش نیست ...

۲ نظر:

  1. خب دلخوشی های کوچیک هستند، اما خب اونقدر کوچیکند که لحظه ای آدمو دلخوش می کنند دیگه...
    امشب من دقیقا با یه بستنی اینطوری دلخوش شدم...
    جالبه، این پستت منو یاد ِ یه شب ِ خنده داری انداخت که مثل ِ بچه ها از فکر ِ خریدن ِ آل استار های رنگارنگ تا یک ساعتی دل خوش بودم جوری که مث ِ مامان باباها به خودم قول دادم فردا اولین کاری که می کنم خریدن ِ سه جفت آل استار با رنگای مختلفه... و اما بدیش این بود که فرداش خودم مث ِ مامان باباها خودم رو راضی کردم که این کار اصلا عاقلانه نیست...و بعدم حس کردم دیگه آل استار اونقدر دلخوشم نمی کنه...

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اما باسه هنوز هم همین خیلی دلخوشی های کوچیک مدتی دلخوشم می کنه

      مامان باباها رو خوب اومدی

      حذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !