ه‍.ش. ۱۳۹۰ آذر ۱, سه‌شنبه

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب ...


تو را گم می کنم هر روز 
و پیدا می کنم؛ 
هر شب ...

چگونه با جنون خود
مدارا می کنم؛
هر شب ...


دلم 
فریاد می خواهد

فریاد
 فریاد 
دلم
فریاد می خواهد
ولی
در انزوای خویش 

دلم فریاد می خواهد
ولی در انزوای خویش ...

چه بی آزار با دیوار 
نجوا می کنم؛
هر شب ...


کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی!؟
کجا لعنتی!؟


------------------------


نه گریه ای
نه خنده ای 
که سرکشد به پای دل 

نه شاعری
که سر نهد برای من ترانه ای 
نه مطربی 

نه غنچه ای
که سرنهد در این بهار تشنه لب  

نه سبزه ای
نه شبنمی 

...





*. انگار حسب حالی است که فقط اهل هایش میفهمند 

*. شاعران: بهمنی، غضنفری 








۵ نظر:

  1. به عشق ایستاده است آفرینش

    حیف که گم شده این حقیقت بدیهی

    پاسخحذف
  2. خیلی داغونم
    خیلی

    پاسخحذف
  3. دلم فریاد می خواهد ، ولی در انزوای خویش...

    خیلی خوب بود ، با اینکه یه بار نظرمو خوردی...
    کوفتت...(بوق)

    پاسخحذف
  4. این روزا، حسب حال اینجانب نیز :-(

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !