ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۱۳, جمعه

افکار پریشان - 72: جامعه شناس میمیرد !؟



توجه: خطر غیر علمی و غیر آکادمیک بودن این نوشته زیاد است!
تذکر: نوشته صرفا تراوشات خام نگارنده است!


محمد رضایی در انتهای کلاسش با پیش کشیدن دعوی عده ای از جامعه شناسان سوالی را مطرح کرد: «آیا بوردیو مرده است!؟»
انگار ایده اصلی همین پرسش را چندی پیش هم در قامتی دیگر پرسیده بود: «نظریه ها با ما چه می کنند و ما با نظریه ها چه می کنیم!؟»
چه اینکه جامعه را به تعبیری «تاریخ ساکن یعنی برشی از یک مقطع زمانی معین در طول تاریخ (و به همین اعتبار تاریخ را جامعه در حرکت) و آنگاه جامعه شناسی را شناخت ساز و کارها و روابط و علت و معلولهای آن برای زیست بهتر» بدانیم؛ و چه آنکه این تعبیر را نپسندیم و مفهوم جامعه شناسی را از زاویه ای دیگر به نظاره بنشینیم؛ این طور به نظر می رسد که بعد زمان و به طبع آن پویایی و تغییر -و به تعبیر آن دوست شاعرم این متغیر لایتغیر تاریخ!- می تواند رکنی جدا نشدنی از جامعه و جامعه شناسی باشد. با همین پیش فرض به پرسش اولیه برمی گردیم: «آیا بوردیو مرده است!؟». بگذارید سوال را کمی بیشتر بسطش دهیم: «آیا جامعه شناس می میرد!؟»
برای پاسخم به این سوال می خواهم دو مفهوم را از هم جدا کنم: 1-نظریه یک جامعه شناس 2- زاویه دید یک جامعه شناس
بگذارید با یک مثال بی ربط این تفاوت را کمی شرح دهم: یک موقع ما فرمول جاذبه را و یا نظریه نسبیت را می خوانیم که می شود نظریه؛ ولی موقعی هم ما به این مساله توجه می کنیم که نیوتن و یا انیشتین چگونه جهان را دیده اند که به جاذبه و یا نسبی بودن رسیده اند. یعنی به زاویه دید نظریه پرداز می نگریم: بینش نیوتنی و بینش انیشتینی!
با این دو تفکیک و آن مثال بی ربط برای چندمین بار به پرسش آغازین باز می گردیم و بدان پاسخ می گوییم:
بوردیو در هیئت یک نظریه پرداز در جامعه شناسی (آن هم بیشتر از نوع مردم مدارش) به دردها و رنج های جامعه پیرامونی خویش پرداخته و از این منظر با تغییر درونیات آن جامعه طبعا نظریه هایش از این دید منسوخ خواهند شد ولی نگرشش، نوع تحلیلش -فارغ از سوژه تحلیلش-، روشش و به طور کلی زاویه دیدش تا همیشه زنده است و باقی خواهد ماند
و به همین سیاق: دیگر جامعه شناسان ...



×. سریع نوشته شد و تند و پریشان!
×. دوباره توجه و تذکر اول متن قرائت شود ...


پست شاید کمی مرتبط: (+)

۴ نظر:

  1. خیلی سخت بود ولی با«به دردها و رنج های جامعه پیرامونی خویش پرداخته...نگرشش، نوع تحلیلش -فارغ از سوژه تحلیلش-، روشش و به طور کلی زاویه دیدش تا همیشه زنده است و باقی خواهد ماند
    موافقم»

    پاسخحذف
  2. خواستم بگم بی اجازتون وبلاگتون زیرو رو شد

    راضی باشین

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !