۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه

عکس نوشت -4: تختی ...


تختی برای انداختن مدال هم سرش را جلوی شاه خم نمی کند

بی خود جهان پهلوان ننامیدنش که این لقب را مردمان به واسطه مردمی بودنش دادند به وی
و مرگ سزای همین مردمی بودنت بود ...


-سالمرگش است الفاتحه-

------------------------------------------------------



قهر مکن ای فرشته روی دلارا ...

------------------------------------------------------


-برای عنکبوتی که جلوی خورشیدو گرفته چی میشه گفت آخه !-

------------------------------------------------------


های دانشگاه تهران به گوش باش:
آماده شو برای در آغوش کشیدن حسین!
-حسین جان حسین جان قبولیت مبارک!-


------------------------------------------------------

لینک های روز:

کلاهی که می افتد!
اندر حکایت فوتبال زنان ایران!

ماه در حال کوچک شدن است
میشه پست ها برای این خبر نوشت ... چه خبر عجیبی است

۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

همینجوری - 20: و کمی شاید شعر !



    ظهر شده است ساقیا

    باده بده بدو بیا

    بازیگوشی دیگه بسه

    بدو بیا هوا پسه

    حیرون و ویلونم بکن

    از اینجا بیرونم بکن

    مست بکن از سر ذوق

    بزن و بکوب از سر شوق

    ساقی بیا دلم پره

    زمونه عین شتره

    عین شتر پستی بلندی داره

    عین شتر زبری و سختی داره

    عین شتر دوتا کوهان درشت

    عین شتر موهایی داره پر پشت!

    ساقی بیا کوهانشو یکی کن

    کثرتو گم کن عین وحدتش کن

    ساقی بیا موهاشو تر تمیز کن

    اوضاعشو مثل قمر نظیف کن !

    ساقی بیا می رو بیار

    برای من از اون کنار

    ساقی بیا دلم شده عین سنگ

    بیا بکن دل منو مست و ملنگ

    بیا برام هف خط جامو بریز

    ...



    *. هاهاها

    *. عکسم مزه شراب ساقیه یقین دیگه !

    *. شعر که نیست اما خودم تراوشیدم!

۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

عکس نوشت -3: عشق و سیاست !




بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را ...


بدون شرح



*. این عکس آخری حرف ها داره برا آنهایی که حرف خونن ...
خیلی حرف داره ...


--------------------------

لینک های روز:

ارتش آمریکا در خلیج فارس سرنشینان یک کشتی ایرانی آتش گرفته را نجات داده و سپس تحویل نیروهای نظامی ایران دادند
نه به نظرم عاشق چشم و ابروی ایرانی ها نبودن اما ببینین چجوری دارن تو این اوضاع بی اخلاقی ایرانی ها دارن اخلاقشون رو به رخ می کشن حتی جالبه از روی زرنگیشون حتی این خبرو خیلی هم روش مانور ندادن یا اینکه مثلا اون ایرانی ها رو بازداشت کنن بعد چهارتا هاکوپیان و ... تحویلشون دادن تا خودشونو به رخ بکشن ... وای بر ما!

بررسی صلاحیت نمایندگان در حین دوره نمایندگی توسط شورای نگهبان
قدرت طلبی تا چه حد! تا کجا!؟ نه جدی ...
کمی به ساختار سیاسی کشور نگاه کنیم می بینیم که .... (!)

تربیت 23 نوزاد بسیجی در یکی از پایگاه های بسیج تهران
خبر طنز و شوخی نیست به خدا !! جدیه !!!
هاهاها

80 درصد دختران دبیرستانی دوست پسر دارند

رونوشت با تبریکات فراوان به تمامی نهادهای مذهبی، فرهنگی و سیاسی کشور !

زمانی برای تهوع
اگه حوصله ندارید نخونین ....



۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

ادای دین - 11: رفیقی به عظمت نگاه! به سخاوت لبخند!



فرق مرد و مادر یک الف بیش نیست!
و این یعنی مادر که نباشد قامت راست آدمی خم می شود!
مرد بی مادر یعنی قامت خمیده! مرد بی مادر یعنی ...


امروز به مراسم ختم مادر یک مهربان تر از برگ گلی رفتیم ...
راستش دیدن غم آدم های خوب از جنس مهر و محبت سخت است ...
و سخت تر گاهی که مجبوری حفظ ظاهر کنی و بخندی و اشک هایت را در جای دیگری بریزی که مبادا حضورت کسی را غمگین تر کند -که گاهی مرد بودن سخت است!-
یک لحظه تصور واژه واژگانت سخت بود رفیق! زمانی که از فقدان گفتی و چه تعبیر صادقانه ای بود -هنوز جمله ات در ذهنم است: وقتی مامان دیگه نیست اونوقته که آدم معنی واژه فقدان رو می دونه!-

حقیقت، درک وجود چنان مادری مهربان و دوست داشتنی سخت نیست وقتی تو را می بینم! چنین پسری باید زاده یک فرشته باشد! خاصه این باور به یقینی ابدی بدل شد زمانی که تو از مادرت می گفتی و چقدر در تک تک واژگانت و چقدر در تک تک مامان گفتنهایت درس بود برای من!

هنوز اس ام اس بی بدیلت در گوشه ذهنم جاودانه است: «متاسفانه مامان مهربانم ما رو ترک کرد و در آغوش باز خدا آرام گرفت!» بزرگی رفیق! بزرگی و صداقت و زیبایی و لطافت به یقین قلبی ام بدل گشت بعد از امروز ...

به پاس بزرگی و عظمت نگاهت با شوق و شور و شعف، مستانه لبخند می زنم و اشک می ریزم و خدا رو شکر می کنم که چه لطف و لطافتی بود رفاقت با تو!


بخند که خنده هایت عالمی را آمش است رفیق!



*. تراوشی بود هر چند کوچک اما به پاس قدمت و عمق رفاقتت رفیق!

*. عکس مربوط است به جشن برخورد خانوادگی دبیرخانه مهندسی فرهنگی، عکس به ظاهر مناسبی نیست اما عمق دارد! خاطره دارد ...

*. عکاس مهدی صحب جمعی


مهربانی هم اینجا در این باره نوشته است ...

۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

تیکه ها و سوتی ها - 8: قصه های ما و داداشم اینا !





داداشم زنگ زده برداشتم میگم الو میگه: گوشی!
بعدم میگه ببین من تو جلسم بعدا بهت زنگ می زنم!
نه حالا خداییش این چیه؟! تیکه است!؟ سوتیه!؟ چیه!؟




*. توضیح: البته این یه جور چت بازی و شوخیه تو خانواده ما ...
هاهاها

۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

دو کلمه حرف حساب - 2: ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به!



تو او را دوست داری و او نیز تو را !
و چه بسیار عشق هایی که تا ابد به همین گونه می مانند!


نه عاشق غرورش را زیر پا می گذارد
و نه معشوق نازش اجازه می ده که بگوید !


و لاجرم هر دو در این عشق ابدی می مانند
تنها و سرگردان و حیران که
«مگر خضر مبارک پی تواند
که این تنها بدان تنها رساند»

عجب رسم بدی است این تعارف بی دلیل
میان عاشق و معشوق
آنگاه که نه این جرات گفتن دارد و نه آن

نازش اجازه بیان دوستت دارم را می دهد!


عجب رسم غریبی است زیستن ...


ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به




*. جوانان امروز -نه آنها که هوس را با عشق اشتباه گرفته اند!- بسیار مبتلا به این قضیه می شوند، بالاخره باید یکی شهامت کند ...

*. مدت ها بود این پست قرار بود ارسال شود تا اینکه بیخود و بی جهت امشب آپ شد !

عکس نوشت - 2: بدون شرح و بی نوشت !


-------------------------------------------


---------------------------------------------------------