ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۲, پنجشنبه

تو حتی اسم من را هم فراموش کرده ای ...

ژوزفینم ...

رسم قصه ها رسم عجیبی است
همیشه آدم خوب های قصه ها زود فراموش می شوند

باور نمی کنی!؟
اسم چندتایشان را بگو ...






*. دیگری ها برای ژوزفین (+)
*. ما را در فیس بوک پیگیری کنید (+)


۶ نظر:

  1. ژوزفین بگو خب !!!!!

    نه ! گمونم حق با شماست

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. چیزی نداره بگه بنده خدا جز اینکه تهش رو کنه و خیره به صورت آدمی بگه: شما!؟

      حذف
  2. آدم خوب های قصه زود فراموش نمی شن...
    فقط آدمیزاد سرگرم ِ زندگی میشه یکم،
    یکم که بشینه فکر کنه، یادش میاد...
    ژوزفینم یکم فکر کنه، یادش میاد...

    پاسخحذف

  3. مهربانم..
    ای خوب...
    تو کجایی آخر؟
    که دل خون شده بی تابم،
    از نسیم و گل و آب،
    از درخت و باران،
    از شراب و مهتاب،
    از هرآن چیز کز آن بوی خدا میآید،
    هی تو را می پرسد،
    هی تو را می جوید،

    هی تو را می خواهد

    عشقی از جنس خدا می خواهد
    وقت اذان شد و آهی درنهانم جمع شد
    !گفتم که چه خوب! از پی هر آهی
    سر هر آب روانی!سر گلدسته هر دسته گلی!نقش خدا بی تاب است
    چه روان میجوید غزل تازگی این دل من
    .
    .

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !