۱۳۹۱ بهمن ۱۲, پنجشنبه

پیر بچه!

روایت «کودک درون» ما هم روایت «زال» بود ...

۱۳ نظر:

  1. کوتاهه های زیبایی خوندم ازتون تو این چند پست آخر ...... دست مریزاد

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. باعث افتخاره سر زدن شما خانوم به اینجا

      حذف
  2. ببحشید ما اگه شکایت داشته باشیم هم اینجا باید عنوان کنیم ؟؟؟؟

    اصلا چه معنی داره برای یه خانم تو کامنتایی که میذاره نمایه اقا نشون داده میشه ؟؟؟؟

    مسولین چرا رسیدگی نمیکنن؟؟؟؟؟؟

    پاسخحذف
  3. می بینید تو رو خدا تا شکایت کردیم دیگه نسیم پیشان رو هم می گه ناشناس

    برم تو کوچه پیشیه بیاد منو بخوره ؟؟؟؟؟؟

    پاسخحذف
  4. یعنی کودک درونت سفیده؟ خوبه که!
    میخوای کودک درون و بیرونتو با هم قاطی کن نصف کن. 2 تا کودک مو بور خوشکل به دست میاد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من قبول ندارم.
      پیر نیست. مگر اینکه تو پیرش کنی. که داری می کنی.

      حذف
  5. اینو که خوندم یاد ِ آتلیه و جلسه ی مخ افتادم که اون کلاه قرمز ستاره ایه رو گذاشتی رو سرت، بعد کلی بهت خندیدیم...
    کودک ِ درونت که خوب بود، چرا پیر شد یهو؟
    به روش نیار که پیره، هی کارای احمقانه بکنی، جوون میشه...

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. کودک درون ماهم «پیره و گاهی دلش یاد جوونی میکنه، بلبل شوقش هوای نغمه خونی میکنه»

      حذف
  6. شب کنکورو وب گردی!!
    سرعت اینترنتم که مثل همیشه...

    خطاب به همه کسایی که تا فردا ظهر این کامنت رو میخونن: لطفا هر وقت بیکار شدین یه کوچولو دعا کنین قبول شیم ما هم بی زحمت! دستتون مرسی

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !