ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه

روایت انتظار ...




روایت «انتظار» روایتی سلبی است. روایتی که در آن منتظر تنها چیزی که می داند این است که اوضاع فعلی خوب نیست. روایتی که در آن واقعیت فعلی نامطلوب است و باید در برابر آن به مقاومت پرداخت: مبارزه با اکنون بودن، حتی بی هیچ دغدغه ایجاب!

که غیر از چنین روایتی فهمش برای چون منی عجیب است. فهم منتظری که راضی است به شرایط موجود! و چه بد منتظری است و چه بد انتظاری است، منتظری و انتظاری این گونه ...
بسیار متعجبم از منتظرانی که به اکنون بودنشان راضی اند. نه تنها خوشحالند، که می بالند که در زمانه ی «امام» و «آقا» و «رهبر» و «شاه» و «رئیس» و «مرجع» و «استاد» و هزار عنوان قدرتمند دیگر زندگی می کنند -از «دوران شاه خدا بیامرزش»ان تا «دوران طلایی امام»شان تا «دوران با شکوه  انقلاب»شان تا «عصر روشنگری»شان تا «رنسانس»شان تا «گفتگوی تمدنها»یشان تا «دوران ولی امر مسلمین جهان»شان تا «تجلی دموکراسی»شان تا «ورود به دروازه تمدن»شان و تا و تا و تا و ..- و چنین انتظاری در فهم قدرت من نیست. این گونه راضی شدن به شرایط موجود و مسحور و خوابگرد شدن روزگار ...

و چه عجیب است برای چون منی دیدن منتظرانی که چنین ساکن، غرق در اکنون بودنشان برای آمدن منجی، صبح و شب، «ادرکنی»شان و «دعای فرج»شان لقلقه زبانشان است و یکبار از خود نمی پرسند که بیاید که چه!؟ اگر اوضاع خوب است که برای چه بیاید!؟ و سخت عجیب است فهمش ...

تناقض میان رضایت از اکنون بودن و انتظار، سخت عجیب است ...





×. روایت سلبی در اینجا همان است که گفته شد: مقاومت در برابر وضع نامطلوب موجود 
و این مقاومت در برابر وضع مکان مند و زمان مند اکنون لزوما شرایط ایجابی نمی خواهد که حالا چه خواهد شد ...

×. آن همه مثال آوردم که منظور ذهنیم را بیان کنم که این شرایط موجود، تاریخمند و مکانمند است و علاوه بر آن  منحصر به شرایط زمانی و مکانی فعلی نیست ... 
امید که کژ فهمی ایجاد نشود 

×. مطلب مرتبط:

×. منبع عکس (+) 



۴ نظر:

  1. هم عکس گویا بود و هم متن

    پاسخحذف
  2. سلام
    هیچ کدام از واژه هایی را که برایت متناقض است درک نکرده ای! بی انصافی کرده ای داداش

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ای کاش که شناسا کامنت گذاشته میشد تا بفهمم و بیشتر بپرسم حضوری و مستقیم
      از بزرگی یک چیز یاد گرفتم و اون هم این بود که متقن صحبت نکنم پیرامون هیچ چیز و اونهایی که منو می شناسن طبعا میدونن این روحیه ام رو
      چیزهایی که نوشته شده فهم من از مقوله انتظار بوده و فهمی که حاصل دوران دور دبیرستانه و تواین مدت هفت هشت ساله چکش خورده و رسیده به شاکله روایت سلبی از این ماجرا
      اصولا زندگی خود من و خوانش من از واقعیت هم همینطور بوده: یک روایت سیال سلبی
      این فهم من و عمل من بوده طبعا با یه مباحث پیشاتاملی خودش که طرح اون مباحث رونه لازم دونستم ونه امکان طرحش در پست یک بلاگ بود
      اما همه این ها باعث نمیشه که بگم همین هست ودیگر هیچ. نه ممکنه این اندیشه هم غلط باشه یا جاهاییش لازم باشه چکش بخوره و اصولا طرح بحث های من برای گرفتن بازخورده و اصلاح خودمه و فهم خودم و صورت بندی معرفتی خودم
      و ای کاش آشنا کامنت گذاشته شده بود که ایرادات رو و نقدت رو می پرسیدم و می شنیدم چون حقیقت اتهامی اینچنینی که درک نکردم اون هم در قالب جملات مبهم ارزش افزوده ای برام نداشت

      حذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !