ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

لحظه دیدار نزدیک است ...


می لرزد
- دستم که نه! -
دلم!
- نه از ترس!-
که از شوق دیدنت! 

۳ نظر:

  1. بی عکس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

    شب ها شده کارم بیام اینجا رو هی بخونم تا شاید...
    هنوز نرفته هوم استیک شدم :-(

    پاسخحذف
  2. لحظه دیدار.......

    لحظه دیدار نزدیک است

    باز من دیوانه ام مستم

    باز میلرزد دلم دستم

    باز گویی در جهان دیگری هستم

    های نخراشی به قفلت گونه ام را تیغ

    های نبریشی صفای زلفکم را دست

    آبرویم را نریزی دل!

    ای نخورده مست

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !