ه‍.ش. ۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

لحظه ای تامل - 7: یكی در سوگ آیینه نشسته!






چیزی بگو که آینه خسته نشه از بی کسی ...




*. قسمتی از شعر ایرج جنت عطایی با عنوان چیزی بگو

*. باز هم قرار بود چیز دیگه ای بذارم اما یهو این پست آپ شد!

*. در دو پست قبل نوشتم که تسبیح پاره شد، مهربان تر از برگی تعبیر
کرد که یعنی حاجت روا می شید! اما امروز حادثه دیگری رخ داد ...
آینه شکست ...

*. هفته ای که گذشت بسیار جالب بود! هفته دیدار دوستان، بعد از 3 سال
دوستم مسعود رو تو اتوبوس دیدم، خانوم غمخوار به دانشگاه اومد، یکی از
رفقامو بعد 6 سال تو خیابون دیدم، دو تا از رفقام از سفر باز آمدند و ...

*. (پیشنهاد می شود این ترانه رو با صدای شاهکار ابراهیم
حامدی گوش کنید!
از اینجا دانلود کنید)


*. عکس از خودم


*. ...

۲۴ نظر:

  1. اول!

    ای بابا! اقای خسروی! چرا این شکلی شدین !!! هی دارین دست گل به اب می دینا!!! هی یه چیز می شکونید!! کلی خنده!!!

    شوخی کردم...

    خب حالا که اینه شکسته یعنی این که قطعا دیگه حاجت روا می شین!!!:) به قول خودتون: عجب!!!

    حالا مواظب باشین چیزه دیگه ایی نشکنه!

    می خواین یه چند وقتی دست به کاسه و بشقاب نزنین که اونا هم یه وقت نشکنن!!!کلی خنده

    راستی:

    آشنایی عجب واژه جالبی است...

    پاسخحذف
  2. راقب آینه هامون باشیم که اگر ترک بخورن دیگه اون آینه سابق نیستن که اگر ترک بخورن جای یدونه صد تا نشونتون میدن و اونوقت که نمیدونی کدومش حقیقت
    بگزرییم...
    گویا گفتن ای بابا مستحب پس
    ای بابا

    پاسخحذف
  3. آقا پسر بزرگان می گونید : آینه چون نقش تو بنمود راست خودشکن آینه شکستن خطاست.
    مواظب آینه دلت باش که راحت می شکنه و نمیشه کاریش کرد.
    عجب مطالب پرمعنایی از خود بیان نمودم.
    پس در جواب به خودم : ای بابا ...

    پاسخحذف
  4. شاید اون آیینه شکسته عکس دل یکیه که این روزا خیلی تو فشاره و منتظر نگاه
    همون دل محتاج که به هر دلیلی نگاهمون را ازش میدزدیم همون دلی که دست و پاش میسوزه اما نمیزاره رگهاش بسوزند

    شاید این آیینه همون حاجت

    آره آیینه شکست تا بهت بگه جز خودت دیگرانم ببین
    آیینه شکست تا نتونی خودت را ببینی
    تا دیگه نگی من

    آیینه که میشکنه یعنی همه را ببین الای خودت!

    اگه میخوای خودت را ببینی زلال دل بهترین آیینه است!

    حالا دیدی حرفم درست بود حالا دیدی حاجت روا شدی؟
    مگه بهم نگفتی میخوای متعالی شی مگه نگفتی میخوای به خدا برسی!
    بیا دیگه آیینتم شکوندن؟
    کجا داری میری صابر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اون بالا بالا هاااااااا میدونی هر چی آدم به قله نزدیک تر میشه راه باریک تر میشه!
    میدونی قله سردتره پس راهش لغزنده تره!
    صابر نکنه حواست نباشه بیفتیییییی!

    صابر آیینتو شکوندن که دل نشکنی!دل که نمیشکونی اما نکنه حواست نباشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    تو ددلیاااااااا
    میدونی که منظورم از دو دل چیه؟؟؟؟؟؟؟؟دلگیر تو دو دل مننننن

    آدم دو دل باید حواسشو جمع کنه حالا که خدا خواسته تو دو دل شدیییییی!تکنه بزنی به بهانه شکستن آیینه بشکونیش

    صابرخان آیینتو شکوندن که ببینن تا کجا نمیشنکنی مراقب باش از امروز زمین زیر پات خیلی لیزه!
    داری مرد میشی مرد هم قافیه با درد!

    یک آیینه ات رو شکوندن اما خیلی چیز خالی کردن تو خونت به اندازه 10 برابر تکه های آیینه و دونه های تسبیح بهت مفهموم دادن!
    حالا اینجا تویی که انتخاب میکنی که درو باز کنی تا جای اینا باز شه تو دلت!
    یا اینکه بمونی در غم شکستن آیینه!

    به قول خودم من این شکستن آیینه شرط بلاغ بود که باهات گفتن حالا پند و ملالش با تو!

    تسبیحتو پاره میکنن،موبایلتو بر میدارن،آیینتو میشکونن!بابا شاید یک حرفی دارن که تو نمیشنوییییییی!

    فکر نمیکنی میخوان بهت بگننننن دنیا و درگیریهاشو آرزوهاش همه پاک میشن؟آیینه ها همه میشکنن

    این تویی که باید باشی و وجودت مهمه!

    شاید اینا همه دلیل بی خبریت از یک چیز بهش فکر کن دنبالش بگرد صابررررررر نذار فرصتت بره

    من هنوزم نگرانتم همیشه و همه جاااااااا!

    صابر زود باش توروخدا این بار تنبلی نکن
    د پاشو دیگه پاشو!

    پاسخحذف
  5. این روزها خیلی بزرگ هرچی میخوام نگم نمیشه!واژه ای برای گفتن پیدا نمیکنم!

    صابر دورست وقتی دلت میخواد برای چندمین بار بهت جواب بده چرا هم آیینه ات شکست؟هم موبایلت گم شد؟هم تسبیحت پاره شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    د همینه دیگه!

    بابا یک چیزی تو این جواب بوده که باید اینجووری میشدی!

    تا حالا دیدی جوجه از پوسته در میاد؟آیینه هم شکست که تو از بوستت در بیای!
    آقا صابر مرحله جدیدت شروع شده

    نکنه داغونش کنی؟

    نکنه حواست نباشه!

    این بار از همیشه نگران ترم!
    با اینکه هر روز میبینمت همش باهاتم صدات همیشه تو گوشمه با جشمات حرف میزنم اما صابر مراثب باش که این دو دلی به 2دلی و سرگردونی نرسه!

    الان دیگه وقتشه!

    انگار دقیقا زمانشه انگار صدای زنگ کلیسای واتیکان،نقاره امام رضا و اذان مسجد همه باهم دارن خبر میدن صابر درجه دار شد دیگه این اون نیست داره عوض میشه!

    الان لحظه تحویل سالته تا دیروز هرچی بودی امروز نو شدی!

    نزار نو شدن هات زیاد طول بکشه!

    درسته عتیقه هرچیز خوبه اما گاهی اگر نو نیاد ارزش عتیقه معلوم نمیشه!

    صابر صدا و لبخند و نشاط هم مرحله عوض کرد!
    زیر پات خیلی لیزه شاید همشم ماله همون جوابی که باید بشنوی و نشنیدی!

    جوابی که شاید اصلا حدس هم نزنی!

    منتظر باش!

    امشب بارها صدات زدم خودت میدونی چرا!

    پس باز هم میگم صابر ظهور کن!

    پاسخحذف
  6. به سرکار خانوم زینب :

    اولا که عجب!
    چشم دست به چیزی دیگه نمی زنم (خالی بستم حداقل به آقا آرشام مجبورم دست بزنم ایشالا که نشکنه دیگه !!)

    بعدشم واقعا آشنایی واژه عجیبیه خیلی عجیب ...

    پاسخحذف
  7. به امیر عزیز:

    آؤه ما که مراقب نبودیم و شکست ...

    وقتی هم می شکنه آدمو صد نقش نشون میده

    پاسخحذف
  8. اونقدر به وبلاگ خودم و بقیه سر نزده بودم که حتی آدرس وب خودمم یادم رفته بود.

    امروز طی یه حرکت بی نظیر، رفتم تو وبلاگ همه و اذیتشون کردم. کلی کیف کردم. : دی

    اما اینجا که رسیدم دیدم همه چی یه جوریه. اصلا همه ی ذوقم از بین رفت! چه خبره بابا!!!

    واقعا آینه شکستین؟؟؟ خوب عیبی نداره که! سوپر وایزر شرکت ما هم کل هفته ی پیش رو داشت وسایل شرکتو می شکست. بابام هم فنجون چای رو!خصوصیت مردهاست انگار! یکی همش باید مواظبشون باشه!!! هاااااااااااااهاااااااا .
    :دی ی ی ی !

    به به! چقدر لذت بخشه رو اعصاب بقیه راه رفتن!

    بازم میام اذیتتون می کنم.
    فعلا بای!

    پاسخحذف
  9. به مصطفی عزیز:

    ای بابا شما خودت بزرگی ...

    پاسخحذف
  10. به ناشناس گرامی:

    همیشه صراحت و شفافیتی که در یک جمله ساده خبری است در هزاان بیت و غزل و متن ادبی نیست !!

    حقیقتش عصاره کلامتون رو درک نکردم ...

    پاسخحذف
  11. به سوسک میوه ای گرامی:

    عجب!
    ولی خوبه بیاین یه سری بزنین اذیتم کنین ...

    پاسخحذف
  12. به ناشناس عزیز:

    خب شما که می دونی خنگم چا انقده طول و تفسیر دادین؟!

    خب صریح و شفاف برام تفسیرشو میل کنین ...

    پاسخحذف
  13. سلام

    این ناشناس دیشب خیلی سعی کرد منظور من و برسونه الانم اینجا نشسته داره میخنده

    اما نشد

    اینا خلاصه 2 ساعت حرف زدن های منو ناشناس جان بود
    که من داشتم براش توضیح میدادم که از نظر گروه بچه های محبتی (شاگردهای دولابی) این سلسله اتفاقات چی تعبیر میشه!

    اما خب هم بحث طولا نی بود همینکه این ناشناس جان خواست از طرف من کامنت بزاره اینجوری شد!

    مهمترین حرف من دیشب به خانوم....... خانوم که سلام میرسونن این بود که

    آیینه را شکستند تا خودبینی از ما دور شه!

    اینم شرح و تفصیل داره !!!!!!!!!!!!11

    زیاده نمیگم!

    نویسنده:نسیم باد نوروزی

    پاسخحذف
  14. هوالخلاق

    روزگاريست كه دل چهره مقصود نديد
    ساقيا آن قدح آينه كردار بيار

    آينه كه اصلا نميشكنه!!! پس نگران آينه نباش.
    بايد مراقب چيزاي شكستنيه ديگه اي باشيم!!!
    مثل:
    د
    ع
    پ
    و... .
    مطمئنم ميدوني منظورم چيه!!!

    "هيچي اتفاقي نيست"

    نشكن زي... .
    ارادتمند:3zman

    پ.ن.
    نشكن:1.نشكون 2.شكسته نشو

    پاسخحذف
  15. ناشناس هم ناشناس قدیم.
    آخه این چه جور ناشناسیه که صاحب وبلاگ نه میدونه کیه نه میفهمه منظورش چیه؟

    جالبه ها .ای بابا.

    بیچاره صاحب وبلاگ.

    البته ما همچنان منتظریم.

    طبق اخبار واصله ظهور نزدیک است.

    پاسخحذف
  16. نمی خواستم ولی محبور شدم که ناشناس برات کامنت بذارم تا شاید ...

    از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
    خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

    سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست
    صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم

    تا نگویی اشک های شمع ازکم طاقتی است
    در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم

    چون شکست آینه، حیرت صد برابر می شود
    بی سبب خود را شکستم تا بیننم کیستم

    زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
    کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم


    آنکه تو را میبیند.

    پاسخحذف
  17. شرمنده این ناشناس اگه منو نمیشناسه و نمیفهمه چی میگم!!!!!!!!!!از بی معرفتیشه

    وگرنه ما آشنا بودیم! آشنا هستیم اگه غریبمون نکنن!

    کیه که ندونه نسیم باد نوروزی کیه؟؟؟؟

    مگه نخواد بدونه!

    درست دیشب من قلمم نبود اما حرفام که بوددد!!!!

    اما خب نشناخت دیگه نشناخت!!!!!!!!!

    ای به این روزگار!

    پاسخحذف
  18. چقده ناشناس اینجا هست !!!

    آخه رسم الخط اون ناشناس اصلی یه جور دیگه بود
    حرفا برا یکی رسم الخط برا یکی دیگه

    ای بابا ....

    پاسخحذف
  19. سلام
    اول:چقدر نظر دادن اینجا سخته!!
    دوم:بابت همه پستایی که تاحالا گذاشتی و بعلت مورد1 نظر نذاشتم میگم دستتون بیدرد!
    سوم:
    .
    .
    .
    .
    .
    گشتم نبود نگرد نیست!

    پاسخحذف
  20. سلام

    یه دفعه یاد این ترانه افتادم:
    " توی کنج عزلتم نشستم
    هر چی که آینه بود زدم شکستم..."

    پاسخحذف
  21. حسين خسروي
    برادر من آخه چه اصراري داري تو بلاگسپات بنويسي كه پدر آدم در بياد براي خواندن و پيام گذاشتن. كمي هم به فكر خوانندگانت باش.
    اميدوارم روزي در سوگ شكسته شدن دلت ننشيني پسرخاله!

    پاسخحذف
  22. نمادها رو که کنار هم بگذاریم شاید مفهومش این باشه که حساب خوبی هات رو نگه ندار (پاره شدن تسبیح )و از حالت مجذوبیتی که از دیدن انعکاس خودت بهت دست داده بیرون بیا ( شکستن آینه)
    گر چه همه اینها میتونه واسه هر فردی یک معنای خاص داشته باشه

    پاسخحذف
  23. سلام سلاااااااام!
    منم سوسکی خانوم!
    1. چی عجب داره؟
    2. اِ ! چرا اون آقاهه که روسری داره عزیزه، من فقط گرامی؟؟؟ من باید هر چهار تاش باشم. عزیز، گرامی، بد اخلاق و مغرور!
    3. پروژه رو بی خیال شدین، نه؟؟؟
    4. به وبم سر بزنین!
    5. بای بای!

    پاسخحذف

اگه عضو نیستید و الان نمی دونین چجوری باید پیام بذارین توضیح میدم:
اگر گزینه نام/آدرس اینترنتی رو بزنین که خب نامتون و آدرس احتمالی بلاگتون رو وارد می کنین
اگر هم نخواستین با انتخاب گزینه ناشناس پیامتون رو بذارین فقط خب تهش یه اسم بذارین که من بفهمم با ناشناسای دیگه فرق دارین !!!!

بقیه گزینه ها رو هم نمی گم !
دهه اصلا چه معنی داره بخواین همشو بدونین !