‏نمایش پست‌ها با برچسب شط شراب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شط شراب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

لحظه ای تامل - 39: جشنی برای طولانی ترین حکومت تاریکی!؟

جالب است؛ طولانی ترین تاریکی سال را جشن می گیریم!
به سلامتی همه تاریکی ها!؟
به عادت کردن همه تاریکی ها!؟
...
نه! شاید اینقدر تلخ هم نباید نگریست!


جشن می گیریم که بگوییم:
آهای تاریکی! 
آهای خدای سیاهی های قیرگون!
آهای رنگ کلاغیه ذات پلید!
های ای شولای تباهی و شومی!
ما اینجا حتی در بلندترین دوران حکومتت هم جشن می گیریم که بگوییم هیچ نیستی! 
جشن می گیریم و می خندیم تا بفهمی که میانه این همه سیاهی و پلیدی و خفقانت ما ایستاده ایم چو شمع ...




به کوری چشم تاریکی 
یلداتان به شادی ...


×. یلدا نوشت پارسالم در اینجا (+)

۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه

بی عنوان: شطی که دندان می زند !



چندی پیش نوشتم:
و اینجا تازه زاده شد ...

و اکنون حدود 4 ماه پس از آن حادثه (!) باید (!؟) به مناسبت دویستمین پست این بلاگ -و به عبارتی نوک زدن دندان های شیری این طفل بازیگوش لجوج!- مطلبی بنویسم ...

اما چه بنویسم!؟

از جامی به وسعت یک جهان و درس های جام جهانی!
از تولید علم و صحبت های وزیر محترم (!؟) صنایع!
از شهری که خسته است از ظلم، از درد، از مردمانی همه خواب!
از نوشتنم برای درد و از درد
از قم، فانذر و نوشتاری در باب اینکه منتظران مهدی به گوش باشند که حسین را منتظران کشتند!
از شاید این جمعه بیاید و توضیح اینکه احتمالش هست که شنبه هم بیاید!
از نوشتن برای سجاد در غم مهربان مادرش و در عظمت رفاقتش
از شبیه شعرهایم در ظهر شده است ساقیا یا کی شعر تر انگیزد و
از نوشتن غم دوستان در سوگ در یاد باد و غمی که خیمه زد
از سرد است تا همین آخری

از کدام بنویسم!؟
تمام صد پست گذشته را دوباره خواندم و باز دوباره آن همه خاطره و حالات و آن همه قبض و بسط و بالا و پایین و ...

خوبی خاطره ها به همین است که می گذرد ....

دوست دارم بدونم چه پستی تو ذهنتون مونده از این بلاگ ...

*. توضیح واضحات عکس بالا اینکه درست است دندان هایش نوک زده اما زیر چشمانش هم گود افتاده!