۱۳۹۰ مرداد ۲۰, پنجشنبه

برای شهدای تاریخ ...


سوال آزادی و پاسخ سکوت
- صد هزاران درد -

اینجا دلی به فعان، به گریه
- در سوگ صد ها مرد -

چقدر کوتاه و کم
- خبر موجز و مفید -

اسلحه نشانه رفت و ناگاه شلیک!






نوزده مرداد، تهران 
صابر خسروی 



۱۳۹۰ مرداد ۱۹, چهارشنبه

۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

هذیونیات نیمه شب ...


این داستان واقعی است، پراکنده است، فهمش اهلش را می خواهد؛ اما تو باور مکن ...
باید استراحت کنم خیلی زیاد، به وسعت مرگ شاید ...

- کم صبرتر، عذاب آورتر و افتضاح تر از قبل شدم! لعنت به من ...
- قصه عذاب وجدانهای هر شب: رنجاندمش، از دستم عصبانی است، نکند ناراحت شد ...
- شب بیداری مزمن، سر درد دائمی ...
- دلم سیگار که نه! شاید الکل می خواهد! شاید حشیش! به مرگ هم فکر می کنم ...
- کجاست آن همه صبر و حوصله که بنشینم و بیاموزم ...
- دلم برای آن همه انگیزه که داشتمشان تنگ شده است ...
- دغدغه هایم هنوز پابرجاست اما ...
- چه حس بدی است ... تا به حال از کسی متنفر نبوده ام اما یکبار شد، چقدر سخت! چقدر سنگین!
از کسی متنفر شدم! تنفر! می فهمید!؟ از کسی که روزگاری دوست خطابش می کردم و هنوز هم!
یکبار بود اما ویرانم کرد ...
- خدا هم از این اقلیم بودنم رخت بر بسته است ...
- حوصله سابق نیست ...
- چیزی میخواهم که تنها آرامم کند، برای لحظه ای، ذره ای، اندکی، لختی ...
- چه زود پیر شده ایم انگاری ...


یه روز خوب میاد؟
چه فرق می کند دیگر ...


تمام ... (!؟)




×. گاهی درد و دل با هجاها و حرف ها و کلمه ها شاید آدمی را آرام کند ...

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ


وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
و اگر پروردگارت میخواست، تمام کسانی را که روی زمین هستند همگی به (اجبار) ایمان می آوردند؛ آیا تو می خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند!؟ 

۱۳۹۰ مرداد ۸, شنبه

آموزش زبان نرم نرمک - 2




1. 
abandon = forsake = desert = quit 
ترک کردن 

2. واکاوی کلمه deal

معامله کردن = deal in 
سر و کار داشتن = deal with 

مثال: 
these merchants deal in silk 
این تاجران ابریشم معامله می کنند 

how to deal with stress
چگونه میشه با استرس سر و کار داشت (سرو کله زد)

3. نکته تو پرانتز:

ابریشم = silk 
بازرگان و تاجر = merchant 

4. نکته جالب:
کلمه before رو همه ما با ترجمه قبل از می شناسیم اما گاها به معنی پیش رو هم کاربرد داره 
به مثال زیر (جمله حفظی!) توجه کنین:

put the evidences before the court 
شواهد رو در مقابل دادگاه بذار 


5. نکته انحرافی:
دادگاه = court
شواهد و مدارک  = evidences 



- دانستن حق همه است ...
با به اشتراک گذاشتن آن این حق را ترویج دهید!