‏نمایش پست‌ها با برچسب مرد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مرد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ مرداد ۲۰, پنجشنبه

برای شهدای تاریخ ...


سوال آزادی و پاسخ سکوت
- صد هزاران درد -

اینجا دلی به فعان، به گریه
- در سوگ صد ها مرد -

چقدر کوتاه و کم
- خبر موجز و مفید -

اسلحه نشانه رفت و ناگاه شلیک!






نوزده مرداد، تهران 
صابر خسروی 



۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

بی خود که مرد هم قافیه درد نیست ...

« مرد ها فکر می کنند اگر از سیاست 
حرف نزنند مرد ِ مرد نیستند ... »

- چراغ ها را من خاموش می کنم: زویا پیرزاد 


×. مرد برای فرار از دردها و تنهاییش آن را درون خود میریزد، غم باد می گیرد و غرورش اجازه نمیدهد که بشکند، که بگرید، که داد بزند ... آن را در سیاست خالی اش می کند -و چه فکر باطلی!-
انگاری همین طور است ...

۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

ادای دین - 11: رفیقی به عظمت نگاه! به سخاوت لبخند!



فرق مرد و مادر یک الف بیش نیست!
و این یعنی مادر که نباشد قامت راست آدمی خم می شود!
مرد بی مادر یعنی قامت خمیده! مرد بی مادر یعنی ...


امروز به مراسم ختم مادر یک مهربان تر از برگ گلی رفتیم ...
راستش دیدن غم آدم های خوب از جنس مهر و محبت سخت است ...
و سخت تر گاهی که مجبوری حفظ ظاهر کنی و بخندی و اشک هایت را در جای دیگری بریزی که مبادا حضورت کسی را غمگین تر کند -که گاهی مرد بودن سخت است!-
یک لحظه تصور واژه واژگانت سخت بود رفیق! زمانی که از فقدان گفتی و چه تعبیر صادقانه ای بود -هنوز جمله ات در ذهنم است: وقتی مامان دیگه نیست اونوقته که آدم معنی واژه فقدان رو می دونه!-

حقیقت، درک وجود چنان مادری مهربان و دوست داشتنی سخت نیست وقتی تو را می بینم! چنین پسری باید زاده یک فرشته باشد! خاصه این باور به یقینی ابدی بدل شد زمانی که تو از مادرت می گفتی و چقدر در تک تک واژگانت و چقدر در تک تک مامان گفتنهایت درس بود برای من!

هنوز اس ام اس بی بدیلت در گوشه ذهنم جاودانه است: «متاسفانه مامان مهربانم ما رو ترک کرد و در آغوش باز خدا آرام گرفت!» بزرگی رفیق! بزرگی و صداقت و زیبایی و لطافت به یقین قلبی ام بدل گشت بعد از امروز ...

به پاس بزرگی و عظمت نگاهت با شوق و شور و شعف، مستانه لبخند می زنم و اشک می ریزم و خدا رو شکر می کنم که چه لطف و لطافتی بود رفاقت با تو!


بخند که خنده هایت عالمی را آمش است رفیق!



*. تراوشی بود هر چند کوچک اما به پاس قدمت و عمق رفاقتت رفیق!

*. عکس مربوط است به جشن برخورد خانوادگی دبیرخانه مهندسی فرهنگی، عکس به ظاهر مناسبی نیست اما عمق دارد! خاطره دارد ...

*. عکاس مهدی صحب جمعی


مهربانی هم اینجا در این باره نوشته است ...