موهایت
- نه چون کلیشه های گذشته
دو آبشار قهوه ای -
که وحشی اند
چون دو چشم خشمگینت
که خم به پیشانی انداخته اند
دست هایت
- نه چون حریر در اشعار -
که تکه تکه اند
چون کویر خشک
چون سینه ستبرت فراخ اند
گونه هایت
- نه گلگون و نه لطیف -
که آفتاب سوخته اند
همچون ریگ زار لب هایت
های مرد روستایی رویاهایم ... نیستی!

