‏نمایش پست‌ها با برچسب کمی در باب دنیای مجازی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کمی در باب دنیای مجازی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ شهریور ۱۱, شنبه

خودکشی مجازی و مرگ یک وبلاگ دیگر ...

در میان این همه هیاهو و خبرهای خوب و بد دنیای واقعی و مجازی و در زیر لایه این همه بحث های داغ سیاسی این روزها، اتفاقاتی می افتد که از دیده ها پنهان است 

قدرت، فرهنگ و زندگی روزمره مامن و پناهی بود برای ثبت اندیشه های یک انسان که چند وقت پیش -درست 25 روز پیشتر- صاحبش آن را بست. کوتاه بود و سنگین پاسخ، وقتی علتش را پرسیدم: 
« سلام 
بستمش آقا صابر 
سلامت باشید 
بدرود »

غمگین بود بدل شدن فضایی که روزگاری محل بحث های تامل برانگیز و خاصه مناقشات شیرین بین او و بهرنگ صدیقی پیرامون تعامل یا تخاصم با دولت بود به بیلبورد تبلیغاتی ساعت سواچ! 

غمگین بود بسته شدن بلاگی اینچنین ...



*. امروز در گودر در بخش «راسته جامعه شناسی»ام ناگاه دیدم که در وبلاگ قدرت، فرهنگ و زندگی روزمره پستی آپ شده و ناخودآگاه تندی رویش کلیک کردم تا سریعتر بخوانم مطلب محمد رضایی عزیز را که با مطلبی با عنوان «خرید گیرنده دیجیتال کامپیوتر» برخوردم که به یادم آورد تعطیلی بلاگ ارزشمند دیگری را ...
خودکشی یک بلاگ، بستن یک اکانت، دیسیبل کردن پلاس و فیس بوک و مصادیقی ازین دست که به تعبیری «خودکشی مجازی» است تلخ است، سوگ دارد و شاید دورکیمی لازم است تا تحلیلش کند ...


۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۵, پنجشنبه

اندر مصائب بلاگ نویسی - 1

فضا فضای مجازی است اما وقتی روابط حقیقی آدم ها به این فضای مجازی رسوخ می کند، می شود همین شلم شولبایی که شاهدیم: 


- ایده ای به ذهنت می زند: جمله عاشقانه ای، داستانی، فضاسازی احساسی ای؛ می نویسی اش! و آنگاه جماعت بیکار برایت مخاطب سازی می کنند که:  «منظورش فلانی بودها!»، «این جمله اش طعنه به فلانی بود!»، «این جمله شو دیدی!؟ یعنی عاشق فلانی شده ها!» و ...


- گاهی برای مخاطب تمام بودنت عصاره ای از تراوشات ذهنی ات را می نویسی، جمله ای سراسر احساس! آنگاه می بینی انگار نه انگار! ممکن است افراد دیگری به خود بگیرند (!) اما کسی که باید خیر! 






×. جالب که هنوز هم نگرانم که از همین پست ها هم برداشت دیگری شود! 


× مرتبط با موضوع: (+)‌ و (+)


۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

کمی در باب دنیای مجازی - 2: نظر خواهی در باب سوء تفاهمات !





در پست قبل قرار بر این بود که یکی از سوء تفاهمات پر تردد
در بلاگ نویسی رو با هم مرور کنیم ...

با مراجعه به کامنت های پست قبلی خواهیم دید که چقدر تشخیص
هویت ها سخت شده و چقدر تکذیب ها و تاکید ها و ...

ضمن تشکر از مصطفی عزیز که در نبود من زحمت پاسخ گویی
به کامنت ها رو کشید در این پست خواهش می کنم از تمامی
دوستان که نظرات خودشون رو در این باب به اشتراک بگذارند

در ضمن برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاد اگر می تونین با
اکانت جیمیل وارد شوید و پیام بگذارید ...

ضمنا خواهش می کنم کسی از طرف کسی پاسخی
نگذارد ...



۱۳۸۹ تیر ۸, سه‌شنبه

کمی در باب دنیای مجازی - 1: سوء تفاهمات !



در دنیای مجازی یکی از اتفاقاتی که غالبا رخ می دهد پیدایش مخاطبانی است
بی نام و نشان که نه دیدیشان و نه حتی ردی از آشنایی دارید اما این که چیز
بدی نیست، حادثه بد آن است که گاهی کسی با نامی مستعاری -کسی که تو را
می شناسد و از احوالاتت با خبر است!- برایت کامنت می گذارد ...

این را گفتم حادثه بد زیرا در بسیاری از موارد سوءتفاهمات ایجاد شده از
این طریق بسیار زیاد و دردناک و جبران ناپذیر است! بلاگ نویس در این حال
همیشه باید هشیار و عاقل باشد چرا که در اغلب موارد این بلاگ نویس سریعا برای
خود مصداق سازی می کند که بله این کامنت با نام مستعار، فلانی بوده و سریعا
همین مصداق سازی باعث سوء تفاهماتی می شود جبران ناپذیر ...

پس حواسمان باشد در مورد کامنت هایی با
نام های مستعار و ناشناس هرگز تا وقتی مطمئن
نشده ایم مصداق سازی نکنیم
...

ایضا این مورد می تواند برای کامنت هایی با اسم هم تکرار شود
که چه بسا افرادی برای بر هم زدن رابطه ای با اسم های دیگران
در بلاگ های مختلف کامنت می گذارند و غالبا بر اساس این عادت
بد ما ایرانی ها که عادت نداریم رک و صریح و پوست کنده و رو در رو
حرف هایمان را بزنیم چه بسا روابطی که دچار این سوء تفاهم از بین
رفته اند که کاری ندارد که من با اسامی مجتبی، مصطفی، گابریل، الیزابت
تریز، مرد دانش، مجید، سوسن و ... در بلاگهایی کامنت بگذارم!

پس یادمان باشد که حتی در صورتی که از
کامنت رفیقی در پستی رنجیدیم سریعا با خود وی
از صحت و سقم نظرش آگاه شویم ...



*. «کمی در باب دنیای مجازی» حکایت از واگویه هایم دارد در باب این دنیای عجیب نت و بلاگ نویسی که خرمنی است از تجربه های خود و دوستانم در این محیط ...

*. در آینده بیشتر خواهم نوشت ...