۱۳۹۳ خرداد ۲۱, چهارشنبه
۱۳۹۳ خرداد ۱۵, پنجشنبه
یادداشت مطبوعاتی - هربرت گانز معرف جامعه شناسی مردم مدار
-----------------------------------------
چاپ شده در خبرنامه گروه جامعه شناسی مردم مدار
لینک اطلاعات خبرنامه در سایت انجمن جامعه شناسی ایران (+)
لینک پی دی اف خبرنامه (+)
هربرت گانز، متولد 1927 در کلن آلمان، هفتاد و هشتمین رئیس انجمن جامعه شناسی
امریکا است که نخستین بار در خطابۀ خود برای احرازِ مقامِ ریاستِ این انجمن، با
عنوان «جامعه شناسی در امریکا: نظم و مردم»[1]، در
1988 مفهوم جامعه شناسی مردم مدار را پیش نهاد؛ مفهومی که بعدها به جنبشی با همین
عنوان در جامعه شناسی امریکا بدل شد و امروزه مایکل بوراووی سردمدار آن است[2].
گانز بعد از ترک آلمان نازی در 1938 به انگلستان و در 1940 به امریکا
مهاجرت کرد. پس از دریافت مدرک فوق لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه شیکاگو، در 1957
دکترای خود را در رشتۀ جامعه شناسی و برنامه ریزی از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. از
1953 پژوهشگر موسسۀ مطالعات شهری دانشگاه پنسیلوانیا و استادیار مطالعات و برنامه ریزی
شهری و مدرس گروه جامعه شناسی همان دانشگاه شد. سپس چند سال در دانشگاه MIT به تدریس
مشغول شد و از 1971 به گروه جامعه شناسی دانشگاه کلمبیا پیوست و پس از 14 سال کرسی
رابرت لیند را از آن خود کرد. او، علاوه بر ریاست انجمن جامعه شناسی امریکا، یک
سال رئیس انجمن جامعه شناسی شرقی[3]
(1973) و همچنین مشاور و عضو کمیته های تخصصی برنامه ریزی شهری، فقرزدایی، مسکن و
رسانه های جمعی بوده است و جوایز و درجات افتخاری متعددی دریافت کرده است که جایزۀ
پژوهشگر ممتاز انجمن جامعه شناسی امریکا در 2006 یکی از آنها است. همچنین، سابقه ای
طولانی در روزنامه نگاري دارد و مقالات متعددی در روزنامه های امریکا از وی منتشر
شده است.
از نظر گانز، جامعه شناسی مردم مدار پژوهشی جامعه شناسانه است که ویژگی
اصلی آن مرتبط بودن با مردم و در عین حال سودمندبودن برای آنان است. وی دو مشخصۀ
اصلی جامعه شناسی مردم مدار را این گونه بیان می کند: 1. ارائۀ بینشی جدید یا
یافته هایی نو دربارۀ جامعه که روزنامه نگاران یا دیگر راویانِ جامعه به آن
نپرداختهاند؛ و 2. بهره گیری از زبانی فهم پذیر برای عمومِ مردم (Gans H. J., 2011). از نظر وی: «هدف اصلی جامعهشناسی مردم مدار
کمک به مردم در فهم اجتماعی است که در آن زندگی می کنند» (Gans, 2009).
او جامعهشناس مردم مدار را روشنفکری عمومی می داند که ایده های جامعه شناسانه را
برای مسائلی که جامعه شناسی دربارۀ آنها حرفی برای گفتن دارد، به کار می بندد (Burawoy, 2003). به روایتِ گانز، جامعه شناس مردم مدار
جامعه شناسی است که باید ضمنِ تعریفِ مباحثات و مسائل عمومی، به توسعه و شکل دهی
به آنها نیز کمک کند. به عبارت دیگر، او محرک و تهییج کنندۀ مباحثات در سطوح محلی
و ملی و جهانی است. بر این اساس، جامعه شناسی
مردم مدار ارتباط جامعه شناس را با مردم و جامعه تقویت می کند و بنابراین او را به
تجزیه و تحلیلِ مسائل و رویدادهای جاری از دید جامعه شناسی ترغیب می کند و، به این
قرار، کار جامعه شناس در جامعه نمایان می شود (Rinalducci, 2005).
ردپای چنین اندیش های را می توان در یکی از معروفترین پژوهشهای
هربرت گانز دربارۀ کتابهای پرفروشِ جامعه شناسی در امریکا یافت (Gans, 1997)؛
پژوهشی که یافتۀ اصلی آن این بود که بسیاری از این آثار برای مخاطب خارج از کلاس
درس اصلاً جذابیتی ندارد و خوانندگان غیردانشگاهیِ این آثار بسیار کم اند. در پی
آن، گانز پیشنهاد می دهد جامعه شناسان به موضوعاتی بپردازند که در دستور کارِ
سیاست گذاران و سیاست پیشگان و فعالان اجتماعی است و نتایج یافته های خود را نه به
زبان علمی و فنی جامعه شناسی که به زبانی عامه فهم ارائه کنند. او کسبِ وجهۀ مردمی
را شرطِ لازم، و البته نه کافی، برای کارِ جامعه شناسی میداند و تأکید می کند
جامعه شناسی به همان میزان که به دانش تخصصی و روش شناختی نیاز دارد، باید فنِ
نویسندگی هم بداند.
گانز سه وجهِ مهم برای جامعه شناسی قائل است: 1. توجه به کارِ
میدانی: منبعِ اصلیِ داد ههای تجربیِ جامعهشناسی مردمان عادی اند. این داده ها با
حضور در میدان، به کمکِ مشاهده و مصاحبه و پرسشنامه و مشارکت حاصل میشوند؛ 2.
نگاهِ از پایین به بالا: به دلیلِ تمرکز جامعه شناسی بر مردمان عادی، نگاه جامعه شناسی
برخلافِ بسیاری از رشته های هم جوارش از پایین به بالاست؛ و، 3. جامعه شناسی از بسیاری
از شاخه های دیگر علوم اجتماعی به لحاظ فلسفی ماجراجوتر بوده و باید باشد (Gans, 2009).
او با تفکیک جامعه شناسی عوام زده[4]، به
عنوان گونه ای جامع هشناسیِ روزنامه ای، از جامعه شناسی مردم مدار می افزاید که
امروزه جامعه شناسان و روزنامه نگاران نوعی رابطۀ عشق و نفرت با یکدیگر دارند که
این به هر دو لطمه میزند. جامعه شناسان به روزنام هنگاران برای انتشارِ آثار و
پژوهش هاشان نیازمندند و در مقابل روزنامهنگاران هم به تخصصِ جامعه شناسان نیاز
دارند. روزنامه نگاران می توانند چگونه نوشتن را به جامعه شناسان آموزش دهند و
خود نیز نحوۀ تحلیلِ روشمندِ مسائل را از جامعه شناسان بیاموزند (Gans, 2009).
با اینهمه، او نگرانِ برخی دام ها پیشِ پای جامعه شناسی مردم مدار
است. یکی از آنها نوشتن مطالب صرفاً برای انتشار و خودنمایی و کسبِ وجهۀ مردمی
است. در این صورت، خطری که جامعه شناسی مردم مدار را تهدید میکند این است که محبوبیتِ
یک اثر را دلیل بر کیفیتِ مطلوبِ آن بدانیم (Gans, 1997).
گانز از نخستین کسانی بود که
فقدان رویکردِ جامعه شناسی مردم مدار را در این رشته حس کرد و آن را تذکر
داد. در نظرِ او از این طریق است که جامعه شناسی با درگیر شدن با مسائل جامعه به
تولید مفاهیمی مرتبط و به روز میپردازد، خود را به مردمانی که مطالعه شان می کند
نشان می دهد و از این راه در میان مردم و جامعه مشروعیت و مقبولیت مییابد.
منابع
Burawoy, M. (2003). “Models of Public Sociology: Hausknecht vs.
Burawoy”. Footnotes.
Gans, H. J. (2011, may 31). “How to be a public intellectual”. (N.
Jones, Interviewer(
Gans, H. J. (2009). “A Sociology for Public Sociology: Some Needed
Disciplinary Changes for Creating Public Sociology”. In V. Jeffries, Handbook
of Public Sociology. Rowman & Littlefield Publishers.
Gans, H. J. (1997). “Best-Sellers by Sociologists: An Exploratory
Study.” Contemporary Sociology, 26: 131-135.
Rinalducci, N. (2005)."Sociological Accessibility and the Institutionalizing of
Professional Public Sociology". The Journal of Public and Professional
Sociology, 1(1): Art. 2 1
گزیدۀ کتابشناسی
Gans, H. J. (1968). People and Plans: Essays on Urban Problems
and Solutions. Basic Books.
Gans, H. J. (1974). More Equality. Vintage Books.
Gans, H. J. (1974). Popular Culture and High Culture: An
Analysis and Evaluation Of Taste. Basic Books.
Gans, H. J. (1982). The Levittowners: Ways of Life and Politics
in a New Suburban Community. Columbia University Press.
Gans, H. J. (1982). Urban Villagers: Group and Class in the
Life of Italian-Americans. The Free Press.
Gans, H. J. (1991). Middle American Individualism: Political
Participation and Liberal Democracy. Oxford University Press.
Gans, H. J. (1994). People, Plans, and Policies: Essays on
Poverty, Racism, and Other National Urban Problems. Columbia University
Press.
Gans, H. J. (1996). The War Against The Poor: The Underclass
And Antipoverty Policy. Basic Books.
Gans, H. J. (1997). “Best-Sellers by Sociologists: An Exploratory
Study.” Contemporary Sociology, 26: 131-135.(ترجمۀ این مقاله در همین شماره از خبرنامۀ جامعهشناسی مردممدار
آمده است)
Gans, H. J. (1999). Making Sense of America: Sociological
Analyses and Essays (Legacies of Social Thought Series). Rowman &
Littlefield Publishers.
Gans, H. J. (2004). Democracy and the News. Oxford
University Press. (این
کتاب را آقای علیرضا دهقان با عنوانِ دموکراسی و خبر ترجمه کرده و در 1385
انتشارات سمت منتشر کرده است.)
Gans, H. J. (2005). Deciding What's News: A Study of CBS Evening
News, NBC Nightly News, Newsweek, and Time. Northwestern University Press.
Gans, H. J. (2009). Imagining America in 2033: How the Country
Put Itself Together after Bush. The University of Michigan Press.
Gans, H. J. (2009). “A Sociology for Public Sociology: Some Needed
Disciplinary Changes for Creating Public Sociology”. In V.
Jeffries, Handbook of Public Sociology. Rowman & Littlefield
Publishers.
۱۳۹۳ خرداد ۱۱, یکشنبه
باران لوتی
ژوزفینم می دانی خوبی باران در چیست؟
آبروداری می کند
کسی گریه هایت را نمی فهمد ...
*. دیگری ها برای ژوزفین (+)
آبروداری می کند
کسی گریه هایت را نمی فهمد ...
*. دیگری ها برای ژوزفین (+)
۱۳۹۳ خرداد ۱, پنجشنبه
یادداشت مطبوعاتی - معضلی به نام دور دور
معضلی به نام دور دور
-----------------------------------------------
چاپ شده در روزنامه شهروند - پنجشنبه 1 خرداد
لینک دائم مطلب (+)
پی دی اف صفحه (+)
اگر جوان باشید و یا احیانا ساکن خیابانهای ایرانزمین، سعادت آباد یا فرشته و ولیعصر، فعل «دور دور کردن» یکی از بدترین افعالی است که هر روز در خاطرتان صرف میشود. «دور دور کردن» اشاره به تفریحی دارد که در آن عدهای برای نمایش آهنهای زینتیشان (بخوانید ماشینهای گرانقیمت) به خیابان میآیند و مسیری مشخص را مدام دور میزنند. جالبتر آنکه تجربهی سکونت 15 ساله در خیابان ایرانزمین ثابت کرده است که اغلب این افراد از اقشار پایین جامعهاند که به ناگهان پولی به دستشان رسیده و ماشینی خریدهاند و یا بدتر از آن کارگران نمایشگاههای ماشین و افرادی از این دستند. یادم هست همین سه ماه پیش در سه راهی مهستان با ماشینی تصادف کردیم که به هنگام رد و بدل کارت ماشین و بیمه فهمیدیم طرف اصلا تهرانی نیست! اما این تفریح پوچ، رفتهرفته این روزها شکل و شمایل جدیدتری به خود گرفته است. از همین بعد از عید جدیدترین نوع این پدیده در خیابان ایرانزمین به صورت دریفتینگ (ترمز دستی کشیدن با سرعت بالا در خیابان به طوریکه ماشین دور خودش میچرخد؛ چیزی درست مثل صحنههای اکشن سریال معروف هشدار برای کبرا 11) آن هم نه در ساعات شبانه روز که در بامداد و ساعاتی حدود 3 یا 4 نیمه شب ساکنین را به شدت آزار داده است. در این میان هم نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی به جای حل موضوع، تنها با تمرکز بر جمعکردن و پاک کردن صورت مساله اقداماتی نظیر بستن سر خیابان ایرانزمین یا سه راه مهستان را انجام دادهاند. این اقدام، بدون فکرِ به این مساله است که هدف این قبیل افراد، تنها دور دور کردن است و نمایش ماشینهای گرانقیمت خود (احتمالا برای پوشاندن ضعفهای شدید شخصیتی و درونی خود) و نه چیزی بیش از آن. لذا نتیجهی این اقدامات گاه و بیگاه نیروی انتظامی، چیزی جز اذیت بیش از پیش برای ساکنین این محلهها نیست. به طوریکه بارها و بارها شاهد دعوای نیروهای انتظامی با ساکنین این محلات شده است. نمونهی آخرش همین چهارشنبه سوری گذشته بود که یکی از ساکنین مجتمع سینا در خیابان ایرانزمین قصد ورود به مجتمع را داشت که نیروی انتظامی مسیر را بسته بود و این امر منجر به بگو و مگو و دعوای شدید میان ساکنین و آنها شد.
بیاعتنایی و سیاستهای بینتیجه این ایام کار را به جایی رساند که درست در جمعه شب گذشته، این افراد دور دور کننده، در نیمهشب اقدام به شکستن شیشهی ماشینهای اطراف مجتمع سینا و همچنین خانههای طبقات پایینی بلوک هفدهم این مجتمع کردند و این امر باعث شد تا در همان اوایل شب شنبهی هفتهی جاری، ساکنین این مجتمع به صورت دستهجمعی بیرون ریخته و زنجیرهای انسانی برای اعتراض به بیاعتنایی نیروی انتظامی و مقامات مسئول به وضعیت خیابان ایرانزمین تشکیل دادند. اقدامی که باعث شد تا در چیزی کمتر از ربع ساعتی نیروهای انتظامی و راهنمایی و رانندگی به محل تجمع بیایند و به آرامکردن ساکنین بپردازند و نتیجهی آن باز هم بستن سر خیابان ایرانزمین و سه راه مهستان شده است. اقدامی که در این چند روز بیش از پیش شاهد آن بودهایم. القصه ما ماندهایم و اقداماتی بیهوده، هل من ناصر ینصرنی!؟
*. دیگر یادداشت های مطبوعاتی (+)
۱۳۹۳ اردیبهشت ۳۰, سهشنبه
Shariati Vs. Bus
خدایا ایستاده خوابیدن در اتوبوس را به من یاد بده
خود چگونه خوابیدن در تخت را خواهم آموخت ...
خود چگونه خوابیدن در تخت را خواهم آموخت ...
۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۰, شنبه
همین اسفندی که گذشت ...
کثیری در آرزوی پارتی و تو درست در وسطش نشستی و بی هیچ حسی تنها به او فکر می کنی که آزرده خاطرش کردی و چه حس بدی است که درست میانه ی شادی بی حد و حصر رفقایت باید لبخندهای تصنعی تحویل دهی و ظاهری شاد به خود بگیری که مثلا حالت خوب است و اصلا بهتر از این نمی شود
در میانه ی این هوای بهاری اسفندماه انگاری یادت رفته باشد که زمستان است و به ناگاه روزگار لامصب بدجوری بخواهد به یادت بیاورد که هوا بس ناجوانمردانه سرد است. آتش به آتش سیگار دود می کنی که در ملتقای دود و الکل، چهره ی تیره ات، تار شود و کسی نپرسد از ... آه!
«آیم فروزن» را با همان خواننده لعنتی فریاد می زنی، هوا سرد است شدید ...
در میانه ی این هوای بهاری اسفندماه انگاری یادت رفته باشد که زمستان است و به ناگاه روزگار لامصب بدجوری بخواهد به یادت بیاورد که هوا بس ناجوانمردانه سرد است. آتش به آتش سیگار دود می کنی که در ملتقای دود و الکل، چهره ی تیره ات، تار شود و کسی نپرسد از ... آه!
«آیم فروزن» را با همان خواننده لعنتی فریاد می زنی، هوا سرد است شدید ...
۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه
دست در حلقه ی آن زلف دو تا ...
شاید احمقانه باشد
اما
انگشت هایم به باد حسادت می کنند
حالا
- بعد از همان نگاه های خیره-
تمام تنم در تخت آرام است
و انگشتی که تو را لمس کرد
ایستاده و با شوری عجیب
برای کل بدنم از حرارت لمس احساس تو سخنوری می کند
آخ آخ ... ای امان از تو لعنتی دوست داشتنی من
*. دیگری ها برای ژوزفین (+)
اما
انگشت هایم به باد حسادت می کنند
حالا
- بعد از همان نگاه های خیره-
تمام تنم در تخت آرام است
و انگشتی که تو را لمس کرد
ایستاده و با شوری عجیب
برای کل بدنم از حرارت لمس احساس تو سخنوری می کند
آخ آخ ... ای امان از تو لعنتی دوست داشتنی من
*. دیگری ها برای ژوزفین (+)
اشتراک در:
پستها (Atom)
