شط شراب
تراوشات ذهنی یک دیوانه
نمایش پستها با برچسب
باران
.
نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب
باران
.
نمایش همه پستها
۱۳۹۳ خرداد ۱۱, یکشنبه
باران لوتی
ژوزفینم می دانی خوبی باران در چیست؟
آبروداری می کند
کسی گریه هایت را نمی فهمد ...
*. دیگری ها برای ژوزفین (
+
)
۱۳۹۱ آبان ۲۳, سهشنبه
Let the rain come down and wash away my tears ...
ای باران
از غصه ام آگاهی ...
بزن نم!
۱۳۹۰ مهر ۱۸, دوشنبه
آخ اگه بارون بزنه ...
هر وقت دلمان هوس باران کرد و دعا کردیم باران بیاید
کمی هم به فکر بی خانمان ها باشیم
×. حالم خوب نیست، هوس باران داشتم که این عکس را دیدم ...
۱۳۹۰ شهریور ۳, پنجشنبه
It is the springtime of my loving
باران می بارد
عجیب هوا دو نفره است
و عجیب تنهایی درد دارد
پایان ...
۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سهشنبه
عکس نوشت - 38: غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را!
باران تویی ...
۱۳۸۹ آذر ۵, جمعه
افکار پریشان - 40: باران سرود دیگری سر کن!
باران سرود دیگری سر کن!
شعر تو با این واژگان شسته
غمگین است ...
ترجیع محزون تو
امشب نیز
چون ترجیع دوشین است ...
شعری به هنجاری دگر بسْرای
آوای خود را پرده دیگر کن
باران سرود دیگری سر کن!
شفیعی کدکنی - از زبان برگ
×. باز هم
خبری
دیگر و مرگ عزیزی از دوستان ...
تسلیت ...
۱۳۸۹ آذر ۳, چهارشنبه
افکار پریشان - 39: زمین چرکین
آخرین برگ سفرنامه باران، این است:
که زمین چرکین است ...
از زبان برگ - شفیعی کدکنی
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)