
چند روزی است با سبک شدن کارهایم در سر کار، دیگر از وضعیت شبانه روزی خارج شدیم و از چهارشنبه تا همین الان خانه ام (!) مثلا برای استراحت اما حقیقت خسته تر شدم به جای اینکه استراحت کنم! چون هر دم از این باغ بری می رسد ... بگذریم!
دیشب بود و بر حسب سعادت بعد از دو ماهی به میهمانی رفتیم؛ همایش چهره های ماندگار ما را بعد از مدت های مدیدی از سر شوق به دیدن رسانه میلی و دولتی کشاند. زیبا بود یادها و نام ها از جلوی چشمانم گذشت:
چه نام هایی هر کدامشان کهکشانی افتخارند! یاد نامه استاد نوایی افتادم در مراسم نمیدونم چندم(!) که نوشته بود درگیر مریضی همسرش است و نمی آید و آن جمله دردناک که انتهای نامه اش بود: من دیگر امیدی به آینده ندارم!
مراسم را می دیدم و لذت می بردم، چقدر زیبا بود وقتی برق چشمان عزت الله انتظامی -آقای بازیگر- را می دیدی وقتی به دعوت مجری و با تعجبی فراوان به روی سن آمد و ناگاه نام پسرش مجید انتظامی را شنید و جایزه اش را به او داد و چقدر زیبا بود تجربه دیدن هاله ای اشک در چشمان پدری که افتخار ماندگاری پسرش را می دید و بچگانه بغض کرده بود انگار نه انگار که خود بزرگی است ماندگار -و حکایت عجیبی باید باشد دیدن افتخار فرزند از جانب پدر!-
اسم ها بزرگ بودند و جاودان و این پست ادای دینی است به زیبایی این مراسم که الحق از زیباترین و از معدود اقدامات شایسته تقدیر رسانه میلی و دولتی بوده است ...
×. امیدوارم این همایش زیبا از گزند سیاست مصون بماند و البته با دیدن دو سه تا از برندگان که رنگ و بوی عجیب سیاسی می دادند نگران شدم!
×. و نکته دوم اینکه صد حیف و صد افسوس که ابتهاج و کدکنی زنده باشند و حضور نیابند و صد شرم و صد تاسف که شجریان و علیزاده و ناظری زنده باشند و علیرضا افتخاری چهره ماندگار موسیقی شود!
×. عکس مربوط به پیر احمد آباد، دکتر محمد مصدق است که ماندگار ماند ...
---------------
پس نوشت و توضیح واضحات:
دوستانم نظر مرا درباره افتخاری که به نظرم از استعداد صدای خوبش به بدترین وضع ممکن استفاده کرده و دلیل عدم علاقه ام و بهتر بگویم تنفرم از افتخاری را می دانند که ربطی به مسایل سیاسی اخیر ندارد که البته مسایل سیاسی اخیر این تنفر را پر رنگ تر نیز کرد! - ظریفی نوشته بود چه فاصله اندکی است میان در آغوش کشیدن و به اسم ماندگار شدن!-
همان دوستانم هم دلیل عشق و علاقه ام به شناسنامه موسیقی سنتی ایران، به سیاوش فرهنگ و هنر استاد محمدرضا شجریان و نیز شوالیه موسیقی شهرام ناظری و استاد بی بدیل موسیقی حسین علیزاده را می دانند که ربطی به مسایل سیاسی اخیر ندارد که البته مسایل سیاسی اخیر این عشق را دو صد چندان کرد ....