۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ


وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
و اگر پروردگارت میخواست، تمام کسانی را که روی زمین هستند همگی به (اجبار) ایمان می آوردند؛ آیا تو می خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند!؟ 

۱۳۹۰ مرداد ۸, شنبه

آموزش زبان نرم نرمک - 2




1. 
abandon = forsake = desert = quit 
ترک کردن 

2. واکاوی کلمه deal

معامله کردن = deal in 
سر و کار داشتن = deal with 

مثال: 
these merchants deal in silk 
این تاجران ابریشم معامله می کنند 

how to deal with stress
چگونه میشه با استرس سر و کار داشت (سرو کله زد)

3. نکته تو پرانتز:

ابریشم = silk 
بازرگان و تاجر = merchant 

4. نکته جالب:
کلمه before رو همه ما با ترجمه قبل از می شناسیم اما گاها به معنی پیش رو هم کاربرد داره 
به مثال زیر (جمله حفظی!) توجه کنین:

put the evidences before the court 
شواهد رو در مقابل دادگاه بذار 


5. نکته انحرافی:
دادگاه = court
شواهد و مدارک  = evidences 



- دانستن حق همه است ...
با به اشتراک گذاشتن آن این حق را ترویج دهید!


۱۳۹۰ مرداد ۷, جمعه

165 روز بی او ...


«در سرزمینی هستم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند 
و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند ...»



*. منبع عکس 

۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

طرح آموزش زبان نرم نرمک - 1



1. چند کلمه:
مشتاق = keen = sharp= eager = enthusiasm = zealous 
نکته: zealous به معنای بی نهایت مشتاق است 

2. یک جمله حفظی:
در شرف کاری بودن = to be + about + to something 


مثلا 
I'm about to make a speech 
من در شرف یه سخنرانیم 

3. نکته همینجوری(!):
گاهی برخی اسم ها وقتی بخوایم ازشون فعل بسازیم به صورت make (a) noun ‌ ساخته میشن 

مثال ها:
سخنرانی کردن = make a speech
پیشرفت کردن = make progress
اشتباه کردن = make a mistake
تغییر دادن = make change 
اتد زدن (طرح زدن) = make a sketch 


میتوانید نکات خود را و یا مثال های بیشتری از موضوعات بالا را با ما به اشتراک بگذارید 


- دانستن حق همه است ...
با به اشتراک گذاشتن آن این حق را ترویج دهید!

۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

بی خود که مرد هم قافیه درد نیست ...

« مرد ها فکر می کنند اگر از سیاست 
حرف نزنند مرد ِ مرد نیستند ... »

- چراغ ها را من خاموش می کنم: زویا پیرزاد 


×. مرد برای فرار از دردها و تنهاییش آن را درون خود میریزد، غم باد می گیرد و غرورش اجازه نمیدهد که بشکند، که بگرید، که داد بزند ... آن را در سیاست خالی اش می کند -و چه فکر باطلی!-
انگاری همین طور است ...