۱۳۸۹ مرداد ۱۸, دوشنبه

همین جوری - 18: غم آمد و خانه و کاشانه ببرد ...



گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر ...



عکس مربوط است به سیل اخیر پاکستان، دیدن عکس ها و فیلم های و آواری های این سیل -که تخمین زده شده است 13 میلیون آواره داشته است!- جدای از خجالت چیزی ندارد، خجالت برای کشوری که یدک کش نام بلند اسلامی است، کشوری که افتخارش اتمی بودنش است! خجالت دارد همه اینها ...
و با دیدن این تصاویر تنها به یک چیز فکر می کردم و آن هم زلزله ای در تهران است!
وای به روزی که زلزله ای تهران را بلرزاند ... وای !

عکس از بوستون

پاکستان اتمی سیل زده
توصیه می شود بخوانیدش ...

رحیمی معاون اول رییس جمهور: انگلیسی ها یک مشت خرفت و استرالیایی ها یک مشت گله دارند. کره ای ها هم باید سیلی بخورند

سخیف است به خدا این ادبیات! سخیف آقایون!

انتقاد شدید رییس قوه قضاییه از احمدی نژاد: بساط توهین باید جمع شود

وقتی که شورش در بیاید حتی رییس قوه قضاییه هم صدایش در می آید و در اوضاع کنونی اگر برای حادثه ای داد این آقایان دربیاید یعنی وضاع خیلی ناجور است دیگر ...
برای کسانی که گاهی ما را صرفا آدم های عصبانی منتقدی می دانند که به همه چیز منتقدند این مصاحبه توصیه می شود ...

هاشمی رفسنجانی: سانسور اخبار امروز ممکن نیست
عصر اطلاعات است ...

وزیر مسکن: آشپزخانه اوپن تعطیل! اندرونی و بیرونی بسازید
رجعت به دوران قاجار ! یعنی همه مسایل مسکن حل شده و فقط مانده آشپزخانه اوپنش!

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

افکار پریشان -25 و تلنگری به خودم -3: لبخند می زنم اما ...



لبخند می زند اما ...




*. زجر نامه ای برای خودم!

پیش تر ها اینجا را خواندم و هیچ جز جمله ای ننوشتم ولی بعدتر ها که در همان جا این نوشته را دیدم دوباره بارور شدم و در تکاپویی عجیب با خود، این نطفه نا خواسته و نا مشروع خویش را در درون خودم کشتم و سقط کردم! و این ها کلامی است از سر درد که از حلقومم بالا آوردمشان، تلخ بود و گزنده اما از سر درد و دلسوزی به ظاهر کودکی که دوستش دارم اما حرف هایی است برای تلنگر به خودم:


در پست قبل نوشتم که مواظب باش محمد صالح! دندان که در بیاری زمینی تر میشوی زمینی تر یعنی در معرض ناپاکی بودن یعنی دل کندن یعنی دل دادن یعنی ... آهان یعنی خاکی تر، یعنی هم می توانی جوانه رشد بدهی و هم جسد بپوسانی! سختیش در همین است عمو! غفلت که کنی ناگاه می بینی گورستان شدی! کلی فکر و ایده و ریشه و ذهن و فکر که می توانستی رشد بدهی مرده اند و در جسم تو دارند می پوسند!

اما اگر خاک بشوی برای رشد آن وقت ارزشمند میشوی ...

فرق آدم ها در خاک بودنشان نیست، بلکه در این است که گلستانی ساخته اند یا قبرستان!؟

عمو جان اکنون تو گلستانی که با هر شکوفه لبخندی که رشد می دهی جوانه های امید در دل دیگر منان خودت می زنی! مواظب باش ... عمو جان مواظب باش خراب نشوی! مواظب باش سایه شوم روزمرگی این همه ریشه و جوانه را در تو نکشد که ناگاه سر بالا کنی و ببینی گرد بیست و اندی ساله بر رخت پاشیده شده است و کسی شده ای مثل من! مثل من یک لاشه بدبوی متعفن سنگین! سنگین از روزمرگی و پک هایی که بر لحظه اکنون می زنی! ناگاه در این بلندای بیست و اندی سالگی و بر زبر ماسوی آن گورستانی می بینی که پر است از امید ها و آرزوها که نشکفته پژمرده اند. نشکفته لگد مال شده اند! نگاه می کنی و می بینی که چه فکرها و چه آرزوها که پوسیدند و تو تسلیم آنها شده ای و دیگر نه تلاشی و نه امیدی! دیگر در قعر این گورستان بد بو اکسیژن کم می آوری!

های محمد صالح بگذار راحت حرف بزنم!

آی محمد صالح! دلم می خواهد فریاد بزنم! اینجا دیگر نمی شود فریاد کشید!

که اینجا هوا برای نفس کشیدن هم تنگ است ... این آسمان هستی که برای یکی به اندازه تمام ناتمام های دنیاست و برای یکیملجا و پناه دلتنگی ها و دلدادگی ها، اینک اما برای من قفسی شده است تنگ و تیره و تاریک که حتی در این عصر لامپ های کم مصرف و در این قرن معراج آهن و پولاد کورسوی امیدی هم در آن تاریکی قیرگونش نمی بینم و گاها آنچنان خسته و دردمند سر در گریبان خود فرو می برم که دیگر نههیچ صدایی و نه هیچ سایش پرنده خیالی که هر چه هت تاریکی است و قیرگونی و سکون و سکوت! -که صحرای تفت بودن من گاهی اینچنین است!!

های محمد صالح! نکند مثل من بشوی!

نگاه کن! مرا نگاه کن! در اوج جوانی و اینچنین پیر فکر و خسته توان!؟ آری! خسته ام! خسته!

خسته از این همه دیدن! این همه شنیدن! این همه خواندن! کم توان شدم و ناامید اما هنوز جای امیدواری هست که دچار سکون نشده ام!

وقتی دل در گرو هر چه غیر اوست می دهی، وقتی پا در مرداب روزمرگی ها و غفلت ها می گذاری، آرام آرام حل می شوی! فرو می روی! شاید تا آن هنگام که بخواهی به خود آیی مغروق این بحر لایزال و پست و بی شرم شوی و بی آنکه خود بدانی نفس هایت هم اسیر دست این هوس باز و مکاره فریبکار دون -روزمرگی!- شود ...

لبخند می زنم اما ...


ببخش اگر تلخ بود و از سر درد ...


(واضح و مشخص است که بخش هایی از نوشته حذف شده است!)


*. توضیح واضحات اینکه حالم مثل همیشه است ... و این نوشته بعد از قی کردنش تمام شده است و به فاضلاب ها پیوسته ...

*. عکس مربوط به کودکان کار در ایران است ...


------------------------------------------

لینکهای روز:

اینجا آفریقا نیست، خوزستان است!
فقط می توان افسوس خورد و خورد و خورد ...

هیولاهایی که هر روز با ما زندگی می کنند!
همه مان هیولایی داریم ...

کیومرث پور احمد: خط قرمزهای بی دلیل باعث اقبال سی میلیونی فارسی وان شده است
درباره فارسی وان حرفهای زیادی دارم باشد به وقتش !


۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

به گزین ها - 15 و ادای دین - 10: آزادی تفنن نیست ضرورت است ... مهندس بازرگان و آزادی




(اگر وقت ندارید کامل بخوانید فقط رنگی ها را بخوانید)


این نکته را مجددا متذکر می شوم که آزادی، آزادی مخالفت و مخالف است و اجازه بی دریغ و بی اشکال انتقاد و اعتراض علیه حکومت؛ اگر چه مخالف را پیش خود ناحق بدانیم و حکومت را بر حق. آزادی یعنی وجود مدعی و بروز جریان های بر هم زننده سکون و حرکت عادی. در غیر این صورت آزادی نه معنی دارد و نه فایده!

...

البته مخالفین آزادی عقیده و انتقاد هم پیش خود منطق و دلایلی دارند که به نظرشان ساده و بدیهی می آید. می گویند سری که درد نمی کند چرا دستمال ببندیم!؟ ما که در خط صحیح اسلام و صاحب حسن نیت و حسن تشخیص هستیم، مکتبی داریم که ما را بی نیاز از تحقیق و تفحص می نماید، تا سر حد شهادت فعالیت و فداکاری می کنیم و بالاخره امام و امت هم پشتیبانمان هستند، چرا به کسانیکه می دانیم منکر خدا، دشمن جمهوری و مزدور آمریکا هستند یا در هر حال در خط ما نیستند و بنابراین باطل و خائنند، میدان بدهیم تا ذهن ها را مشوش محیط را متشنج و دولت را تضعیف کنند!؟ ... حقیقت این است که هیچ کس نمی خواهد وقتی سوار بر قدرت است ایراد بشنود کما آنکه می دانیم به لحاظ سرعت و سهولت پیشرفت کارها، مشورت و اخذ موافقت سایرین یعنی سیستم های دموکراتیک و شورایی معطلی بیشتری از تصمیم گیریهای فردی و فرماندهی دارد و به همین دلیل و با همین مجوز تحول طبیعی مدیریت و حکومت به سوی استبداد و دیکتاتوری می رود.
این آقایان به فرض داشتن حسن نیت و تقوی علاوه بر آن که اشتباه می نمایند که بر حق هستند و تنها آنها درست فکر می کنند، ساده اندیشند و توجه ندارند که آزادی تفنن نیست ضرورت است و با رفتن آزادی طاغوت می آید.
اولا آنکس که بر حق و استوار است از انتقاد معترضین و تبلیغات مخالفین نمی ترسد ...
ثانیا آزادی بیان و اعتراض و انتقاد باعث می شود که سهل انگاران و اشتباه کاران بیدار و هوشیار شوند، خیانت و انحصار و استبداد در نطفه خفه شود و اگر ایراد بیجاست جوابگویی به عمل آید تا با ارائه حقیقت غبار تردید و تهمت را در جامعه برطرف کند ....


مرحوم مهندس بازرگان - بازیابی ارزش ها جلد اول - فصل دین و آزادی


*. پیشنهاد می کنم کتاب ها و سخنرانی های این بزرگمرد تاریخ ایران مرحوم مهندس بازرگان خاصه همین کتاب بازیابی ارزشها را بخوانید ... خواندنش لذت دارد و افسوس!

*. عکس مربوط به مهندس بازرگان در مراسم مرحوم طالقانی


-------------------------------------------

لینک های روز:

مشایی: هدف ما پس از این معرفی مکتب ایران است نه اسلام چرا که از اسلام برداشت های مختلفی می شود!
یادم هست زمانی دکتر سروش این را گفت -آن هم با بحث فلسفی و با شرح و تفسیر- تا جایی پیش رفت که حکم ارتدادش را هم دادند! کاری به درست یا غلط بودن جمله ندارم که نه صلاحیت علمی اش را دارم و نه بحثی در این باب؛ فقط بحثم بر روی این سیاست یک بام و دو هوایی است که این روزها این نظام (؟) در پیش گرفته که یه عده در آن به راحتی و بی هیچ بازخواستی سخن می گویند و یه عده حق حیات ندارند! کمی فکر کنید اگر این حرف را در سال 76 تا 84 یکی از مسئولان دولتی می زد چه بامیولی برای خاتمی و دار و دسته اش راه می انداختند که آی کجایید که اسلام به خطر افتاده است!

استقلال: خداحافظ آسیا !
سهمیه ایران در جام باشگاه های آسیا تقلیل یافت و این یعنی خداحافظ استقلال!

بدون شرح: ....!
اگر پدر و مادر در شب دوشنبه چیز کنند بچه متولد شده حافظ قران می شود! شب سه شنبه بچه متولد شده شهید پرور می شود! شب پنجشنبه بچه متولد شده دانشمند می شود! روز پنجشنبه هم فرزند متولد شده از شیطان به دور است شب جمعه هم فرزند متولد شده سخن ور خواهد شد ... نه اشتباه نکنید این جملات گهربار کارشناس برنامه های صدا و سیماست .... دیگه توضیح نمی دم که ....

نرخ جدید تورم 9.1% !!!
فقط در عجبم که چه کالاهایی رو تو فرمول لاسپیر می زنن که خروجیش میشه این اعداد طنز!


۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

به گزین ها - 14: عشق و حضرت مولانا ...



هین رها کن عشق های صورتی ...




*. گویند عاشقی پیش شاهزاده رفت ابراز عشق نمود، شاهزاده گفت: خواهرم که پشت سر تو ایستاده است از من زیبا تر است! عاشق برگشت و کسی آنجا نبود؛ شاهزاده گفت: عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود ...




---------------------------------------

*. لینک های روز:

خالق پفک نمکی در گذشت
خدایت بیامرزاد ای خالق بهترین مزه دوران کودکیمان!

احمدی نژاد: انگلیس کشور کوچکی در غرب آفریقا!
به هر حال می خوان جهان رو مدیریت کنن دیگه!

سعیدی: حتی قرآن نیز نمی تواند ملاک حل اختلافات باشد!

شگفتی دارد این سخن ها ...!

۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

همین جوری - 16: ادبیات سیاسی + به بلندای عذرخواهی از یک دوست !

1. ادبیات سیاسی


ادبیات سیاسی:

پیش تر ها در باب سخیف شدن ادبیات سیاسی کشور اینجا
و اینجا نوشته بودم. تحلیلم در آن نوشته شاید کمی اشتباه بود!
نوشته بودم ادبیات سیاسی ما به سمت زبان کوچه و بازاری
تقلیل یافته اما اشتباه کردم، این بیان روی زبان چاله میدانی
را هم کم کرده است:

اون ممه رو لولو برد!
-این سخن بلند پایه ترین مقام سیاسی کشورمان است!-

الفاتحه!



-------------------------------------------

2. به بلندای عذرخواهی از یک دوست (مخاطب خاص دارد)



عکس بالا متن نامه یکی از منان من است ...
خودمان قضیه را می دانیم!
تنها سکوت و عذر تقصیر ...

نه دلیلی و نه استدلالی برای این قضیه تنها عذر خواهی!

نامه را اینجا منتشر کردم برای آنکه در حافظه تاریخی و مجازیم باقی بماند ...

---------------------------------------


*. دنبال یه جایی هستیم برای جلسه، دانشگاهی مسجدی، کنیسه ای، کلیسایی!
فقط یه جایی که در اختیارمون قرار بگیره، یه اتاق! اون هم برای همین دو هفته
جاری، اگر آشنایی دارید لطفا خبر بدهید ...

*. تکذیبیه:
حال ما خوب است به کوری چشم بعضی ها!
هاهاها


*. لینکهای روز:

فیلم تلخی از لحظات انفجار زاهدان (+)

ده نمکی، ضرغامی و پناهیان اعضای جدید هیئت امنای دانشکده هنر شدند (+)
الفاتحه دوم!

ژاپن هم به تجریم کنندگان ایران پیوست (+)

آغاز جنگی دیگر در لبنان (+)



۱۳۸۹ مرداد ۱۱, دوشنبه

به گزین ها - 14: فوکو و سال 1358


چنین حکومتی به واسطه ی اسلامی بودن اش توسط «وظایفی» تکمیلی مقید می شود و می بایست این پیوندها را رعایت کند، چرا که مردم می توانند همین دین مشترک را علیه حکومت به کار گیرند. این ایده به نظرم مهم رسید. من شخصاً به اینکه حکومت ها ممکن است داوطلبانه به تعهداتشان عمل کنند اندکی مشکوکم. ... و از این منظر، محاکماتی که این روزها در ایران در جریان است براستی نگران کننده است

...

هیچ چیز در تاریخ یک مردم مهم تر از برهه های نادری نیست که این مردم به مثابه ی یک تن برمی خیزند تا رژیمی را که دیگر نمی توانند تحمل کنند، براندازند

...

شاید گفته شود اکثریت ایرانیان اعتماد خود به رژیمی را که روی کار می آید نشان داده اند، و از همین رو می باید اقدامات قضایی آن را نیز تأیید کنند. واقعیتِ پذیرفتن، خواستن و رأی موافق دادن به حکومتها نه تنها از وظایف آنها نمی کاهد که وظایف سنگین تری بر آنها تحمیل می کند

...
آقای نخست وزیر، با تفهیم اینکه به نظر شما حکمرانی نه حقی طمع کارانه که وظیفه ای فوق العاده دشوار است

بر شما است که یقین حاصل کنید این مردم هرگز بر نیروی سازش ناپذیری که به اتکای آن خود را آزاد ساختند، تأسف نخواهند خورد



بخش هایی از نامه سرگشاده میشل فوکو به مهندس بازرگان





۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه

به گزین ها - 13: موسی صدر و تغییر فرهنگ ...


امام موسی صدر می گفت که باید برویم در حیطه اجتماع و کار ناتمام
سید جمال اسد آبادی را به انتها برسانیم، اما خطای او را مرتکب
نشویم؛ سید جمال می خواست اصلاحات را انجام بدهد اما با سران،
ما باید برویم و از پایین ترین قشرهای اجتماع شروع کنیم،
دست مردم را بگیریم و بیاوریم به جایگاه واقعی خودشان
برسانیم، آن وقت آنها حق خودشان را از بزرگان می گیرند،
این معنای اصلی اصلاحات است







*. مصاحبه جالبی است پیشنهاد می کنم از اینجا بخوانید
یا اینکه از اینجا و اینجا و اینجا دانلود کنید ...

*. نکته جالب این نقل قول، دیدگاه از پایین به بالای امام موسی صدر در تغییر فرهنگ
است (قابل توجه اعضای خانواده مهندسی فرهنگی)

*. قدیم ترها در زمان انقلاب صادق طباطبایی معروف به صادق خوشگله بوده!

*. یک نکته جالب که خودمم نمی دونستم اینه که صادق طباطبایی موزیسینه و اتفاقا
آنطور که نقل می کند به توصیه امام موسی صدر موسیقی را آموزش دیده ...

*. عکس مربوط به همان برنامه، منبع: سایت بی بی سی فارسی