‏نمایش پست‌ها با برچسب فیس بوک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیس بوک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه

یادداشت مطبوعاتی - سه اشاره و یک پرسش در باب فیس بوک

سه اشاره و یک پرسش در باب فیس بوک
---------------------------------------------------------
چاپ شده در روزنامه بهار مورخ شنبه 23 شهریور
لینک دائم مطلب (+)
پی دی اف صفحه (+)


اشاره اول: «جواد بیکاریا، از صبح نشستی پا فیس‌بوک.» این را یک کاربر، پای فیس‌بوک محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه‌ جمهوری‌اسلامی ایران، نوشته است. ظریف‌تر آن‌که چند پیام پایین‌تر از آن هم خود دکتر ظریف پاسخش را داده است: «حالا عیب داره جمعه رو با شما باشم؟!» این پاسخ در شبکه‌های اجتماعی، حتی فراتر از فیس‌بوک، به مثابه یک رمزگان جالب در میان بسیاری از اعضای این شبکه‌ها دست به دست شد. 
اشاره دوم: جامعه‌شناسی، لااقل بخشی از آن، با یک استراتژی کلی یعنی توزیع برابر قدرت در جامعه و به‌تبع آن حق برابر برای سخن ‌گفتن و حق متفاوت بودن مواجه بوده است. دست بر قضا یکی از عملکردهای جامعه‌ مدنی و به تعبیر رامین جهانبگلو یکی از اهداف آن نیز ایجاد فضاهای گفت‌وگویی است که نه تنها جامعه‌ مدنی آن را میان شهروندان بلکه میان شهروندان و دولت هم ایجاد می‌کند؛ به دیگر سخن جامعه‌ مدنی پلی است میان شهروندان معمولی و دولت. هابرماس نیز درباره جامعه‌ مدنی، از جامعه‌ای سخن به میان می‌آورد که در آن ارتباط تحریف‌ نشده برقرار شود؛ چشم‌انداز این فرآیند، یک جامعه‌ عقلانی و دارای نظام ارتباطی است که در آن افکار آزادانه ارائه می‌شوند و در برابر انتقاد حق دفاع دارند. 
اشاره سوم: «برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنان بپردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین؛ مجلسی که همگان در آن حاضر توانند شد و برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمای‌ تا سپاهان، یاران، نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند تا سخنگوی‌شان، بی‌هراس‌ و بی‌لکنت زبان، سخن خویش بگوید که من از رسول خدا- صلی‌الله علیه و آله- بارها شنیدم که می‌گفت: پاک و آراسته نیست امتی که در آن، امت زیردست نتواند بدون ‌لکنت زبان، حق خود را از قوی‌دست ‌بستاند. پس درشت‌گویی یا عجز آن‌ها را در سخن گفتن تحمل نمای و تنگ‌حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداوند درهای رحمتش را روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید» (بخشی از نامه امیر مومنان، حضرت علی (ع) به مالک اشتر). 
پرسش: برای آن‌ها که در سال‌های اخیر فیس‌بوک، توییتر و دیگر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی را صرفا به عنوان ابزار جنگ نرم برای براندازی جمهوری‌اسلامی ایران معرفی کرده و وجود چنین شبکه‌هایی را تنها تهدیدی علیه امنیت ملی تلقی کردند
و هرجا سخن از تبدیل این تهدید به یک فرصت شد، جز حاشیه‌سازی کاری نکردند، شاید این پرسش، پرسشی تامل‌برانگیز باشد: در عصر حاضر، یعنی عصر ارتباطات، به راستی چند فضای بدیل را می‌توان برای این شبکه‌های اجتماعی برشمرد که در آن مردم، بی‌لکنت زبان و بی‌درنگ زمان، به راحتی با حکامشان (بخوانید خدمت‌گزاران‌شان) به گپ و گفت پرداخته و آرای خویش را ابراز کنند؟



*. دیگر یادداشت های مطبوعاتی (+)

۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

در گذرگاه خاطره - 23: من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام!


لایحه ای در دپارتمان بهداشت آمریکا مبنی بر قوانین بیماری ایدز در حال بررسی بود ...
سران ایران و عراق برای فرستادن نمایندگان وزرای خارجه شان به جلسه شورای امنیت سازمان ملل با موضوع آتش بس جنگ در تردید بودند ...
در گوشه ای از دنیا انتفاضه مردم در انتظار دهمین ماه خود بود ...
زین العابدین بن علی در جشن پیروزی ریاست جمهوری تونس به پایکوبی مشغول بود ...
مجلس سنای آمریکا در حال رای اعتماد به وزیر دیوان عالی ریگان بود ...
خانواده قربانیان بمب گذاری انیسکیلن اتریش در حال عذاداری بودند ...
جهان در شوک نزول شاخص میانگین صنعتی داو جونز بود ...
...

و من به ناگاه زاده شدم!



-------------------------------------------------------
حواشی پر رنگ تر از متن:
از حدودای ساعت 10:20 دقیقه شب استتیوس دوستان توی گوگل تاک شروع کرد به شمارش معکوس اونم یک دقیقه به یک دقیقه؛ فکر ما به هزار راه رفت: قراره بمیریم، کسی چیزیش شده ...
هی ما می پرسیم یکی میگه آخ آخ یکی میگه شاد زی یکی می خنده یکی سکوت می کنه یکی میگه شتر ...
خلاصه یک ساعت و نیمی در کنج کمپ کاری تنها و سرگردان و نگران مچل جماعتی بودیم دیوونه دیوونه! به دیوونگی همه عاشقای عالم! به دیوونگی همه اونایی که دوسشون دارم! به دیوونگی تمام منان من ...
ساعت شد 12 و خیل عظیم تبریک و این هم کادوی دسته جمعی ....
و من در کنج شرکت در سر کار خیس خیس نشسته ام و کامنت ها رو می خونم، زبانم بسته شده است و قلمم نمیرود که حرفی بزنم و سکوت کردم و سر تعظیم در برابر همه عظمت نگاه دوستانی که بزرگترین سرمایه زندگیمند ....


آهای تمام همه رفقایی که توی تاک، توی فیس بوک، با اس ام اس، با لبخند و با هزار ادا و نوع و شکل و رنگ و بوی متفاوت لحظات نابی ساختید ...
آهای همه اونایی که عظمت نگاهتون این حقیر رو لایق این همه مهربونی دید ...

دمتون گرم ....


به عظمت دلای مهربون؛ خدایا شکرت!





*. پارسال در اینجا به مناسبت تولدم نوشته بودم و اینجا هم خاطره اش را!

*. ظریفی هم اینجا پیش تر تبریک گفته بودند و عزیزی هم اینجا ...

*. دلم هوای فشم کرد و پارسال و خاطرات نابش

*. شب بسیار خاطره انگیزی است (این الملوک...!؟)

*. عنوان شعری است از حضرت مولانا