«دیکتاتورها یا عبرت می گیرند و یا برای دیگران عبرت می شوند»
امیرالمومنان مسلمین جهان، معمر قذافی هم مرد!
درست است که نرون مرد اما انگار اشکال جای دیگری است: اشکال در ما مردم نرون ساز است انگاری!
یک وجه این نرون سازی همان است که می بینیم همین مردمان که روزگاری برای دیکتاتورهایشان صف می کشیدند و کف و دست و هورا، به یکباره طغیان می کنند و مرگ و لعن و نفرین!
اما وجهه بدتر قضیه درست همانجایی است که می بینیم همین مردمان از خقفان و ترور و قتل و اسارت به تنگ آمده می شورند و خود در قامت موجودی انگار پست تر و بی شرم تر از دیکتاتورشان او را زیر لگدهاشان تکه پاره می کنند! می ایستند و لبخند زنان با او عکس یادگاری می اندازند و اینطور خود دیکتاتوری را بازتولید می کنند. چونان سیمرغ که از خاکستر خودش بر می خیزد انگاری اینطور دیکتاتورها هم از دل خودشان و جسد سوخته شان خود را مجددا باز تولید می کنند ...
فراموش نکنیم: دیکتاتورها یک شبه دیکتاتور نمی شوند ...
×. دروغ چرا ترسیدم! با دیدن عکس تکه پاره شده قذافی!
برایم دیدن محاکمه یک دیکتاتور دیگر در مصر قابل تحمل تر بود -هر چند امیدی هم به دادگاه ندارم- اما دیدن بدن تکه پاره و خوشحالی مردمان دور و برش حالم را عوض کرد! ترسناک بود!
نمیدانم چرا خاور میانه اینطور است! ترسناک و عجیب! در عین اینکه امید بخش است، وحشتناک!
با دیدن جسد قذافی تا آمد گل لبخندمان بشکفد گسیل جملات و مفاهیم و تصاویر و تحلیل ها به مغزم، لبخند را نشکفته پژمرد!
«عدالت و بی عدالتی نقطه حساس همه انقلاب ها هستند: از این نقطه است که انقلاب ها زاده می شوند، از همین نقطه هم هست که راهشان را گم می کنند و می میرند! ... به سهولت می توان تنبیهی را که حساب پس نداده است موجه جلوه داد، با این حال این همچنان نوعی بی عدالتی خواهد بود» (+)
×. امیرالمومنان لقبی بود که خود قذافی و طرفدارانش به او داده بودند (+)
×. عکس از رویترز