۱۳۹۳ تیر ۳, سه‌شنبه

عطرت جایی در این لحظه ها ماندگار شده ژوزفین


درست مثل همین عکس که انگاری یک جاییش خالی است
حالا وضع زمانهای منِ بی تو هم همینطور است
یک قاب خوب که یک چیزیش کم است
هر چه هم که با خودت کلنجار بروی که چه قاب خوبی و چقدر زیبا
اما باز هم ته دلت میدانی که درست در نقطه ی اصلی عکس جای یک سوژه ی خوب خالی خالی است
سوژه ای که اگر باشد وزن تصویرت بالا می رود و اگر نباشد تنها یک قاب خوب اما پوچ به جا می ماند

حالا نشسته ام و در خلا نبودنت به تو فکر می کنم و تو را در این قاب تصویر می کنم
آخ که حتی تصور بودنت هم لذت بخش است
حالا ثانیه ها پر است از حضور تو -حضور خیال خوب تو- که نشسته ای در میانه ی قاب لحظه ها و با همان معصومیت همیشگی داری به من لبخند میزنی و من هم در همان نزدیکی زیر لب قربان صدقه ات می روم و همچون دیدن یک معجزه، ابرو بالا انداخته ام و چشمانم کمی خیس، تو را به تماشا نشسته ام.
های لعنتی دوست داشتنی من، عطرت جایی در این لحظه ها ماندگار شده





*. دیگری ها برای ژوزفین (+)

۱۳۹۳ خرداد ۲۳, جمعه

صورت بندی یک پرسش مهم: گمگشتگی منفعت «مردم» در پس ضرر «نظام»


غلامعلی جعفرزاده از اعضای کمیته ­های تحقیق و تفحص مجلس در مصاحبه ­ای با پیام نو گفته است: «ابعاد فساد در پرونده­ های تحقیق و تفحص آنقدر بالا است که می­ ترسیم علنی ­شدن آن باعث ضربه به نظام شود». از این دست جملات با بیان­ های مختلف اما مفهوم مشترک در این روزهای تب و تاب پرونده ­های فساد مالی، اعدام و دادگاه ­های اختلاس زیاد به گوش می ­رسد. جملات با یک مضمون مشترک که علنی ­سازی پرونده­ های اینچنینی باعث وهن نظام اسلامی شده و به اصطلاح دیگری جمهوری اسلامی را «دشمن شاد» می­ کند، چرا که چنین اخباری به سرعت برق و باد به تیتر اول روزنامه ­های غربی بدل شده و به طور طبیعی مورد استفاده و اغلب سوء استفاده­ ی دشمنان این مرز و بوم قرار می ­گیرد. استدلالی که در وهله­ ی اول درست و منطقی به نظر می­ رسد. اما در پس چنین جملاتی مفهوم دیگری پنهان شده که بسیار قابل تامل است: وقتی از چنین استدلالی استفاده می­کنیم در واقع منفعت اجتماعی و نفع مردم را نادیده گرفته و صرفا سطح تحلیل خود را به واحد بزرگتری به نام نظام برده و با نگاهی تقلیل­گرایانه بخش بزرگی از ذی­نفعان یک پدیده ­ی اقتصادی مهم، یعنی مردم را حذف می­کنیم. حال در مقابل چنین جملات و چنین تحلیل­ هایی باید مساله­ هایی دقیق ­تر را صورت­ بندی کرد: به راستی نقش منفعت «مردم» در مقابل پدیده ­های اقتصادی همچون اختلاس چیست؟ آیا آن­ها صرفا به عنوان تماشاگران چنین پدیده ­هایی از جانب مسئولان دیده می ­شوند و یا به عنوان اصلی ­ترین ذی­نفعان آن؟ اولویت اصلی با کدام مورد است: منفعت مردم یا منفعت نظام؟



*. این را برای یکی از روزنامه ها نوشته ام که به دلیل تندی و ریسک بالا چاپش نکردند. خود این مساله هم دست بر قضا بسیار تامل برانگیز است. 

۱۳۹۳ خرداد ۱۵, پنجشنبه

یادداشت مطبوعاتی - هربرت گانز معرف جامعه شناسی مردم مدار


-----------------------------------------
چاپ شده در خبرنامه گروه جامعه شناسی مردم مدار 
لینک اطلاعات خبرنامه در سایت انجمن جامعه شناسی ایران (+)
لینک پی دی اف خبرنامه (+)





هربرت گانز، متولد 1927 در کلن آلمان، هفتاد و هشتمین رئیس انجمن جامعه ­شناسی امریکا است که نخستین ­بار در خطابۀ خود برای احرازِ مقامِ ریاستِ این انجمن، با عنوان «جامعه ­شناسی در امریکا: نظم و مردم»[1]، در 1988 مفهوم جامعه ­شناسی مردم ­مدار را پیش ­نهاد؛ مفهومی که بعد­ها به جنبشی با همین عنوان در جامعه ­شناسی امریکا بدل شد و امروزه مایکل بوراووی سردمدار آن است[2].
گانز بعد از ترک آلمان نازی در 1938 به انگلستان و در 1940 به امریکا مهاجرت کرد. پس از دریافت مدرک فوق ­لیسانس جامعه­ شناسی از دانشگاه شیکاگو، در 1957 دکترای خود را در رشتۀ جامعه ­شناسی و برنامه ­ریزی از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. از 1953 پژوهشگر موسسۀ مطالعات شهری دانشگاه پنسیلوانیا و استادیار مطالعات و برنامه­ ریزی شهری و مدرس گروه جامعه ­شناسی همان دانشگاه شد. سپس چند سال در دانشگاه MIT به تدریس مشغول شد و از 1971 به گروه جامعه ­شناسی دانشگاه کلمبیا پیوست و پس از 14 سال کرسی رابرت لیند را از آن خود کرد. او، علاوه بر ریاست انجمن جامعه ­شناسی امریکا، یک سال رئیس انجمن جامعه­ شناسی شرقی[3] (1973) و همچنین مشاور و عضو کمیته­ های تخصصی برنامه ­ریزی شهری، فقرزدایی، مسکن و رسانه­ های جمعی بوده است و جوایز و درجات افتخاری متعددی دریافت کرده است که جایزۀ پژوهشگر ممتاز انجمن جامعه ­شناسی امریکا در 2006 یکی از آن­ها است. همچنین، سابقه ­ای طولانی در روزنامه ­نگاري دارد و مقالات متعددی در روزنامه ­های امریکا از وی منتشر شده است.
از نظر گانز، جامعه ­شناسی مردم ­مدار پژوهشی جامعه ­شناسانه است که ویژگی اصلی آن مرتبط بودن با مردم و در عین حال سودمندبودن برای آنان است. وی دو مشخصۀ اصلی جامعه­ شناسی مردم ­مدار را این ­گونه بیان می ­کند: 1. ارائۀ بینشی جدید یا یافته ­هایی نو دربارۀ جامعه که روزنامه نگاران یا دیگر راویانِ جامعه به آن نپرداخته­اند؛ و 2. بهره ­گیری از زبانی فهم ­پذیر برای عمومِ مردم (Gans H. J., 2011). از نظر وی: «هدف اصلی جامعه­شناسی مردم­ مدار کمک به مردم در فهم اجتماعی است که در آن زندگی می ­کنند» (Gans, 2009). او جامعه­شناس مردم­ مدار را روشنفکری عمومی می­ ­داند که ایده­ های جامعه ­شناسانه را برای مسائلی که جامعه ­شناسی دربارۀ آن­ها حرفی برای گفتن دارد، به ­کار می ­بندد (Burawoy, 2003). به روایتِ گانز، جامعه ­شناس مردم­ مدار جامعه­ شناسی است که باید ضمنِ تعریفِ مباحثات و مسائل عمومی، به توسعه و شکل ­دهی به آن­ها نیز کمک کند. به عبارت دیگر، او محرک و تهییج­ کنندۀ مباحثات در سطوح محلی و ملی و جهانی است. بر این اساس،  جامعه ­شناسی مردم­ مدار ارتباط جامعه­ شناس را با مردم و جامعه تقویت می­ کند و بنابراین او را به تجزیه و تحلیلِ مسائل و رویدادهای جاری از دید جامعه­ شناسی ترغیب می­ کند و، به این قرار، کار جامعه ­شناس در جامعه نمایان می­ شود (Rinalducci, 2005).
ردپای چنین اندیش ه­ای را می ­توان در یکی از معروف­ترین پژوهش­های هربرت گانز دربارۀ کتاب­های پرفروشِ جامعه­ شناسی در امریکا یافت (Gans, 1997)؛ پژوهشی که یافتۀ اصلی آن این بود که بسیاری از این آثار برای مخاطب خارج از کلاس درس اصلاً جذابیتی ندارد و خوانندگان غیردانشگاهیِ این آثار بسیار کم­ اند. در پی آن، گانز پیشنهاد می ­­دهد جامعه­ شناسان به موضوعاتی بپردازند که در دستور کارِ سیاست ­گذاران و سیاست­ پیشگان و فعالان اجتماعی است و نتایج یافته ­های خود را نه به زبان علمی و فنی جامعه ­شناسی که به زبانی عامه ­فهم ارائه کنند. او کسبِ وجهۀ مردمی را شرطِ لازم، و البته نه کافی، برای کارِ جامعه ­شناسی می­داند و تأکید می­ کند جامعه ­شناسی به همان میزان که به دانش تخصصی و روش­ شناختی نیاز دارد، باید فنِ نویسندگی هم بداند.
گانز سه وجهِ مهم برای جامعه­ شناسی قائل است: 1. توجه به کارِ میدانی: منبعِ اصلیِ داد ه­های تجربیِ جامعه­شناسی مردمان عادی ­اند. این داده ­ها با حضور در میدان، به کمکِ مشاهده و مصاحبه و پرسشنامه و مشارکت حاصل می­شوند؛ 2. نگاهِ از پایین به بالا: به دلیلِ تمرکز جامعه­ شناسی بر مردمان عادی، نگاه جامعه ­شناسی برخلافِ بسیاری از رشته ­های هم جوارش از پایین به بالاست؛ و، 3. جامعه شناسی از بسیاری از شاخه­ های دیگر علوم اجتماعی به لحاظ فلسفی ماجراجوتر بوده و باید باشد (Gans, 2009).
او با تفکیک جامعه­ شناسی عوام­ زده[4]، به عنوان گونه ­ای جامع ه­شناسیِ روزنامه ­ای، از جامعه ­شناسی مردم ­مدار می­ افزاید که امروزه جامعه ­شناسان و روزنامه ­نگاران نوعی رابطۀ عشق و نفرت با یکدیگر دارند که این به هر دو لطمه می­زند. جامعه ­شناسان به روزنام ه­نگاران برای انتشارِ آثار و پژوهش ­هاشان نیازمندند و در مقابل روزنامه­نگاران هم به تخصصِ جامعه­ شناسان نیاز دارند. روزنامه ­نگاران می­ توانند چگونه نوشتن را به جامعه ­شناسان آموزش ­دهند و خود نیز نحوۀ تحلیلِ روشمندِ مسائل را از جامعه­ شناسان بیاموزند (Gans, 2009).
با این­همه، او نگرانِ برخی دام ­ها پیشِ پای جامعه ­شناسی مردم ­مدار است. یکی از آن­ها نوشتن مطالب صرفاً برای انتشار و خودنمایی و کسبِ وجهۀ مردمی است. در این صورت، خطری که جامعه­ شناسی مردم­ مدار را تهدید می­کند این است که محبوبیتِ یک اثر را دلیل بر کیفیتِ مطلوبِ آن بدانیم (Gans, 1997).
گانز از نخستین کسانی بود که  فقدان رویکردِ جامعه ­شناسی مردم ­مدار را در این رشته حس کرد و آن را تذکر داد. در نظرِ او از این طریق است که جامعه­ شناسی با درگیر شدن با مسائل جامعه به تولید مفاهیمی مرتبط و به­ روز می­پردازد، خود را به مردمانی که مطالعه­ شان می ­کند نشان می ­دهد و از این راه در میان مردم و جامعه مشروعیت و مقبولیت می­یابد.

منابع
Burawoy, M. (2003). “Models of Public Sociology: Hausknecht vs. Burawoy”. Footnotes.
Gans, H. J. (2011, may 31). “How to be a public intellectual”. (N. Jones, Interviewer(
Gans, H. J. (2009). “A Sociology for Public Sociology: Some Needed Disciplinary Changes for Creating Public Sociology”. In V. Jeffries, Handbook of Public Sociology. Rowman & Littlefield Publishers.
Gans, H. J. (1997). “Best-Sellers by Sociologists: An Exploratory Study.” Contemporary Sociology, 26: 131-135.
Rinalducci, N. (2005)."Sociological Accessibility and the Institutionalizing of Professional Public Sociology". The Journal of Public and Professional Sociology, 1(1): Art. 2 1

گزیدۀ کتاب­شناسی
Gans, H. J. (1968). People and Plans: Essays on Urban Problems and Solutions. Basic Books.
Gans, H. J. (1974). More Equality. Vintage Books.
Gans, H. J. (1974). Popular Culture and High Culture: An Analysis and Evaluation Of Taste. Basic Books.
Gans, H. J. (1982). The Levittowners: Ways of Life and Politics in a New Suburban Community. Columbia University Press.
Gans, H. J. (1982). Urban Villagers: Group and Class in the Life of Italian-Americans. The Free Press.
Gans, H. J. (1991). Middle American Individualism: Political Participation and Liberal Democracy. Oxford University Press.
Gans, H. J. (1994). People, Plans, and Policies: Essays on Poverty, Racism, and Other National Urban Problems. Columbia University Press.
Gans, H. J. (1996). The War Against The Poor: The Underclass And Antipoverty Policy. Basic Books.
Gans, H. J. (1997). “Best-Sellers by Sociologists: An Exploratory Study.” Contemporary Sociology, 26: 131-135.(ترجمۀ این مقاله در همین شماره از خبرنامۀ جامعه­شناسی مردم­مدار آمده است)
Gans, H. J. (1999). Making Sense of America: Sociological Analyses and Essays (Legacies of Social Thought Series). Rowman & Littlefield Publishers.
Gans, H. J. (2004). Democracy and the News. Oxford University Press. (این کتاب را آقای علیرضا دهقان با عنوانِ دموکراسی و خبر ترجمه کرده و در 1385 انتشارات سمت منتشر کرده است.)
Gans, H. J. (2005). Deciding What's News: A Study of CBS Evening News, NBC Nightly News, Newsweek, and Time. Northwestern University Press.

Gans, H. J. (2009). Imagining America in 2033: How the Country Put Itself Together after Bush. The University of Michigan Press.
Gans, H. J. (2009). “A Sociology for Public Sociology: Some Needed Disciplinary Changes for Creating Public Sociology. In V. Jeffries, Handbook of Public Sociology. Rowman & Littlefield Publishers.


[1] Sociology in America: The Discipline and the Public
[2] دیدگاه­های بوراووی در این حوزه در مطالب آتی در همین ستون معرفی خواهد شد.
[3] Eastern Sociological Society
[4] POP Sociology

۱۳۹۳ خرداد ۱۱, یکشنبه

باران لوتی

ژوزفینم می دانی خوبی باران در چیست؟

آبروداری می کند
کسی گریه هایت را نمی فهمد ...





*. دیگری ها برای ژوزفین (+)

۱۳۹۳ خرداد ۱, پنجشنبه

یادداشت مطبوعاتی - معضلی به نام دور دور

معضلی به نام دور دور
-----------------------------------------------
چاپ شده در روزنامه شهروند - پنجشنبه 1 خرداد 
لینک دائم مطلب (+)
پی دی اف صفحه (+)

اگر جوان باشید و یا احیانا ساکن خیابان­های ایران­زمین، سعادت آباد یا فرشته و ولی­عصر، فعل «دور دور کردن» یکی از بدترین افعالی است که هر روز در خاطرتان صرف می­شود. «دور دور کردن» اشاره به تفریحی دارد که در آن عده­ای برای نمایش آهن­های زینتیشان (بخوانید ماشین­های گران­قیمت) به خیابان می­آیند و مسیری مشخص را مدام دور می­زنند. جالب­تر آنکه تجربه­ی سکونت 15 ساله در خیابان ایران­زمین ثابت کرده است که اغلب این افراد از اقشار پایین جامعه­اند که به ناگهان پولی به دستشان رسیده و ماشینی خریده­اند و یا بدتر از آن کارگران نمایشگاه­های ماشین و افرادی از این دستند. یادم هست همین سه ماه پیش در سه راهی مهستان با ماشینی تصادف کردیم که به هنگام رد و بدل کارت ماشین و بیمه فهمیدیم طرف اصلا تهرانی نیست! اما این تفریح پوچ، رفته­رفته این روزها شکل و شمایل جدیدتری به خود گرفته است. از همین بعد از عید جدیدترین نوع این پدیده در خیابان ایران­زمین به صورت دریفتینگ (ترمز دستی کشیدن با سرعت بالا در خیابان به طوریکه ماشین دور خودش می­چرخد؛ چیزی درست مثل صحنه­های اکشن سریال معروف هشدار برای کبرا 11) آن هم نه در ساعات شبانه روز که در بامداد و ساعاتی حدود 3 یا 4 نیمه شب ساکنین را به شدت آزار داده است. در این میان هم نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی به جای حل موضوع، تنها با تمرکز بر جمع­کردن و پاک کردن صورت مساله اقداماتی نظیر بستن سر خیابان ایران­زمین یا سه راه مهستان را انجام داده­اند. این اقدام، بدون فکرِ به این مساله است که هدف این قبیل افراد، تنها دور دور کردن است و نمایش ماشین­های گران­قیمت خود (احتمالا برای پوشاندن ضعف­های شدید شخصیتی و درونی خود) و نه چیزی بیش از آن. لذا نتیجه­ی این اقدامات گاه و بیگاه نیروی انتظامی، چیزی جز اذیت بیش از پیش برای ساکنین این محله­ها نیست. به طوریکه بارها و بارها شاهد دعوای نیروهای انتظامی با ساکنین این محلات شده است. نمونه­ی آخرش همین چهارشنبه سوری گذشته بود که یکی از ساکنین مجتمع سینا در خیابان ایران­زمین قصد ورود به مجتمع را داشت که نیروی انتظامی مسیر را بسته بود و این امر منجر به بگو و مگو و دعوای شدید میان ساکنین و آن­ها شد. 
بی­اعتنایی و سیاست­های بی­نتیجه این ایام کار را به جایی رساند که درست در جمعه شب گذشته، این افراد دور دور کننده، در نیمه­شب اقدام به شکستن شیشه­ی ماشین­های اطراف مجتمع سینا و همچنین خانه­های طبقات پایینی بلوک هفدهم این مجتمع کردند و این امر باعث شد تا در همان اوایل شب شنبه­ی هفته­ی جاری، ساکنین این مجتمع به صورت دسته­جمعی بیرون ریخته و زنجیره­ای انسانی برای اعتراض به بی­اعتنایی نیروی انتظامی و مقامات مسئول به وضعیت خیابان ایران­زمین تشکیل دادند. اقدامی که باعث شد تا در چیزی کمتر از ربع ساعتی نیروهای انتظامی و راهنمایی و رانندگی به محل تجمع بیایند و به آرام­کردن ساکنین بپردازند و نتیجه­ی آن باز هم بستن سر خیابان ایران­زمین و سه راه مهستان شده است. اقدامی که در این چند روز بیش از پیش شاهد آن بوده­ایم. القصه ما مانده­ایم و اقداماتی بیهوده، هل من ناصر ینصرنی!؟


*. دیگر یادداشت های مطبوعاتی (+)

۱۳۹۳ اردیبهشت ۳۰, سه‌شنبه