غلامعلی جعفرزاده از اعضای کمیته های تحقیق و تفحص مجلس در مصاحبه ای با پیام نو گفته است: «ابعاد فساد در پرونده های تحقیق و تفحص آنقدر بالا است که می ترسیم علنی شدن آن باعث ضربه به نظام شود». از این دست جملات با بیان های مختلف اما مفهوم مشترک در این روزهای تب و تاب پرونده های فساد مالی، اعدام و دادگاه های اختلاس زیاد به گوش می رسد. جملات با یک مضمون مشترک که علنی سازی پرونده های اینچنینی باعث وهن نظام اسلامی شده و به اصطلاح دیگری جمهوری اسلامی را «دشمن شاد» می کند، چرا که چنین اخباری به سرعت برق و باد به تیتر اول روزنامه های غربی بدل شده و به طور طبیعی مورد استفاده و اغلب سوء استفاده ی دشمنان این مرز و بوم قرار می گیرد. استدلالی که در وهله ی اول درست و منطقی به نظر می رسد. اما در پس چنین جملاتی مفهوم دیگری پنهان شده که بسیار قابل تامل است: وقتی از چنین استدلالی استفاده میکنیم در واقع منفعت اجتماعی و نفع مردم را نادیده گرفته و صرفا سطح تحلیل خود را به واحد بزرگتری به نام نظام برده و با نگاهی تقلیلگرایانه بخش بزرگی از ذینفعان یک پدیده ی اقتصادی مهم، یعنی مردم را حذف میکنیم. حال در مقابل چنین جملات و چنین تحلیل هایی باید مساله هایی دقیق تر را صورت بندی کرد: به راستی نقش منفعت «مردم» در مقابل پدیده های اقتصادی همچون اختلاس چیست؟ آیا آنها صرفا به عنوان تماشاگران چنین پدیده هایی از جانب مسئولان دیده می شوند و یا به عنوان اصلی ترین ذینفعان آن؟ اولویت اصلی با کدام مورد است: منفعت مردم یا منفعت نظام؟
*. این را برای یکی از روزنامه ها نوشته ام که به دلیل تندی و ریسک بالا چاپش نکردند. خود این مساله هم دست بر قضا بسیار تامل برانگیز است.
