۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

افکار پریشان - 63: لابدهای سوری!


تلویزیون سوریه را نگاه می کنم 
بشار اسد در پارلمان سنرانی می کند. در انتهای صحبت هایش -که تماما غلو آمیز و همراه با شعر و هیجان است- از سوریه مقاوم می گوید و اینکه ما با مقاومت ایستاده ایم و صحبت هایش را تمام می کند. تمام مجلسیان کف می کزنند و در صحن پارلمان کف می زنند و شعار می دهند. بشار اسد میایستد و همه نمایندگان با او دست می دهند و با هیجان با او صحبت می کنند حتی زنان مجلس ...
تلویزیون بیرون را نشان می دهد. جمعیتی که از نماهای بسته تلویزیونی قابل تخمین نیست شعار درود بر اسد سر داده اند. شبکه را عوض می کنم. الباقیش برای من تکراری است -البته برای من- 

لابد نهم دیماه در تقویم سوری سیم مارچ است.
لابد بعد هم بیست و سیشان هم پشت هم تصاویر بیعت مجدد را نشان می دهد.
لابد اسد هم در سخنرانیش از آزادی تقریبا رو به مطلق در کشورش گفته است 
لابد روحانیون درباری هم از حفظ نظامی که از اوجب واجبات است گفته اند 
لابد ...



×. گور پدر تحولات منطقه دربی شروع شده ...

۱۳۹۰ فروردین ۴, پنجشنبه

بازی وبلاگی ساما!




×. طبق بازی وبلاگی ساما، یک روز بلاگ رو دادم دست یکی از رفقای عزیز مهدی علاالدینی که هر چه دلش می خواهد، تمام حرف هایش همین یک تصویر بود و بس ...

۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

افکار پریشان - 61: گور پدر توصیف ... 89ای که گذشت!


قرآن خاک خورده، حافظ در کنج عزلت، مولانا آن دورها، سعدی همیشه عاشق، کشف کدکنی، حادثه فریدون ...
رجعت به عقل عدد بین مصلحت اندیش، ارشد، فتح باب مطالعات فرهنگی، عصیان، فوران، مرگ بر مصلحت ...
تودیع بی سرانجام، لذت همجواری با استاد زیزی، رحمانزجی، آقامون رشیدی، مهدی علا، جای خالی آغوش ...
عشق و عادت، افسردگی، سرخوشی، بیوریتم غم و ناگاه شادی، جرقه های توهم، سراب امید، امپراطوری ریا، سایه شوم غفلت، فراماسون، دیکتاتورهایی که همه عین همند، دود، خون، اشک آور، درد ...
پیوند همایون و قمصری، شاهکار شجریان، عاشقانه های آقای صدا، لطافت گوگوش، سه تار ...
کوئست، کمپ کاری، احیا، مرگ، احیا، مرگ، شریان خانوادگی مهندسی فرهنگی، درگیری دانشگاه و حماقت های پی در پی، پژوهش، مقاله، پروژه، اکسپت ...
برخورد خانوادگی و خیلی جدی، روبیک مار و پرس کارت، تی ای تحلیل، سیستم داینامیک، گاز فلفل، شعله های آتش مشعل ...
لذت همه منان من، زایش قلم، سرخوردن جوهر و خلق، شاید باورتون نشه اما همه چی آروم، آسارا، کلارک دشت، فرمانداری و غرب زدگی، پرنس، طغرل، ملوک، سولماز بانو، خنده های من، تو، ما، قه قهه های ما همین نزدیکی، نهج البلاغه، حادثه ای به نام فیض، به بلندای منطقی، سلسله تولدهای کاملا اتفاقی، شب مرد تنها، برآیند خوبی ها و زیبایی ها ...


نه! هیچکدام توصیف خوبی برای 89 نیست! 
گور پدر توصیف ...


امضا: صابر خسروی
90 و 47 دقیقه!

۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

همین جوری - 46: آرزوهای عیدانه ...


سالتون زعفرونی با طعم تفکر !


×. آرزو می کنم در سال جدید که همیشه و همیشه و همیشه دردمند باشید -دردهایی نه از جنس دردهای پست و بی شرم این آدمک های گوشتی و این لاشگان بدکار کاسبکار که دردی از جنس حق- 
آرزو می کنم هیچ شبی بی دغدغه سر بر بالین نگذارید ...
آرزو می کنم که هیچگاه سایه شوم و سرد و تاریک روزمرگی سایه سار لحظه هاتان نشود و همیشه با شعله دلهاتان به جنگ تاریکی های جهل و برای فتح قله های آگاهی گام بردارید ...