*. پیشاپیش هم ورود سین جین بزرگ رو به بلاگ اسپات تبریک می گم ... *. چه مستندی بود این مستند مصدق، سیا و نفت! چه می کنه این بی بی سی!
*. بیا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در شیخ و شاب انداز ...
*. هوی صابر یادت باشه: مدت هاست درباره فرهنگی شرقی می خوای بنویسی و نمی نویسی ها! درباره عشق و دوری و رابطه زن و مرد در ادبیات شرق و غرب! مدت هاست حتی عنوان «کمی اندر باب ما ایرانی ها» رو در ذهن داری که بنویسی درباره فرهنگ کف ایرانی که هنوز ننوشتی! بنویس بابا ... بنویس!
بعدا نوشت: ممنون از کامنت سین جیم عزیز که تذکر دادند بنا الان درست شده و من اشاره نکردم به این اشتباه از من بوده و می پذیرم و از همینجا عذرخواهی می کنم که اون طور فکر می کردم ...
روزگاری بود که هاهاها فقط یک نوع خنده خاص برای یک نفر بود اونم با حق تالیف(!) که الان گویا تبدیل شده به یه اپیدمی حاد و رایج(!) و یه ژانر خاص: ژانر اونایی که اینجوری می خندن!
*. واقعا دلم می خواد اگه خاطره ای دارین و یا دلیلی برای تبدیل شدن این نوع خنده به یک ژانر (!) دارید حتما بنویسین ...
*. چندی پیش در اینجا اولین پستم با عنوان تیکه ها و سوتی ها رو نوشتم با عنوان: هاهاها -درست همون زمانی که هاهاها صرفا یک تکیه کلام بود- و حالا اولین پست با عنوان ژانرم رو هم با همین موضوع آپ می کنم ... ژانر عنوان جدیدی است برای توصیف دسته ای از آدم ها که ویژگی مشترکی دارند و یا موضوعاتی که اپیدمی شده است ...
*. خوشحالم و پر انرژی -بعد از یک مصاحبت با یک دوست-