‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب موسیقی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

عاشقانه های ایرانی به روایت هلندی!

گاهی باید یک خارجی بیاید و داشته هایمان را به رخمان بکشد که ببینیم و یادمان بیاید که چه ها داشتیم و قدرش ندانستیم
تاریخ را که بخوانی بسیارند آنها که آمدند و بخشی از فرهنگمان را باز با قرائت خویش به ما نشان دادند و ما نشسته ایم به فخر فروشی و سرمان را بالا گرفتیم اما در خلوت خودمان که نشسته ایم افسوس خوردیم که چه ها داشتیم و فراموش کردیم. 

آخرین نسخه اش هم همین ویدئویی که دیروز در شبکه های اجتماعی دیدم: عاشقانه های ایرانی به روایت هلندی! حالا هنک، یک نوازنده ی هلندی، آمده و تار نوازی می کند و از حافظ و مولانا میگوید. دیدن این ویدئو تلنگر خوبی است برای ماها که شاید بیشتر و بیشتر قدر دانسته های خودمان را بدانیم.

لینک ویدئو: http://www.aparat.com/v/Dq5WO


۱۳۹۲ تیر ۱۲, چهارشنبه

سینما به سعی اصغر

1. دوستت عاشق زنت باشد ...
تا کنون فیلم های زیادی درباره خیانت ساخته شده اما چنین روایتی به ظاهر طبیعی و در لایه زیرین به شدت وحشتناک و تلخ و گزنده، جای دست مریزاد دارد. آدم های داستان های فرهادی لعنتی وار واقعی اند. 

2. قطار می رود، تو می روی ...
اگر می خواستم خیلی باکلاس این قسمت را شروع کنم، طبعا کمی از اسطوره شناسی می گفتم -با چاشنی چند واژه قلمبه سلمبه و چند ایسم خوشگل مثلا سمیولوژی سوسوری رو می آوردم تو بداهت زدایی بارتی و بعد اصولا از لحجه فرانسوی ساختارگارها حرف می زدم- و بعد کمی از بارت می گفتم و تحلیل برج ایفل و بعد میزدم به اسطوره زدایی از بخش هایی از فیلم. اما چیزی که اینجا می خواهم اشاره کنم، نماد سازی های خوب فرهادی است. خانه ی کنار ایستگاه قطار! انگاری آدم های این خانه (دست کم شوهرهای زنِ خانه) مسافرانی اند برای توقف و بعد رفتن! دیالوگ محشر فیلم در کنار این نماد عالی است: همیشه همین بوده، شوهرهای مادرم چند سالی بوده اند و بعد گذاشته اند و رفته اند. همین اشاره ما را بس!

3. به نام آمبیانس، به کام موسیقی (یا در ستایش جای خالی موسیقی)
فرهادی پیشتر خاصه در درباره الی نشان داد که چگونه می شود فیلمی بدون موسیقی هم ساخت. از این منظر این فیلمش شاهکار بود. فکرش را بکنید می شود در سالن سینما به جای زخمه های آرشه ی رابین ویلیامز و یا ضربه های پنجه هانس زیمر، صدای اُو اُو سگ و یا صدای قطار را شنید و به همان اندازه لذت برد.
اینجاست که صداگذاران فیلم های فرهادی خود را به رخ می کشند؛ حتی می شود یادی هم کرد از جدایی، همان سکانس آخر و سکوت معنادار سیمین و نادر سکوتی که در پس زمینه اش صدای دور دعوای دو زن در راهروی دادگاه می آید؛ انگار که نادر و سیمین در همین سکوتشان نیز دارند با هم دعوا می کنند

4. قرمه سبزی با چنگال ...
یک ای کاش ساده در ذهنم ماند: ایکاش تدوین این کار به هایده صفی یاری سپرده می شد. یک پرش بسیار بد (به هنگام کات پلان شام به بیرون از خانه) و یک دیزالو و ناگاه کات عجیب (در بخش مدرسه) از نکات منفی تدوین بود. 

5. ما هیچ، ما نگاه!
به شخصه از اکران چنین فیلمی فارغ از محتوی آن خوشحالم. فکرش را بکنید، زن آستین کوتاه در سینمای جمهوری اسلامی! اما به حق انگاری عقلانیتی نو در حال شکل گیری است. هر چند به قول استادی اگر عقلانیتی پشت سر چنین برنامه هایی باشد لزوما شاد کننده نیست ... بحثش بماند برای بعد!

6. گذشته با آدم های بی تاریخ (بی گذشته!)
بی تاریخ! بی گذشته! بیشتر به فحش شبیه اند این ها! اما واژه ای برایش پیدا نکردم -امون از این واژه های مبتذلِ فقیر!- 
به یمن تماس رفیقی، گذشته را با آدم هایی دیدم که هیچ از گذشته شان نمی دانستم. خودشان هم از گذشته ی همدیگر خبر نداشتند. تقارن جالبی بود که خودش دنیایی نوشتن میخواهد که مجالش نیست ...

زیاده گویی شد؛
راستی اگر حال ناخوشی دارید، این فیلم برای شما توصیه نمی شود! همین! 



*. نوشته های مرتبط (+) (+)

۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

كجا ؟ هر جا كه پیش آید ...


من اینجا بس دلم تنگ است 
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است 

بیا ره توشه برداریم 
قدم در راه بی برگشت بگذاریم 
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است !؟

...





×. این شاهکار اخوان ثالث را
با زخمه های کلهر و نوای شجریان 
-هر چند کم کیفیت- از اینجا گوش کنید 

×. ادای دینی به کلهر بزرگ

۱۳۹۰ فروردین ۱۲, جمعه

ادای دین - 18: اصغر فرهادی



دلایلی که شاهکاری به نام جدایی نادر از سیمین را چند بار دیگر هم می بینم ...


1. چرا جدایی نادر از سیمین!؟ 
اسم فیلم بی نهایت حکایت دارد، نادر نمی خواست جدا بشه این سیمین بود که جدا شد!


2. موسیقی ریتمیک!
همینی که فیلمی بدون موسیقی بتونه 2 ساعت آدمو می خکوب کنه


3. پایان در اوج!
همینی که ته فیلم مات و مبهوت بمونی توسالن


4. جوایز!
همین که هم برلینو درو کنی (+)


5. بازی!
همین که اونجوری از اون پیره مرده گرفته تا دختره بازی بکشی 


6. کارگردانی!
اینی که بتونی اونجوری میزانسن ها و دکوپاژ صحنه ها رو بچینی 


7. داستان!
همینی که هر 20 دقیقه یک شوک اساسی و بهت آور در داستانت ایجاد کنی 


8. شخصیت پردازی!
همینی که از معدود فیلم های دنیا باشی که شخصیت ها کاملا واقعی و خاکستریند


9. تدوین و صداگذاری!
همینی که طوری تدوین کنی که اصلا به چشم نیاد


10. نام!
همینی که اسم اصغر فرهادی کارگردان یه فیلم باشه 


و این داستان ادامه دارد ...


×. جناب اصغر فرهادی
برای شرافتت که هنوز می توانی در ایران فیلم هایی بسازی که دنیا ایستاده تمجیدت کنند 
برای نوع نگاهت که آدم های داستانت را هر روز از کوچه و خیابان گرفته تا جلوی آینه می بینیم 
برای حفظ آبروی سینمای ایران 
و برای وجود خودت 
سپاس گذارم!


×. جدایی نادر از سیمین به زعم من در مجموع بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران است ...