۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

افکار پریشان - 19: یاد باد آن روزگاران یاد باد ...





به یاد روزهایی که گویی همه خوش بودند،
همه خودی بودند ...
روزهای خوش اتحاد!




*. فردا شب پست جالبی آپ خواهد شد! منتظر باشید ...

*. به این لینک هم سر بزنین جالبه:

رونمایی از مدل موی ایرانی با الگوی اسلامی مورد تایید وزارت ارشاد!!

راستی به کجا چنین شتابان !؟


*. عکس از دوران اوایل انقلاب (متاسفانه هر چه گشتم عکاسش رو پیدا نکردم)

*. ...

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

به گزین ها - 8: ذهنی به وسعت کنجکاوی ...


...

کسانی هستند که پیش من می آیند و راهنمایی می خواهند، من می گویم:
برای خودت مرزی قائل نشو!
بقیه آدم ها این کار را برای تو می کنند پس تو ریسک کن!

در ناسا جمله ای دارند که خیلی دوستش دارند:
شکست بین گزینه ها نیست!

اما شکست همیشه در هنر و اکتشاف باید یک گزینه باشد
چون که این امور بمانند تیری در تاریکی است
و هیچ تلاش مهمی که لازمه اش نوآوری است، بدون خطر نبوده
و شما باید مشاقانه این ریسک ها رو بپذیرید

و جمله ای که من می خواهم از خودم به یادگار بگذارم این است که:

در هر کاری که انجام می دهید شکست یک
گزینه است ... اما ترس نه!

جیمز کامرون - سخنرانی در سازمان TED




*. همیشه عظمت جیمز کامرون رو در کارگردانی شاهکارهایی چون تایتانیک، آواتار، نابودگر، بیگانه و ... می دیدم و همان 13 اسکاری که فیلم هایش برده اند و همان 5 میلیارد دلاری که از فروش تنها دو فیلم آخرش به جیب زده است - درست شنیدید 5 میلیارد دلار!- و مواردی از این دست تا اینکه به صورت اتفاقی در این سایت و در اینجا سخنرانیش رو گوش دادم و دیدم عظمت این مرد بزرگ بیش تر از این حرف هاست، زمانی که از کنجکاوی و هنر و لذتش از علم سخن می گوید به تعبیر خودش «مثل کودکی است مشتاق!» حتما پیشنهاد می کنم این سخنرانی را گوش کنید که بس دیدنی است!


*. من باب یادآوری باید بگویم که جیمز کامرون از آن دست کسانی است که تقریبا برای هر فیلمش یک تکنولوژی را اختراع کرده است تا زمانی که برای ساخت شاهکاری به نام آواتار بیش از 10 سال صبر کرد و 10 سال متخصصین در تلاش بودند برای اختراع تکنولوژی ای که وی بتواند با آن فیلمش را بسازد! تازه هنوز هم راضی نیست!

*. گاهی تنها یک جمله درب هایی جدید را پیش پای آدمی باز می کند ...

*. راستی اینجا را هم آپ کرده ام (مسیر خلاق!)

*. ...

۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

تلنگری به خودم -2: پریشان گویی های در هم ریخته نیمه شب ...



بنویسید حال ما خوب است! نه عالی است! فوق العاده! به قول خودش: پرفکت!
بنویسید دارم از این دم و بازدمم لذت می برم ...
بنویسید و رونوشت کنید به آندره ژید که ما به خود قبولاندیم که تنها خداست
که موقتی نیست!!
بنویسید و رونوشت کنید به مشیری بزرگ که فاصله کجا بود!؟
بنویسید کسی دلتنگ دلی و شانه ای نیست ...
بنویسید و رونوشت کنید به فاضل نظری که گره از کار ما بگشاد عشق ...
بنویسید اینجا کسی احساس تنهایی نمی کند ...
بنویسید و رونوشت کنید به لسان الغیب که نه نرفت !
بنویسید که اینجا کسی در انتظار کسی نیست ...

بنویسید و رونوشت کنید به
بهمن رافعی که آری گرچه حوصله هست اما گله ای نیست!
بنویسید که دلم پاک است، بی ریا، بی گناه ...
بنویسید و رونوشت کنید به مصلح الدین که این مجلس ما بی های و هوی است!
بنویسید که سیریم از سیرت و بصیرت ...
بنویسید و رونوشت کنید به سایه که آری اینجا هوا هم زندانی است!
بنویسید که قفسمان بزرگ است ...
بنویسید و رونوشت کنید به سید علی صالحی که راست گفتی:
حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن ...!

بنویسید و اصلا رونوشت کنید به همه شاعران دنیا که ... نمی دانم! بنویسید و بنویسید و بنویسید ... دلم از این همه ریا و گناهم گرفته است ... دل که آینه شاهی است غباری دارد ...




*. امشب از اون شب هاست ...

*. این غزل بی وصف سعدی در این شب بی مهتاب عجیب طغیانی به پا کرده است:
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من ...
وقتی با صدای همایون شجریان هم باشد که محشر است، اگر خواستید دانلودش کنید!

*. خواهشا مخاطبان عزیز با دید سخیف سیاسی به این پست نگاه نکنند!
توضیح واضحات اینکه اینها تلنگری است به خودم و بعید می دانم مخاطبی معنای تمام جملاتم را بفهمد که حال من خوب است!

*. مسیر خلاق هم راه افتاد ...

*. ...




۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

من و تو - 9: چایی به فاصله فرسنگ ها دورتر ....


های خسته ای!؟ استراحت کن!
بیا چایی ریختم برات ...







*. دله دیگه تنگ میشه! تنگ نشه چی بشه !؟ ...

*. همیشه کتاب خوندن و فیلم دیدن رو در زمانهایی که سرم شلوغه دوست دارم! چون می دونم زمانی که دارم براش می ذارم خیلی ارزشمنده و نتیجتا خیلی دقت می کنم و با تمرکز کتاب رو می خونم یا فیلمو می بینم! همین دو ساعت پیش فیلم Hurt Locker رو تموم کردم و دیدم! زیبا بود! هر 6 تا اسکارت نوش جونش!
کل فیلم یه طرف جمله کریس هجز در اول فیلم هم یه طرف (خودتون ترجمه کنید!):

the rush of battle is often a potent and lethal addiction,
for war is drug, for war is drug , for war is drug

۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

کمی در باب دنیای مجازی - 2: نظر خواهی در باب سوء تفاهمات !





در پست قبل قرار بر این بود که یکی از سوء تفاهمات پر تردد
در بلاگ نویسی رو با هم مرور کنیم ...

با مراجعه به کامنت های پست قبلی خواهیم دید که چقدر تشخیص
هویت ها سخت شده و چقدر تکذیب ها و تاکید ها و ...

ضمن تشکر از مصطفی عزیز که در نبود من زحمت پاسخ گویی
به کامنت ها رو کشید در این پست خواهش می کنم از تمامی
دوستان که نظرات خودشون رو در این باب به اشتراک بگذارند

در ضمن برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاد اگر می تونین با
اکانت جیمیل وارد شوید و پیام بگذارید ...

ضمنا خواهش می کنم کسی از طرف کسی پاسخی
نگذارد ...



۱۳۸۹ تیر ۸, سه‌شنبه

کمی در باب دنیای مجازی - 1: سوء تفاهمات !



در دنیای مجازی یکی از اتفاقاتی که غالبا رخ می دهد پیدایش مخاطبانی است
بی نام و نشان که نه دیدیشان و نه حتی ردی از آشنایی دارید اما این که چیز
بدی نیست، حادثه بد آن است که گاهی کسی با نامی مستعاری -کسی که تو را
می شناسد و از احوالاتت با خبر است!- برایت کامنت می گذارد ...

این را گفتم حادثه بد زیرا در بسیاری از موارد سوءتفاهمات ایجاد شده از
این طریق بسیار زیاد و دردناک و جبران ناپذیر است! بلاگ نویس در این حال
همیشه باید هشیار و عاقل باشد چرا که در اغلب موارد این بلاگ نویس سریعا برای
خود مصداق سازی می کند که بله این کامنت با نام مستعار، فلانی بوده و سریعا
همین مصداق سازی باعث سوء تفاهماتی می شود جبران ناپذیر ...

پس حواسمان باشد در مورد کامنت هایی با
نام های مستعار و ناشناس هرگز تا وقتی مطمئن
نشده ایم مصداق سازی نکنیم
...

ایضا این مورد می تواند برای کامنت هایی با اسم هم تکرار شود
که چه بسا افرادی برای بر هم زدن رابطه ای با اسم های دیگران
در بلاگ های مختلف کامنت می گذارند و غالبا بر اساس این عادت
بد ما ایرانی ها که عادت نداریم رک و صریح و پوست کنده و رو در رو
حرف هایمان را بزنیم چه بسا روابطی که دچار این سوء تفاهم از بین
رفته اند که کاری ندارد که من با اسامی مجتبی، مصطفی، گابریل، الیزابت
تریز، مرد دانش، مجید، سوسن و ... در بلاگهایی کامنت بگذارم!

پس یادمان باشد که حتی در صورتی که از
کامنت رفیقی در پستی رنجیدیم سریعا با خود وی
از صحت و سقم نظرش آگاه شویم ...



*. «کمی در باب دنیای مجازی» حکایت از واگویه هایم دارد در باب این دنیای عجیب نت و بلاگ نویسی که خرمنی است از تجربه های خود و دوستانم در این محیط ...

*. در آینده بیشتر خواهم نوشت ...

۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه

تیکه ها و سوتی ها -5: کچل!








سرشو ته ریشی زده بود !!!!
(بخشی از دیالوگ یکی از رفقا!)




*. یکی از سوتی های بامزه ای بود که شنیدم ....

*. استتیوس این روزهای من: خسته و داغون و درمونده از این زمان لا مصبی که می گذره و کلی کاره که داره تل انبار میشه و مونده ...

*. امروز روز فوق العاده روحیه بخشی بود، یک رجعت، یک عالمه انرژی، کلی ایده و باز هم دغدغه هایی ناب از جنس مهندسی فرهنگی! ممنون از همه بچه ها! ممنون از این همه حضور ...

*. می خوام بلاگی بنویسم در باب دوستی ها، منتظر باشید !!!

*. عکس مربوط به ایکیو سان شخصیت محبوب کارتونی بچگی های ما
عکاس: هیدئو فوروساوا

*. ...