‏نمایش پست‌ها با برچسب شعبده باز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعبده باز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ آذر ۱, چهارشنبه

شعبده ی رویا ...

رویا را نمی توان حبس کرد
و همین راز ماندگاری انسان است ...

----------------

تو شعبده بازی ژوزفین!

شعبده می کنی! 
همین که خیالت می آید اجی مجی لا ترجی و روح من یکهو به پرواز در می آید!

نگاهم می کنی و من پرواز می کنم
اشارتم می کنی و من پرواز می کنم 
سلامم می کنی و من پرواز می کنم 
حتی رویایت هم که می آید من پرواز می کنم ...


تو با اشاره ای پروازم می دهی و می بری مرا آن دورها، بر ابرها می نشانی ...
و چه شعبده ای بالاتر از این!

تو شعبده بازی ژوزفین!


این قطعه را هم آن بالاها روی ابرها نوشته ام که بماند برای خودم و خودت!





*.
بیشتر برای ژوزفین در اینجا  و اینجا