‏نمایش پست‌ها با برچسب سفر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سفر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۱۹, سه‌شنبه

عکس نوشت - 54: قطار می رود، تو می روی ...


و من که سال های سال است 
نمی دانم باید منتظر آمدنت باشم 
و یا با قطار بعدی کوچ کنم ازین خراب آباد 
...

۱۳۸۹ مرداد ۹, شنبه

تیکه ها و سوتی ها - 6: کلارک دشت!



سفر ...


این سفر هم با یکی از اکیپهایی بود که واقعا دوست دارم

باهاشون برم سفر! جدا ترکیب عالی ای داره!
سفر خوبی بود!



*. تیکه ها و سوتی های سفر کلارک دشت(!) برای ثبت در تاریخ:

هوا خوبه حاجی!؟
مگس!
سیب زمینی: مکعب مستطیل هشت میلی متری!
دریا و ...!
پس و گزارش: زیر فشار با توپ! اگه توپ تو چهارچوب باشه گل میشه! ...!!!
منقل بالایی!
دزدگیر ماشین و جلب توجه!
و ...

*. موضوعاتی در ذهن دارم که فردا شب و فردا شب های دگر خواهم نوشت ...

*. لینک های روز:

روز به روز جالب تر ! اینم سندش
روز به روز خفت و خواری بیشتر!
رویا و آرزویی از جنس احمدی نژاد!
همون بالایی ...

*. برای محمد نوری هم دعا کنیم ...



*. عکاس: محمد جهانشاهیان

۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

همینجوری - 15: شاید این جمعه بیاید ....




شاید این جمعه بیاید ...
شاید

البته بیشتر احتمالش اینه که شنبه برسه !


*. صاحاب این بلاگ داره میره سفر یحتمل شنبه بیاد ...

*. اینجا رو هم آپ کردم -بر قبر پدرت مارکس!-

*. منظورم این بود که نور بباره !


۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

در گذرگاه خاطره - 18: سفرنامه ای نانوشته به آسارا!


نجات سرباز جدیدساز - آسارا - تیرماه 89



راستش زیاد برنامه داشتم برا نوشتن از سفر سه روزه به آسارا با مصطفی و سجاد و امیر و رضا و با وجود جای خالی امین و حسین -اونم دوتا!- و سعید و احسان و رضا و ... اما حقیقتش اوضاع طوری شده که دست و دلم به نوشتن نمی ره!
دست و دلم نمی ره بنویسم و
هرهر بخندم که وقتی شما تو دمای 45 درجه می پختین ما اونجا از سرما یخ می کردیم ...
حال ندارم از کوهی بنویسم که همش خاطره بود: افتادنش، گیر کردنش، صخره هاش، مار تو سوراخاش!
حسش نیست بنویسم از تیکه ها و سوتی های سفر مثل دوغ آسارا(!)
حتی حالشو ندارم از راه بندونی که لاری جانی راه انداخته بود بنویسم!

راستش کمی حالمان گرفته است ...
ببخشید!



*. انگار سهراب راست می گفت که نه وصل ممکن نیست!

*. باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور!

*. سفرنامه مرتبط با پست در اینجا

*. عکاس هر دو عکس رضا

*. رفتیم سینما! دوتایی! من و امین! فیلم چهل سالگی! فوق العاده بود! (البته فوق العاده مزخرف!) هاهاها

*. ...

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

همینجوری - 14: و ناگاه مسافرت ...



-این پست عکس ندارد!-

سلام و درود بر همه دوستان ...

من تا یکشنبه دارم م یرم یه قبرستون دره ای گم و گور
بشم بلکن بتونم همه کارامو تموم کنم و به قول فرنگیا
رفرش کنم خودمو !

خب اونجا هم دسترسی به اینترنتم در حد مدفوع مورچه
است (!) نتیجتا خب ممکنه اینجا تا یکشنبه آپ نشه !

القصه بی تابی نکنین برمیگردم!
هاهاها

فعلا بایز!




*. راستی از اونجایی که تعداد سوانح رانندگی در ایران در حد بنز بالاست
اگه احیانا نیومدیم انصافی حلال کنین ...

*. جای همه شما خالی است مخصوصا خود خودم!

*. توضیحات بیشتر اینجا

*. ...