‏نمایش پست‌ها با برچسب دکتر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دکتر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مرداد ۹, چهارشنبه

قرار چه بود؟

آنطور که یادم هست،
قرار بود تو بروی دانشگاه دکتر شوی
و من صبح ها روزنامه بفروشم و عصرها بار بکشم تا شب شود

قرار بود تو درسش را بخوانی و من کِیفش را
اما امان از این دنیای بی قرار و مدار!

۱۳۹۲ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

دیوانه نمی دانست ...

امروز دکتر می گفت استرس بیش از حد داری 
داشت برایم کاک کوهی و استوخودوس تجویز می کرد
دیوانه نمی دانست آرامش من توئی ژوزفین ...




*. دیگری ها برای ژوزفین (+)



۱۳۹۱ دی ۹, شنبه

... که دیدنی ترین توئی!


آن دورها، بالای ابرهای خیال 
چهره ات پیدا نیست ...
تیره و تاری ژوزفین!

بعد این دکتر لعنتی هم
به جای آن که نمره عینکم را عوض کند 
مدام قرص هایم را عوض می کند ...








دیگری ها برای ژوزفین: (+) (+) (+) (+) (+)(+)