۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه
همین جوری - 9: فراخوان!
۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه
ماجراهای من و آقا آرشام - 1: سوال!!
۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سهشنبه
۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه
حادثه بد - 2: خستگی و کار!
۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه
لحظه ای تامل - 3: غم و چشم!

تشخيص غم در چشم ديگران هنر است
اما هنر بزرگتر، زدودن آن غم است!
*. اغلب این جمله یکی از سرلوحه های زندگیم بوده است، برای
همین همیشه سعی کردم دیگران رو بخندونم ...
*. چه دل نوشته مفصلی دارم درباره اینکه چرا می خندم ...
*. صمیمیت و تعریف عمیق دوستی تقارن نزدیکی با این جمله داره
*. چشم، نگاه، غم، ...
*. برای پیدا کردن عکسی مناسب خیلی گشتم که یهو یاد این عکس
افتادم که دوست عکاسم، محمد جهانشاهیان؛ در سفر یک روزه ای به
شمال گرفته بود ... در نتاسب عمیق جمله با عکس هم چیزی نگویم
بهتر است ...
*. بخشی از همان دل نوشته ام:
دلم مي گيرد، نه دلم گرفته است! ديرگاهي است هواي بغض هايم
گرفته است اما دريغ از رعدي، از برقي كه بغرد، فرياد كند و ناگاه
ببارد! بغضهايم از حلقوم بالا نيامده مي لغزد و به درون مي ريزد.
بغضهايم را فرو مي خورم! غم هايم را در كنج اتاق تنها ييهايم
مي گذارم! گاهي آنها را قاب مي كنم و به ديوار دلم مي كوبم! گاهي
آنها را درصندوقچه خاطراتم مي ريزم! گاهي مي گذارمشان درست
در وسط طاقچه! اما دريغ كه اين قانون ابدي و لايزال و بي تبصره
«بقاي ماده و انرژي» دست از سر ما بر نمي دارد! و گويا ما محكوم
هميشگي غم هاي ابديمان هستيم! از همين روست كه مي خندم!
۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه
همین جوری - 7: جستجوی صابر خسروی!

۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه
لحظه ای تامل - 2: دلبستگی ها

به چه فکر می کنی مرد؟
به اینکه چه طور تمام دلبستگی هایت به آب رفت!؟
*. عکس مربوط به 9 روز بعد از زلزله شیلی است ...
همان زلزله ای که می گویند محور زمین را تغییر داده ست ...
و مردی که تمام خانه اش -ملجا و پناه خستگی هایش!- در
حال غرق شدن است ...
*. و چقدر این دلبستگی ها قابل تامل است! و چقدر دل کندن و
تمام شدنشان عجیب! یکی دلبسته دنیا و جاه و مقام، و یکی
دلبسته دوستان و یار و ... ای بابا!
*. آنقدر حرف نگفته دارم و آنقدر مطلب برای نوشتن که
هاج و واج مانده ام ...
*. این روزها زمان کم می آورم! و امروز تازه توانستم کمی بخوابم!
*. منبع عکس: AP Photo/ Natacha Pisarenko
*. ...