نمایش پستها با برچسب روشنفکری. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب روشنفکری. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه
۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه
به گزین ها - 4:ما چگونه ما شدیم!؟
روشنفکران متعهد مسلمان باید هنر حرف زدن
با شش مخاطب را تمرین کنند:
روشنفکران جهان، برادران مسلمان، توده شهری،
زنان، روستاییان و بچه هامان!
این جملات یکی از بزرگترین روشنفکران چند دهه اخیر ایران یعنی دکتر علی شریعتی
در مقدمه کتاب «یک جلوش تا بینهایت صفرها» است. کتابی که به زعم خود نویسنده
تمرینی است برای برقراری ارتباط ذهنی و انتقال ایدئولوژی خود به مخاطب نوجوان.
توضیح واضحات نمی دهم که شریعتی هم مرد فکر بود و هم مرد عمل، کسی که جریان
روشنفکری در ایران مدیون و وام دار چون اویی است که او نام روشنفکر را یدک نمی کشد
که بالعکس این جریان روشنفکری است که باید به حضور چون اویی به خود ببالد؛ که همه
می دانیم او که بود و چه کرد ...
حال اندکی تامل کنیم و ببینیم که بعد از این 33 سال نبود او چرا یک نفر -آری فقط یک نفر!-
روشنفکر مثل او -که مثل او هم نه حتی 1000 مرتبه پایین تر از او!- نداریم!
فکر کنیم که چرا دیگر خبری از روشنفکران ما نیست که اگر خبری هم باشد
یا خبر حبسشان است یا خبر مرگشان!
چه بر سر فرهنگ و اندیشه این سرزمین آورده اند که اکنون ما این شده ایم!؟
پاسخش را شاید زیرکانه در همان کتاب بیابیم که:
آنها از فکر تو می ترسند، از اینکه تو فکر کنی ...
*. شما چه فکر می کنید!؟
*. جایی می خواندم که صادق هدایت جریان روشنفکری در ایران را به کنده درختی
نیم سوز در کنار شومینه تشبیه کرده است که نه می شود آن را سوزاند و نه آدمی
دلش می آید آن را به دور بریزد! چقدر این تشبیه در این دوران تازه به نظر می رسد!
*. تشکر از دوستی که باعث شد تا دوباره بعد از مدتها این کتاب دکتر رو بخونم ...
*. عنوان نام کتابی است از صادق زیبا کلام
اشتراک در:
پستها (Atom)