‏نمایش پست‌ها با برچسب تصادف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تصادف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ اسفند ۱۷, پنجشنبه

یادداشت مطبوعاتی - وقایع نگاری یک تصادف


وقایع نگاری یک تصادف 
روایت وارونگی ها و گم گشتگی های اخلاقی 


{از متن}
تازه به خود آمده بودم. از شوک تصادف تازه رها شده بودم
و داشتم تصاویر حادثه را حلاجی می‌کردم. به ناگاهخش صدای
پیرمردی رشته افکارم را پاره کرد: «شماره پلاکش چند بود؟
دیدی؟» سرم را چرخاندم. به این فکر می‌کردم که چقدر
مردم شهر انتقام‌جو شده‌اند. از میان پرسش‌های مردم دور
و اطرافم مدام تحقیر می‌شدم که «چرا پلاکش را برنداشتی
و چرا شکایت نکردی و به صلابه‌اش نکشیدی!»
نمی‌دانم از حرف‌های مردم بود یا لکه قرمز روی شلوارم 
که بوی خون را استشمام کردم ...

چاپ شده در روزنامه بهار به تاریخ 15 اسفندماه

لینک متن (+)
لینک پی دی اف صفحه (+)




*. مارا در فیس بوک پیگیری کنید (+)

۱۳۹۱ دی ۲۸, پنجشنبه

و ناگاه تصادف!

«در لحظه‌ی تصادف همه‌ی زندگیت به آنی جلوی چشمت ظاهر می‌شود»
دیده بودم در فیلم‌ها که طرف که تصادف می کند کل زندگیش را سریع و تند می‌بیند، اشتباه است!

«در لحظه‌ی تصادف تمام زندگیت جلوی چشمانت می‌آید اما نه همه لحظات و همه کسانی که بوده‌اند که فقط آن‌ها که تمام زندگیت هستند»





*. تجربه عجیبی است تصادف؛ تلنگری سهمگین!
برهه ای غیر قابل توصیف داره اون لحظه که میبینی ماشین داره میاد و تو داری میری زیرش و میگی تمومه دیگهف و یه برهه عجیبی داره! شایدم توهمه من بوده البته!
این پست خشک و خالی هم بماند برای بعده‌های خودم ...