‏نمایش پست‌ها با برچسب بوسه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بوسه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ مهر ۱۰, پنجشنبه

همانجا که سعدی را در می یابی ...

رد خطوط دلتنگی را که بگیری
یک سرش می رسد به خداحافظی
همانجا که هنوز رد گرمای بوسه ی واپسینش روی لبانت مانده
و هنوز نفس هایت از شوق بودنش پیش و پس می زند

همانجا که دست و دلت نای رفتن ندارد
و دو قدم به پیش می روی و بر میگردی
و من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
همانجا که سعدی را در می یابی!




*. دیگری ها برای ژوزفین (+)

۱۳۹۲ دی ۲۹, یکشنبه

از وقتی بوسیدمت ...


صبح ها
عسل های سر سفره
به تو حسودیشان می شود 
عسل به لب زده ای ژوزفین لعنتی؟ 




*. دیگری ها برای ژوزفین (+)