ایثار یعنی ...
درست هنگامی که نارنگی را بر می داری
در دهان که می گذاری تلخ است و بد مزه ...
تلخی اش را حس می کنی و تا آخر می خوری
که مبادا رفیق بغل دستی ات که چشمش به نارنگی بود
این بدمزگی را حس کند و به او نمی دهی حتی ...
حتی اگر در دل چند ناسزای اساسی هم به تو بدهد
گاهی ایثار به همین سادگی -اما به همین عظمت- است ....