‏نمایش پست‌ها با برچسب اشک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اشک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۵, شنبه

گمگشته ی دیار محبت ...

من بی تو گم شده ام ژوزفین
در هزار توی خاطرات 
در فراموشی هر چه هست و خواهد بود 
من خویشتن خویش را گم کرده ام ...

بانو 
کمی آب 
و کمی اشک بیاور 
خسته شدم از این همه آه! 


۱۳۹۴ آذر ۱۹, پنجشنبه

افکار پریشان-100: به کجای جهانی!؟

نشسته ام با حالی خراب، بی قرار و بی تاب و میان این همه آه و اشک به این فکر می کنم که این اندوه بی پایان و این حجم سنگین سیاهی اکنون بودنم کجای معادلات جهان قرار دارد!؟ ناراحتی و خوشحالی ام چه فرق به حال دنیا دارد!؟ حالم از خودم و هر چه هست به هم می خورد! 
چشم ها را می بندم و غرق سیاهیش می روم تا دل خواب!




*. دیگر افکار پریشان (+)