۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

دو کلمه حرف حساب - 1





یکی یه بار به من گفت اگه خواستی فحش بدی
فحش بده، ولی دو تا نکته مد نظرت باشه :

«یکی اینکه فحشی که میدی رو معنیشو بدونی
دوم اینکه اگه به خودت گفتن ناراحت نشی»



*. یاد استاد هندسمون تو دبیرستان -خلیلی- افتادم! یه بار یکی یه فحشی داد
یهو شنید برگشت گفت: «ببین بچه جان! لااقل یه چیزی بگو که یه بار
لمسش کرده باشی!»
*. بعضی وقتا تو خیابون دعوای این بچه های دبستانی رو که میبینم یه
فحش هایی نثار هم می کنن که من با این سنم اصلا تصوری راجع به
اون فحشا ندارم ...


*. ...

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

معرفی بخش جدید - 1






از همون موقعی که تصمیم گرفتم یه وبلاگ شخصی جدای از
خانه دیوانگان و وبلاگهای گروهیمان بزنم، طرح ها و ایده های
جذاب و هیجان انگیزی تو ذهنم بود -که البته خب قطعا نه برای
مخاطب که برای ذهن کج و کوله و دیوونه من جذاب و
هیجان انگیز بوده و هست!- که به مرور زمان اجرایی می شود
نمی دونم چقدر برای مخاطبان -نسبتا اندک ولی عمیق- این گوشه
مجازی کومه ذهن من وجود بخش هایی مثل واژه شناسی
و همینجوری و ... جذاب بوده ولی ارضا کننده و تخلیه کننده
گوشه های خاک خورده کومه ذهنم و نیز ردپایی است از
تراوشات ذهنی قی کرده درونم ...

القصه هدف از نگارش آنچه آمد معرفی بخش جدیدی بود
به نام «تیکه ها و سوتی ها» ...


همیشه و همواره برای من برخی ویژگی های رفتاری و گفتاری
آدم های دو رو برم که ماشاالله کم هم نیستند و از طیف ها
و گروه ها و اعتقادات گوناگونند برایم جالب بوده خاصه
تکیه کلامهای جالبشون!

لازم به ذکره که خود منم از این قاعده مستثنا نیستم پس
برای اولین پست این بخش تازه تاسیس می نویسم:


عجب!





*. هاهاها ....
*. به داداشم گفتم یه اسم پیشنهاد بده برای این بخش که اسم هایی بی شرمانه ای پیش نهاد کرد (!)
برا همین دیگه روم نشد از شما نظرخواهی کنم .... !!
*. البته گفتار درست این واژه تکیه کلام است. اینجا را ببینید ...

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

من و تو - 1




یه روزی به اشتباه گفت: شما خسته ایم !
منم خندیدم و گفتم من و شما نداریم که !




*. ای بابا ....
*. هر چی خواستم اینجا پی نوشت بنویسم دیدم باید سکوت کرد
و لبخند زد ...
(لبخندای منم اونایی که دیدن می دونن چقدر ملیحه !!! هاهاها ....)

*. منبعی برای عکس پیدا نکردم

۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه

آزمون ارشد! - 1




و همانا برای شما ارشدی قرار دادیم
تا برایتان آزمونی باشد، بس خفن !
باشد که رستگار شوید!

و آن زمان که نتیجه ارشد بر شما
آشکار شود و پرده ها کنار رود
عده ای خود را پیروز و عده ای
چوب بر آستینانند !

و آنانی که آستین ندارند آن روز در
سرور و شادی به دیگران ...(!) نشان
می دهند که ای ...ها(!) شما هم عمر
خود را تلف کردید و هم پول پدرانتان را
بروید و دور شوید که شما زیانکاران
قبل و بعد آزمونید!



*. آزمون ارشدی در پیش است، به امید موفقیت همه ارشدی ها ...
*. تشکر از دوستانم مصطفی و احسان که قسمت اول را تکمیل کردند!
*. منبعی برای عکس موجود نبود!

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

تبانی!؟





اونقدر تو این چند ساله تبانی بوده که
همش دل چرکینم که نکنه این بارم
تبانی بوده پرسپولیس ببره !!!

تو رو خدا مملکته داریم!؟



*. چقدر این روزها دلخوشی هامان نزول کرده تا سطح همینی که مثلا دربی اینبار برنده داشت!
*. خوشحالم از اینکه دیگه قضاوت داور ایرانی برامون عادی شده در دربی
*. امان از این وبلاگ مملکته داریم! هر چی خواستم جمله آخرو یه چی دیگه بنویسم
یه موقع ابهام عدم رعایت حق تالیف پیش نیاد چیز دیگه ای به ذهنم نرسید!
*. منبع عکس در خود عکس موجود است

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

شعر - 1




خدا
شب را آفرید
و بشر
تاریکی را !



*. ترجمه احمد پوری
*. دیشب آزاد شد: نامرد! دو شب منتظرت بودیم نیومدی، همون شبی که نیومدیم اومدی بیرون !!!
*. امروز فردی اونقدر شرمندم کرد که زبانم قاصره از تشکر! فقط می تونم سکوت کنم ...